Google

* آخرین فعالیتهای دسته جمعی توسط اعضای تالار تخصصی

موج مثبت


سپیدار سیستم


آموزش حسابداري جهت مصاحبه و استخدام


گپ وخنده


ختم قرآن ویژه ماه مبارک رمضان


انجمن کوهنوردی و طبیعت گردی متا


یاران محک


کاربازی-بازی کار


دفتر جناب آقای کیانی


دفتر جناب آقای فریدون مظفر نژاد


حسابداری تک کاربره IR




hot_post - ویژه ماه محرم - متا نویسنده موضوع: ویژه ماه محرم  (دفعات بازدید: 19049 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین حمید رستمی

xx - ویژه ماه محرم - متا
امام حسین از نظر دیگران
« پاسخ #15 : ۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۲۱:۲۸:۵۴ »
امام حسین از نظر دیگران






حرکت امام حسین (ع) و واقعه کربلا آنچنان عالمگیر است که بسیاری از اندیشمندان شناخته شده جهانی ورای عقیده و ایدئولوژی، نتوانستهاند به سادگی از آن چشمپوشی کنند و تدبر در آن، ایشان را به دیدگاههایی رسانده که گزیدهای از آنها تقدیم میشود:

گاندي:
من نهضتم را مديون حسين بن علي (ع) هستم و من چيز تازه اي براي مردم هندوستان به ارمغان نياورده ام.

چارلز ديکنز (نويسنده انگليسي):
اگر منظور امام حسين(ع) جنگ در راه خواستههاي دنيايي خود بود، من نميفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند. پس عقل چنين حکم مي کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاري کرد.

جرجي زيدان، نويسنده لبناني:
پس از رحلت پيامبر(ص)، حب جاه و مال بر فضايل اخلاقي فائق آمد و افکار و آراي آل علي(ع) در ميان چنان مردمي بي اثر ماند. چنانکه مردم کوفه به خاطر جاه و مال بيعتي را که با امام حسين(ع) بسته بودند، در هم شکستند و به اين نيز اکتفا نکرده و او را کشتند.

توماس مان، متفکر آلماني:
اگر بين فداکاري مسيح و حسين(ع) مقايسه شود حتماً فداکاري حسين پرمغزتر و باارزش تر جلوه خواهد نمود. زيرا مسيح روزي که آماده براي فدا شدن گرديد زن و فرزند نداشت و در فکر آنان نبوده که بعد از او به چه سرنوشتي دچار خواهند آمد. امام حسين(ع) زن و فرزند داشت و بعضي از آنها کودک خردسال بودند و احتياج به پدر داشتند.

کورت فريشلر، مورخ بزرگ آلماني:
امام حسين(ع) در فداکاري قدم را از حدود فدا کردن خود برتر نهاد و فرزندانش را هم فدا کرد... تصميم ثابت حسين(ع) براي فداکاري مطلق نه ناشي از لجاجت بود نه معلول هوا و هوس و او با پيروي از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاري کند تا اينکه مجبور نشود بر خلاف عقيده و آرمان والاي خود به وسيله سازشکاري با يزيد بن معاويه و زندگي ادامه دهد. مي دانيم که حسين(ع) خود را براي کشته شدن آماده کرده بود. و او عزم داشت خويش را فدا نمايد چرا توقف نکرد تا به قتلش برسانند و چرا دائم اسب مي تاخت و شمشير مي انداخت... حسين(ع) دست روي دست گذاشتن و توقف براي کشته شدن را دور از مردانگي و جهاد در راه عقيده و آرمان خود مي دانست. در نظر حسين(ع) در همانجا توقف کردن و گردن بر قضا دادن تا اين که ديگران نزديک شوند تا او را به قتل برسانند خودکشي محسوب مي شود. يک مرد دلير و با ايمان خودکشي نميکند.

توماس کارلايل، دانشمند بزرگ انگليسي:
بهترين درسي که از تراژدي کربلا مي گيريم اين است که حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنان با عمل خود روشن کردند که تفوق عددي در جايي که حق و باطل روبرو مي شوند اهميت ندارد. پيروزي حسين(ع) با وجود اقليتي که داشت موجب شگفتي من است.

تندن انديشمند هندي:
قيام کربلا معدل بشريت را بالا برد و سطح آن را ارتقا بخشيد .

آنتوان بارا (دانشمند مسيحي سوري):
اگر بگويم حسين (ع) چراغ اسلام است کم گفته ام، اگر بگويم که او زره اسلام است کم گفته ام، بهترين جمله اي که مي توانم بگويم اين است که او وجدان تمام اديان در تمام تاريخ است .

واشنگتن ايروينگ(مورخ آمريکايي):
براي امام حســـين ممکن بود که زندگي خود را با تسليم شدن به اراده يزيد نجات بخشد،ليکن مسووليت پيشوايي مسلمين اجازه نمي داد که او يزيد را به عنوان خليفه بشناسد.
او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت، در زير آفتاب سوزان سرزمين خشک و در روي ريگهاي تفتيده…
روح حســـين فنا ناپذير است؛اي پهلوان من و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، حســـــين!

پرفسور ادوارد براون (شرق شناس انگليسي)
آيا قلبي پيدا مي شود که وقتي درباره کربلا سخن مي شنود آغشته به حزن و اندوه نگردد؟
حتي غير مسلمانان نيز نمي توانند پاکي روحي را که اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انکار کنند… هر کس اندکي حس در نهاد خود داشته باشد نمي تواند از اين غصه غم انگيز متاثر نشود.

موريس دوکبري (انديشمند فرانسوي)
حســـين براي شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام مرتبه اسلام از جان و مال و فرزندان گذشت و زير بار استعمار و ماجرا جويي يزيد نرفت، پس بياييد ما هم شيوه او را سر مشق قرار داده از زير دستي يزيديان نوعي رهايي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم، زيرا مرگ با عزت و شرافت بهتر از زندگي با ذلت است.

پرفسور ماربين (فيلسوف و خاورشناس آلماني):
من معتقدم که رمز بقا و پيشرفت اسلام و تکامل مسلمانان به خاطر شهيد شدن حســــين و آن رويدادهاي غم انگيز مي باشد و يقين دارم که سياست عاقلانه مسلمانان و اجراي برنامه هاي زندگي ساز آن به واسطه عزاداري حيسني بوده است.
مادامي که اين روش و خصلت در ميان مسلمانان وجود دارد هرگز آنها تن به خواري نمي دهند و تحت اسارت کسي نمي روند.

سر پرسي سايکس (خاور شناس انگليسي):
حقيقتا آن شجاعت و و دلاوري که اين عده قليل از خود بروز دادند به درجه اي بوده است که در تمام قرون متمادي هر کسي که آن را شنيد بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود.
اين عده مردم دلير غيرتمند، نامي بلند و غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.

کورت فريشلر (مورخ مشهور آلماني و نويسنده کتاب امام حسين و ايران):
تصميم ثابت حســـين براي فداکاري مطلق نه ناشي از لجاجت بود، نه معلول هوي و هوس؛ او با پيروي از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاري کند تا مجبور نشود بر خلاف عقيده و آرمان والاي خود با سازش کاري با يزيد بن معاويه به زندگي ادامه دهد.


امروز را با خدا قدم برداریم و فردا را به او بسپاریم

آفلاین xman

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : حضرت رقيه(سلام الله علیها) كه بود؟
« پاسخ #16 : ۱ شهریور ۱۳۹۰ - ۱۵:۰۸:۲۷ »
ضمن تشکر.لازم دیدم به ماجرای واقعی درخصوص حضرت رقیه اشاره کنم.سالها پیش دختران خادم حرم حضرت رقیه هریک به دنبال هم خواب حضرت رقیه رامی بینندکه به آنها درخصوص نفوذآب به داخل مزارشریفشان گلایه کرده وازآنها میخواهدکه پدرشان مشکل راحل کند.بعدازفراز ونشیبهایی بالاخره پیردم خادم که سیدنیزبوده موضوع راباعلما درمیان می گذارد.علمادستورنبش قبرراصادرکرده ودرروزی خاص خادم بهمراه چندتن ازعلما بزرگ اقدام به نبش قبرمی نمایندوملاحظه می کنندکه آب به قبرنفوذکرده است.خادم چشم بسته به داخل قبررفته وجسم خانم رابا پارچه ای پوشانده وجسم مبارک ایشان راکه کاملاٌسالم مانده برروی پای خودمیگذاردتابناها قبرراترمیم نمایند.خادم می گویدبرروی پاها زخم های حاصل ازتیغ بیابان و...هنوزتروتازه بود.ایشان با توجه به جثه سن حضرت را5تا6سال حدس زده اند.
درخصوص مادرحضرت سجادنیزاحتمال اینکه شهربانومادرایشان باشدبعیداست ومنبع معتبری دراین خصوص وجودندارد.
منبع:کتاب اجسادجاویدان
بزرگترین اقیانوس زمین,آرام است.پس آرام باش تا بزرگ شوی.

آفلاین عشق حسابدار

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : حضرت رقيه(سلام الله علیها) كه بود؟
« پاسخ #17 : ۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۰:۵۵ »
سلام خیلی مفید بود .رقیه باب الحوائج است. باید هم باشه. یه دختر سه ساله واین همه رنج ومشقت. کوه در برابر صبر این خانم زانو میزنه.

آفلاین منصور

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : حضرت رقيه(سلام الله علیها) كه بود؟
« پاسخ #18 : ۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۹:۰۹:۴۴ »
تشکر از ارسال این مطلب
تا کربلا یک راه بیشتر  نیست
از خود که بگذری به کربلا رسیده ایی...
چه زشت است برای مومن دل بستن به چیزی که او را خوار کند
امام حسن عسکری(ع)

آفلاین A.Ehsani

xx - ویژه ماه محرم - متا
«عاشورا» يک متن عاشقانه
« پاسخ #19 : ۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۹:۴۳:۰۸ »

دل است همچو حسين و فراق همچو يزيد

شهيد گشته دو صد ره  به دشت کرب و بلا (ديوان شمس)

جايي گفته بودم «روزه» يک متن است، متني که هر کسي مي تواند آن را در هر زمان  و با هر زباني با توجه به شرايط و احوالات خويش بخواند و از آن لذت ببرد. هر پديده اي مي تواند بالقوه يک متن باشد. انسان هم يک متن و نوشته منشوروار است و البته در مواردي يک اثر ادبي که نقاش روزگار آن را به بهترين صورت ممکن از دفتر تقويم (1) خود به عالم خاکي تقديم کرده است. در اين ميان برخي از متن ها (انسان ها) (2) به دلايل گوناگون بر متن هاي ديگر (انسان ها) تقدم و تشرف مي يابند و - برخلاف متن هاي مجازي ديگر که ترجيح مي دهند در حاشيه و با حفظ ايمني و امنيت و رعايت مصلحت وقت به حيات خود ادامه دهند و به همين دليل به چاپ دوم هم نمي رسند (3)- همواره در بطن يک متن بزرگ‌تر  يعني در دل زندگي و حيات معقول زندگي مي کنند و روش زندگي و سيره آنها و بلکه خود آنها بعد از گذشت سال ها و بلکه قرن ها به چاپ اِندُم مي رسند. اين دسته از  متن ها هستند که به دليل نوع، کيفيت و اهميت محتواي آن، قابليت خوانش هاي متنوع را به خواننده مي دهند و بلکه با مخاطب خويش ديالوگ هم مي کنند.

يکي از سوالات مقدر که طرح درست آن مبين ومفسر فضاي کلي اين نوشتار است، اينکه دلايل و شرايط جاودانگي اين متن (انسان) معطوف به چه مولفه ها و شرايطي تواند بود. به عبارت ديگر چه عواملي در بقاي يک انسان در طول تاريخ تاثير گذار ترست سوالي است که بايد ابعاد و اجزاي آن بدرستي تبيين شود. به هروي بايد روشن کرد که کدام يک از عواملِ مکان برتر، امکان برتر، موقعيت برتر، حادثه برتر، علل  و انگيزه هاي برتر (4) و... به منظور بقا و ابدي ساختن حيات آدمي ، تاثير گذار ترند  و آيا هر کدام از اين عوامل به تنهايي مي تواند موجب جاودانگي يک انسان شود و  آيا علاوه بر اين مولفه ها؛ عواملي ديگري همچون  خود شخصيت و اوتوريته  انسان برتر (5) مي تواند همه اين عوامل را تحت الشعاع خود قرار دهد. با توجه به اين نکات ياد شده عاشورا را به عنوان يک متن مي توان بارها و بارها بازخواني و بازبيني کرد. متني که همه عوامل جاودانگي آدمي را در دل شخصيت اول آن (حضرت حسين) در خود نهفته دارد که بررسي و تحليل اين عوامل به بررسي و تحليل مستقل و فراگير نياز دارد.  همچنان که در مجموعه پژوهش هاي محققان به اين امر توجه شده است. سوال ديگري که به موازات آن سوال اوليه مطرح مي شود اينکه در متون ادبي ما به ويژه متون عرفاني به کدام جنبه از نکات فوق توجه بيشتري شده است؟ به عبارت ديگر در اين متون آيا شخصيت هاي داستان بيشتر محل توجه  و تامل بوده اند؛ يا علل و امکان ها يا  زمان و مکان و موقعيت ها و يا .... .

با اين مقدمه بايد يادآوري کرد که درباره اين متن با توجه به ابعاد و نوع حوادث و شخصيت هاي آن، علل و عوامل پيدايش آن، نتايج و ثمرات آن، اهداف و انگيزه هاي آن، فايده يا فايده هاي آن و ماهيت آن و .... قلم ها و قدم هاي فراواني در طول تاريخ سخن اهتمام ورزيده اند و درباره تصوير شخصيت اصلي اين متن يعني حضرت حسين و گفتارها و افعال او به کرات  نوشته اند.  اينک يکي از اين قرائت ها به عنوان حسن ختام اين بخش تقديم مي گردد.

در سال 61 هجري در گوشه اي از اين کره خاکي به نام عراق واقعه اي در تاريخ بشريت رخ داد که مانند بسياري از حوادث تاريخي حاصل تضاد دو نيروي اهورايي و اهريمني (خوب و بد- محمد(ص) و ابوسفيان- علي(ع) و معاويه و ...)  بود. شخصيت اول اين حادثه و داستان به گونه اي زيست که مرگ تدريجي هرگز شايسته او نبود. مرگي تدريجي اي که در کتاب مقدس مسلمانان «و اينما تکونوا يدرککم الموت و لو کنتم في بروج مشيده» تعبير و در متون ادب فارسي «قضا چون ز گردون فروهشت پر/ همه زيرکان کور گردند و کر» تفسير شده است. مرگي که شايسته چنين انساني بود  و شد؛ مرگي بود که عارف بزرگ ادب فارسي  از آن به «مرگ عشاق» تعبير کرده که مرگ حسيني نمونه تام اين چنين مرگي است(6) :

«عاشقاني که با خبر ميرند

پيش معشوق چون شکر ميرند

از الست آب زندگي خوردند

لاجــــرم شيوه دگر ميرند

چون که شبها نخفته اند زبيم

جمله بي خوف و بي خطر ميرند

از فرشته گذشته اند به لطف

حيف از ايشان که چون بشر ميرند» (ديوان شمس)

مرگي که در عرفان به «موتوا قبل ان تموتوا» تعبير شده است:

«بميريد بميرد در اين عشق بميرد

در اين عشق چو مرديد همه روح پذيريد

بميريد بميريد کز اين مرگ مترسيد

کز اين مرگ برآييد سماوات بگيريد » (ديوان شمس)

مرگي که عزراييل را هم در آن راهي نيست و در مشابهت ِنوع جان بازي (معامله جانباز با جان ستاننده واقعي)چون جان بازي اسماعيل (عاشق جانباز)در کف ابراهيم (جان ستاننده)  است:

«دشمن خويشيم و يار آنکه ما را مي کــشد

غرق درياييم و ما را موج دريا مي کشد

آنچنان شيرين و خوش در پاي او جان مي دهيم

کان ملک ما را به شهد و شير و حلوا  مي کشد

خويشتن فربه نماييم از پي قربان عيــــد

کان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا مي کشد

همچو اسماعـــــيل گردن پيش خنجر خوش بنه

سر مدزد از وي گلو گر مي کشد يا مي کشد

نيست عزراييل را دست و رهي بر عاشقان

عاشقان عشق را هم عشق و سودا مي کشد» (ديوان شمس)

با جمع اين نکات و با توجه به چنين مرگي است که ذهن وقاد عارف بزرگ، مولوي بلخي در بيان شهادت حضرت حسين  به اين ابيات متمايل مي شود و همه اين ويژگي ها را در شهادت عاشقانه حضرت حسين مي بيند و  اين گونه داد سخن مي دهد:

روح سلطاني ز زنـــــــداني بجست

جامه چدرانيم و چون خاييم دست

چون که ايشان خسرو دين بوده اند

وقت شادي شد چو بشکستند بند

سوي شادردوان عزت تـــــــاختند

کنـــــــــده و زنجير را انداختند

پس عزا بر خود کنيد اي عاشــقان

زانکه بد مرگي است اين خواب گران» (مثنوي)

در اين فضاست که مولوي مرگي چنين را شايسته انسان هاي عاشق و جان بازي از جمله حسين بن علي مي داند که به تعبير برخي از مفسران آيات سوره فجر قرآن در وصف او نازل شده است (7) حسيني که به تصور برخي ديگر چنان در عشق به حق غرق گشته بود که نوع عمل او را به دليل شدت و حدت ايثار مي توان به خشونت در عشق ياد کرد (8). البته اين نوع نگاه به عوامل جاودانگي انسان درباره بزرگان ديگر تاريخ بشريت چون سقراط نيز صادق است  که  اتفاقا در نحوه مرگ نيز مشابهت فراواني با او دارد. به عبارت ديگر همچنان که نحوه زيستن هر انسان تعيين کننده نحوه ادامه حيات او در عالم باقي نيز خواهد بود . (9)  اين مساله با نحوه مرگ هر انسان نيز ارتباط نزديکي دارد. همان نکته اي که مولوي به زيبايي از آن سخن رانده است.  (رابطه معرفت و آگاهي با عشق در دو دنيا)

«عـــاشقاني که با خبر ميرند

پيش معشوق چون شکر ميرند

از فرشته گذشته اند به لطف

حيف از ايشان که چون بشر ميرند» (ديوان شمس)

يکي از دلايل مانندگي نحوه مرگ اين دو بزرگ البته در دو ساحت مختلف؛ يکي از آخرين گفتارهاي آن دو در وقت شهادت است که  باعث نزديکي اين دو بزرگ تاريخ شده است. همان عبارت معروفي که حضرت حسين  در  ايام آخر حيات  فرمودند که «هيهات من الذله و .... و ان کان دين محمد (حقيقت و آگاهي) لم يستقم الا بقتلي و يا سيوف  خذيني» که شبيه همين سخن را نيز سقراط  که عاشق حقيقت و معرفت بود در وقت مرگ اين گونه بر زبان جاري ساخته بود: «تا جان در بدن دارم از آگاه ساختن شما دست بر نخواهم داشت پس بدانيد خواه سخن آنوتوس را بپذيريد خواه مرا تبرئه کنيد در هيچ حال رفتاري جز اين نخواهم کرد و لو بارها کشته شوم» (آپولوژي، آلن دوباتن، 1385: 10) و در نهايت گفت «سزاوار نيست که آدمي چه در ميدان رزم و چه در ميدان بزم از چنگال مرگ به آغوش ننگ بگريزد» ( آخرين وصيت سقراط) اين دو مساله گوياي اين نکته باريک است که اين دو شخصيت به گونه اي زيستند که مردن تدريجي لايق آنها نبوده است. بر اين اساس مي توانيم بگوييم حضرت رسول اكرم صلي‌الله عليه و آله وسلم، امام علي عليه‌السلام و امام حسين (ع ) و... در اين راستا و راسته قرار مي گيرند و خواننده مي تواند  متن وجودي آنها را در هر عصري از عالم استعاره ها فراتر ديده و به عالم سمبل ها و نمادها نيز تفسير و تاويل کند و به دليل نمادين شدن شخصيت آن بزرگان به عنوان نماد يک حقيقيت به عالم اسطوره ها هم تسري دهد. هر کدام از اين بزرگان در نوع خود نه يک اثر ادبي که يک متن خلاقانه و شاهکار ادبي اند که در هر عصري يکoriginal text   خواهند بود و اين است يکي از شرايط جاودانگي آن بزرگان.

آري حسين يک متن است و به عنوان يک متن هر کسي مي تواند آن را بخواند و از خواندن آن لذت ببرد. البته شرط پذيرفتن اين نکته در اين است که هر خواننده  بتواند جدا از شخصيت خود متن آن را بر اساس علائق و سلائق خويش بخواند و درک خاصي با توجه به عينک خاص خود (همت) از آن ارائه دهد.  (10) اينک به چند تصوير از نگاه يکي از شاعران معاصر درباره اين دسته از متون اشاره مي شود؛ متوني (انسان هاي ناميرا) که آن ميرنده ميرا (مرگ) را در آغوش گرفته و از آن ابايي ندارد. البته در اين تصوير ها به صورت ازلي  و کهن نمونه (archetype) اين شخصيت هاي ناميرا  اشاره شده است:

«نام تو چيست/ نام تو نور/ نام تو شور/ نام تو لبخند/ لبخند / در تلفظ نامت/ ضروري است/ نامي براي مردن/ نامي براي تا به ابد زيستن / نامي براي بي که بداني چرا/ گاهي گريستن/ تاريخ عاشقان/ فهرست کوچکي / از لب شمار نام شهيدان توست/ پيغمبران/ به نام تو سوگند خورده اند ... (قيصر امين پور، آينه هاي ناگهان: 46-47) و يا:

«اي خوشا ز خود رفتن مست خلسه اي خونين      سرخوش از سماعي سرخ عارفانه رقصيدن

معني شکوفايي است ترجمان والايي است        مثل غنچه خنديدن چون جوانه روييدن» (تنفس صبح: 42)

«کس راز حيات او نداند گفتن     بايست زبان به کام خود بنهفتن

هر چند مبان خون خود خفت ولي     سوگند که خون او نخواهد خفتن» (تنفس صبح: 62)

«حسن تو کنايه اي به طوفان مي زد      در ناي تو نبض عيد قربان مي زد

درياي دلت ساحل اطمينان بود   آرامش تو طعنه به طوفان مي زد» ( تنفس صبح: 63)

«اي نابترين معاني واژه خوب    اي جوشش خون گرمتان شهرآشوب

کس در سفرکدام منظومه شنيد     يک روز کند هزار خورشيد غروب» (تنفس صبح: 65)

«رفت تا دامنش از گرد زمين پاک بمانَد     آسماني تر ازآن بود که در خاک بمانَد

از دل برکه شب سر زد و تابيد به خورشيد   تا دل روشــــن نيلوفري اش پاک بماند

دل و دامان شب آنگونه ز سوز دم او سوخت     که گريبان سحر تا به ابد چاک بماند...

جز صداي سخن عشق صدايي نشنيدم        که در اين همهمه گنبد افلاک بمانَد» (گلها همه: 86)

در ادبيات فارسي با توجه به ارزش و اهميت حضرت حسين به عنوان يک متن و شاهکار آفرينش که با يک انتخاب تمام  متن هاي (حوادث) مشابه خود را تحت الشعاع قرار  داده و در سايه افکنده؛ به انحاي مختلف به شخصيت و ارزش کار او اشاره شده که صورت تفضيلي آن - آن هم فقط در متون عرفاني- نياز به تتبع و جستار کلان و عميقي دارد که محققان در اين راستا قلم و قدم زده اند. به عنوان نمونه بررسي سيماي حسين؛ تنها در متون ادبي معاصر که در قالب داستان معاصر و رمان ( سووشون، کليدر، رمان امام حسين و .... ) تاليف و منتشر شده  خود نيازمند تحقيق مفصل و پردامنه اي است.

در حوزه شعر معاصر هم بررسي سيماي اين متن (حضرت حسين عليه السلام) خود نياز به بررسي و تحليل مستقل دارد که در ذيل به چند نمونه آن؛ آن هم فقط در اشعار يک شاعر؛( زنده ياد قيصر امين پور) اشاره مي شود. نمونه اول در آخرين مجموعه شعري ايشان يعني «دستور زبان عشق» است که تراژدي کربلا را با تاکيد بر بعد عاطفي  آن به تصوير کشيده است:

«کودکان کربلا» راستي آيا

 کودکان کربلا، تکليفشان تنها

دائما تکرار مشق آب آب

مشق بابا آب بود. ( امين پور، دستور زبان عشق،  1386: 21)

نمونه دوم مربوط به دفتر شعر «آينه هاي ناگهان» است که هم بعد عاطفي آن را به تصوير کشيده و هم بعد حماسي و هم بعد عرفاني آن را ترسيم کرده است. اين قطعه، مثنوي ايست که در وصف کربلا پس از غروب عاشورا و بردن سر مبارک امام است که با عنواني مزين شده که تداعي کننده آن سويي بودن آن سراست و آن «ني نامه» است:

« خوشا از دل نم اشکي فشاندن     به آبي آتش دل را نــــشاندن

خوشا زان عشقبازان ياد کردن      زبان را زخمه فريــــاد کــردن

خوشا از ني خوشا از سر سرودن     خوشا ني نامه اي ديگر سرودن

نواي ني نــــــوايي آتشين است     بگو از سر بگيرد دلنشين است 

نواي ني نواي بي نوايي است     هواي ناله هايش نينوايي است...

سرش بر ني تنش در قعر گودال     ادب را گه الف گرديد گه دال

ره ني پيچ و خم بسيار دارد          نوايش زير و بم بسيار دارد

سري بر نيزه اي منزل به منزل      به همراهش هزاران کاروان دل

چگونه پا ز گل بردارد اشتر      که با خود باري از سر دارد اشتر

گران باري به محمل بود بر ني        نه از سر باري از دل بود بر ني

چو از جان پيش پاي عشق سر داد    سرش بر ني نواي عشق سر داد

به روي نيزه و شيرين زباني              عجب نبود ز ني شکر فشاني

اگر ني پرده اي ديگر بخواند           نيستان را به آتش مي کشاند

سزد گر چشم ها در خون نشيند       چو دريا را به روي نيزه بيند

شگفتا بي سرو ساماني عشق            به روي نيزه سرگرداني عشق

ز دست عشق عالم در هياهوست      تمام فتنه ها زير سر اوست» ( امين پور،آينه هاي ناگهان، 164)

حسن ختام اين جستار ابياتي از جلال الدين محمد بلخي که نشان دهنده اصل سنخيت در عالم هستي است و اينکه السنخيته عله الانضمام و اينکه شرط حسيني بودن و حسيني شدن کسب اوصاف و خصائل آن عاشق خوبي هاست. اگر بزرگي ما را به سمت خود کشاند يا قصد تسخر ما دارد و يا اينکه از ما دعوت مي کند خوبي هاي او را در خود بپرورانيم: 

«گر لــطيفي زشت را در پي کند      تسخري باشد که او بر وي کند

گفــــتم ار خوبم پذيرم اين ازو        ورنه خود خنديد بر من زشت رو

خوب خوبي را کند جذب اين بدان          طيبات و طيبين بر وي بخوان

در جهان هر چيز چيزي جذب کرد      گرم گرمي را کشيد و سرد سرد

قسم باطل باطلان را مي کـــــــشد      باقيان از باقيـــــان هم سرخوشند

ناريان مر نـــــــــــاريان را جاذبند       نوريان مر نوريان را طالبند» (مثنوي)

پي نوشت‌ها:

[1] . «و لقد خلقنا الانسان في احسن التقويم»

2 . مقصود انسان هايي هستند که به معناي حيات واقعي دست يافتند و به سه سوال «از کجا آمده ام» و «براي چه آمده ام» و «به  کجا خواهم رفت» پاسخ منطقي و معقول داده اند.

 3- مقصود از اين دسته از متون، انسان هايي  هستند که به نوعي در روزمره گي و روزمرگي خويش مي زيند  و با رعايت محافظه کاري و مصلحت بيني در حاشيه زندگي مي کنند و مي ميرند.

 4- در مورد حادثه اخير يعني عاشورا عواملي چون امر به معروف، حکومت کردن، بيعت نکردن با ناحق، اتمام حجت، احياي دين و.... به عنوان مهم ترين اين انگيزه ها ياد شده که خود در بقا و جاوداني داستان کربلا موثر بوده است

 5- به منظور روشن شدن مقام اين انسان  در اين جستار برخي از  ويژگي هاي اين انسان کامل ( حضرت حسين)  با توجه به  نوع نگاه او به عالم هستي، خود و خدا با توجه به فراز هايي از سخن آن بزرگ اشاره مي شود. او کسي است که هرگز خود را نمي بيند و با خداي خويش در نهايت ادب و  نزاکت است: «الهي من کانت محاسنه مساويه فکيف لا تکون مساويه مساويه الهي من کان حقائقه دعاويه فکيف لاتکون دعاويه دعاويه . او کسي است که آيه شريفه «الم يعلم بان الله يري» واقف است و حقيقت را به هيچ چيز نمي فروشد: «عميت عين حتي لا تراک عليه رقيبا و خسرت صفقه عبد لم تجعل له من حبک نصيبا ....  که اين نوع نگاه به خداوند در متون عرفاني ادب فارسي به کرات متجلي شده است: « زهي نادان که او خورشيد تابان/  به نور شمع جويد در بيابان// همه عالم به نور اوست پيدا/  کجا او گردد از عالم هويدا// کي رفته اي ز دل که  تمنا کنم تو را / کي بوده اي نهفته که هويدا کنم تو را// پنهان نگشته اي که شوم طالب حضور / غيبت نکرده اي که پيدا کنم تو را». حقيقت را فراتر از هر چيزي مي داند که بتوان آن را به کمک آن چيز اثبات کرد: « الهي ايکون لغيرک من  الظهور ما  ليس لک حتي يکون له مظهر لک ...  البته با توجه به آيات قران نيز مستفاد مي شود که يکي از شرايط جاويد ماندن در طول اعصار ايمان ( عاشقانه) و انجام عمل صالح ( صادقانه) است که هم در شخصيت حضرت  و هم در عمل ايشان به صورت کامل بروز و ضهور يافته است: «ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل الرحمان ودا» ( سوره مريم)

 6- در نگاه عرفاني دو نوع مرگ وجود دارد: « آن که مردن پيش چشمش تهلکه است           امر لا تلقوا بگيرد او به دست

آن که مردن پيش او شد فتح باب                         سارعوا آيد مرو را در خطاب

اي که مي ترسي ز مرگ اندر فرار                        هان زخود ترساني اي جان هوشدار

مرگ هر کس اي پسر همرنگ اوست                    پيش دشمن دشمن و بر دوست دوست»  (مثنوي)

7- به نظر برخي از مفسران آيات آخر سوره فجر درشان آن حضرت  عاشق نازل شده است بر اين اساس حضرت ايشان در اثر يک انتخاب و معامله  به صاحب نفس مطمئنه ملقب شده است.  (سوره فجر) 

8- چقدر بايد عشق ورزيد . (ر مقاله خشونت عشق. ملکيان، مدرسه،   4 )   

9- « و من کان في هذه اعمي و في الآخره اعمي و اضل سبيلا»

10- «تو و طوبي و ما و قامت دوست     ديد هر کس به قدر عينک اوست»


منبع:وب سایت سازمان تبلیغات اسلامی

آفلاین منصور

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : «عاشورا» يک متن عاشقانه
« پاسخ #20 : ۶ آذر ۱۳۹۰ - ۲۰:۴۲:۴۶ »
"هر کدام از اين بزرگان در نوع خود نه يک اثر ادبي که يک متن خلاقانه و شاهکار ادبي اند که در هر عصري يکoriginal text   خواهند بود و اين است يکي از شرايط جاودانگي آن بزرگان."

این قسمت خیلی به دل نشست.سپاس
چه زشت است برای مومن دل بستن به چیزی که او را خوار کند
امام حسن عسکری(ع)

آفلاین pooneh

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : «عاشورا» يک متن عاشقانه
« پاسخ #21 : ۷ آذر ۱۳۹۰ - ۲۰:۱۹:۳۲ »
 مفهوم شهید در اندیشه شریعتی
نوع فهم دکتر شریعتی از مفهوم عالی شهید، برداشتی خالص، عمیق و ناب از فرهنگ اصیل اسلامی است. وی در تعریف کلمه "شهید" می‌گوید: "شهید در لغت، به معنای حاضر، ناظر، به معنای گواه و گواهی‌دهنده و خبردهنده راستین و امین و هم چنین به معنی آگاه و نیز به معنی محسوس و مشهود ، کسی که همه چشم‌ها به اوست و بالاخره به معنی نمونه، الگو و سرمشق است."
"شهید" زنده، جاوید، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب گر و روزی خوار نعم‌الهی است و این اصیل‌ترین دریافت از متون و فرهنگ اسلامی به شمار می‌رود ، چنانچه قرآن کریم نیز بدان اشاره می‌کند.



دکتر شریعتی در جای دیگر می‌نویسد: "شهید، قلب تاریخ است هم چنان که قلب به رگ‌های خشک اندام، خون، حیات و زندگی می‌دهد، جامعه‌ای که رو به مردن می‌رود، جامعه‌ای که فرزندانش ایمان خویش را به خویش، از دست داده‌اند و جامعه‌ای که به مرگ تدریجی گرفتار است، جامعه‌ای که تسلیم را تمکین کرده است، جامعه‌ای که احساس مسئولیت را از یاد برده است و جامعه‌ای که اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاریخی که از حیات و جنبش و حرکت و زایش بازمانده است.



شهید همچون قلبی، به اندامهای خشک مرده بی‌رمق این جامعه، خون خویش را می‌رساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است که به یک نسل، ایمان جدید به خویشتن را می‌بخشد."
شهادت، برنده‌ترین سلاحی است که هیچ دشمنی را یارای مقاومت در برابر آن نیست. مرحوم شریعتی در این‌باره می‌نویسد:"یکی از بهترین و حیات بخش‌ترین سرمایه‌هایی که در تاریخ تشیع وجود دارد، شهادت است."
"در فرهنگ ما شهادت، مرگی نیست که دشمن ما بر مجاهد تحمیل کند.




* مفهوم شهادت در اندیشه شریعتی
از نظر شریعتی "شهادت" مرگ دلخواهی است که مجاهد با همه آگاهی و همه منطق و شعور و بیداری و بینایی خویش، آن را انتخاب می‌کند.



شهادت، در یک کلمه برخلاف تاریخ‌های دیگر که حادثه‌ای، درگیری و مرگ تحمیل شده بر قهرمان و در نهایت یک تراژدی است،در فرهنگ ما، یک درجه است، وسیله نیست، خود هدف است، اصالت است، خود یک تکامل، یک علو است، خود یک مسئولیت بزرگ است، خود یک راه نیم بر به طرف صعود به قله معراج بشریت است و یک فرهنگ است."

* شهادت امام حسین (ع) در نظر شریعتی
دکتر شریعتی همچنین می‌نویسد:"امام حسین (ع) یک شهید است که حتی پیش از کشته‌شدن خویش به شهادت رسیده است نه در گودی قتلگاه،بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید حاکم مدینه که از او بیعت مطالبه می‌کرد ، "نه" گفت، این، "نه" طرد و نفی چیزی بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است."
او همچنین می‌نویسد: "شهادت حسینی شرایط ویژه خود را می‌طلبد وقتی ظلم، انحطاط و انحراف همه‌گیر می‌شود و ارزشهای والای اسلامی مسخ می‌گردد و موعظه‌ها بر گوشه‌ای سنگین کارگر نمی‌افتد، حسین باهمه دانایی به عدم توانایی خود در پیروزی ظاهری بر دشمن، علنا به پیشواز مرگ می‌رود و با انتخاب شهادت، بزرگترین کاری را که می‌شد کرد، انجام می‌دهد."

* شرایط نهضت امام حسین (ع)
شریعتی پیرامون شرایط نهضت امام حسین (ع) می‌نویسد: "شکل مبارزه‌ای که حسین انتخاب کرده، قابل فهمیدن نیست مگر این که اوضاع وشرایطی که حسین در آن شرایط، قیام خاص خودش را آغاز کرد، فهمیده شود.



اکنون حسین مسئول نگاهبانی انقلابی است که آخرین پایگاههای مقاومتش از دست رفته است واز قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنی حکومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یک شمشیر برایش نمانده و حتی یک سرباز! سال‌هایی است که بنی‌امیه همه پایگاه‌های اجتماعی را فتح کرده است."
اسلام در این زمان، چون پوستین وارونه شده،ارزش‌های اسلامی رنگ باخته و دین با حاکمیت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف می‌رود.



امام حسین (ع) در چنین شرایطی برای اصلاح دین جدش قیام می‌کند و از یک سو، نیرویی برای تغییر وضع موجود ندارد و از دیگر سو، در سکوت خود مشعل امیدی نمی‌بیند.




* امام حسین (ع) مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد
دکتر شریعتی همچنین می‌نویسد: "فتوای حسین این است: آری! در نتوانستن نیز بایستن هست برای او زندگی، عقیده و جهاد است. بنابراین، اگر او زنده است وبه دلیل این که زنده است، مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا. و از حسین، زنده‌تر کیست در تاریخ ما، کیست که به اندازه او حق داشته باشد که زندگی کند؟ و شایسته باشد که زنده بماند.



نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگی کردن، آدمی را مسئول جهاد می‌کند و حسین مثل اعلای انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایی یا جمعیت، فقط شکل انجام رسالت و چگونگی تحقق مسئولیت را تعیین می‌کند نه وجود آن را."

* هنر خوب مردن
شریعتی در این‌باره نیز معتقد است: "امام حسین (ع) فرزند خانواده‌ای است که هنر خوب مردن را در مکتب حیات، خوب آموخته است.



آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به‌همه آنها که جهاد را تنها در توانستن می‌فهمند و به همه آنها که پیروزی بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است انتخابی که در آن، مجاهد با قربانی کردن خویش در آستانه معبد آزادی و محراب عشق، پیروز می‌شود و حسین وارث آدم - که به بنی‌آدم زیستن داد - و وارث پیامبران بزرگ - که به انسان چگونه باید زیست را آموختند - اکنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مردن را بیاموزند."

* آثار شهادت امام حسین (ع)
شریعتی می‌نویسد: "برخی درباره آثار شهادت حسینی تردید کردند و آن را قیامی خوانده‌اند که شکست خورده است شگفتا! کدام جهاد و کدام جنگ پیروزی بوده است که دامنه فتوحاتش در سطح جامعه در عمق اندیشه و احساس و در طول زمان و ادوار تاریخ ، این همه گسترده و عمیق و بارآور باشد.



حسین با شهادت "ید بیضاء" کرد ، از خون شهیدان "دم مسیحایی" ساخت که کور را بینا می‌کند و مرده را حیات می‌بخشد... اما نه تنها در عصر خویش و در سرزمین خویش، که شهادت جنگ نیست، رسالت است، سلاح نیست، پیام است، کلمه‌ای است که با خون تلفظ می‌شود."

* شهدا زنده جاوید
شریعتی در این خصوص نیز معتقد است: "آنها که تن به هر ذلتی می‌دهند تا زنده بمانند، مرده‌های خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانی که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده‌اند ومرگ خویش را انتخاب کرده‌اند درحالی که صدها گریزگاه آبرومندانه برای ماندنشان بود و صدها توجیه شرعی و دینی برای زنده ماندن شان بود توجیه و تاویل نکرده‌اند و مرده‌اند، اینها زنده هستند.



آیا آنها که برای ماندنشان تن به ذلت و پستی، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده‌اند هر کس زنده بودن را فقط در یک لش متحرک نمی‌بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش می‌بیند، حس می‌کند و مرگ کسانی را که به ذلتها تن داده‌اند تا زنده بمانند، می‌بیند."
* مسئولیت ما
"این که حسین فریاد می‌زند پس از این که همه عزیزانش را در خون می‌بیند و جز دشمن کینه توز و غارتگر در برابرش نمی‌بیند فریاد می‌زند که: "آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد" مگر نمی‌داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سئوال، سئوال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سئوال،انتظار حسین را از عاشقانش بیان می‌کند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قائلند، اعلام می‌نماید."

* حضرت زینب (ع)
نمی‌توان از کربلای حسین نوشت و در آن، از کار بزرگ زینبی یادی نکرد، زیرا حادثه کربلا با نقش مکمل و بی‌بدیل حضرت زینب (س) کامل می‌شود.



مرحوم شریعتی در این مورد می‌گوید: "رسالت پیام از امروز عصر، آغاز می‌شود. این رسالت بر دوش‌های ظریف یک زن، "زینب" زنی که مردانگی در رکاب او جوانمردی آموخته است و رسالت زینب دشوارتر و سنگین‌تر از رسالت برادرش.



آنهایی که گستاخی آن را دارند که مرگ خویش را انتخاب کنند، تنها به یک انتخاب بزرگ دست زده‌اند اما کار آنها که از آن پس زنده می‌مانند، دشوار است و سنگین.



و زینب مانده است، کاروان اسیران در پی‌اش، و صف‌های دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد شهر می‌شود، از صحنه بر می‌گردد.



آن باغهای سرخ شهادت را پشت سر گذاشته و از پیراهنش بوی گل‌های سرخ به مشام می‌رسد. وارد شهر جنایت!، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادی شده است، آرام و پیروز، سراپا افتخار بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و بردگان استعمار و استبداد فریاد می‌زند: (سپاس خداوند را که این همه کرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا کرد، افتخار نبوت، افتخار شهادت...)
"اگر زینب پیام کربلا را به تاریخ باز نگوید، کربلا در تاریخ می‌ماند." امام حسین (ع) مظهر و سمبل حق است که در همه عصرها، چون نمادی زنده و خروشان، ظهور پیدا می‌کند و همه کسانی را که از پاسداری حقیقت زمان خود طفره می‌روند، به یاری می‌طلبد و در واقع یاری طلبیدن امام عشق در کربلا، انعکاس موج اندیشه اسلامی برای کمک به حق در همه زمانهاست.



به واقع سیدالشهدا زنده‌ترین شهید تاریخ است،نام او، یاد او، خاطره او و داستان شگرف کربلای او، همه و همه در طول تاریخ برای همه نسلها نیروبخش، حیات آفرین، امید زا و انقلاب گستر است.



خون حسین، مایه حیات بخشی است که در گذر زمان بر کالبد ملت‌ها دمیده می‌شود و آنها را به زندگی فرا می‌خواند و حسین (ع) زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می‌شود وهمگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‌کند
خدایا ! تو آنی که من می خواهم پس مرا آنی بساز که تو میخواهی.

آفلاین مرداس

xx - ویژه ماه محرم - متا
حسین مظلوم است !!!!!
« پاسخ #22 : ۹ آذر ۱۳۹۰ - ۱۶:۱۷:۲۷ »
حسین هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
ستار گلمکانی صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، يكماه تکیه راه می‌اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت می‌شود و میانداری می‌کند و روزها مردم را لخت می‌کند و زورگیری ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می‌کند و آخرین ورژن! پوسترهای علی‌اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
آقای صولتی تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند و تا آخر سال هم مشتری‌هایش را!
 
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می‌زند و علم می‌کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی‌افتد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دسته‌هاي عزاداری اسفند دود می‌کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
نیما پشت ماکسیمایش می‌نویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی! سگ ۱۱ماهه‌اش دور نمی‌شود!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
حاج منصور مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق 250 روز یک کارگر را می‌گیرد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
جباری رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد و ۳۳۵ روز آب به شیرشان می‌بندد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما می‌گرید!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
حاج آقا کلامی، ۹شب مردم را به تقوی دعوت می‌کند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوا می‌کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
هیت امنای مسجد ...علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می‌کنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه می‌زنند و گریه می‌کنند !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می‌آید...
کل یوم عاشورا
یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه
کل ارض کربلا
یعنی...چند مسجد و چند تکیه !
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد
او هم می‌رود
تا سال بعد !
تا یاد بعد
[/size]

آفلاین Moshashaei

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : حضرت رقيه(سلام الله علیها) كه بود؟
« پاسخ #23 : ۹ آذر ۱۳۹۰ - ۲۳:۴۷:۳۲ »
ممنونم مطلب زیبایی بود.
بنده هم این جریان نبش قبر خانوم رو شنیدم باورش سخته.هر دلی باور نمیکنه.
ولی حقیر باور دارم که خلقت این خاندان از نور بوده و نور اعلانور هستند.
یاحق به من بفهمان که بی تو چه خواهم شد؛اما نشانم نده...آمین

آفلاین pooneh

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : حسین مظلوم است !!!!!
« پاسخ #24 : ۱۰ آذر ۱۳۹۰ - ۲۱:۱۱:۰۹ »
با سلام ودرود
جناب مرداس عزيز وگرامي من معتقدم بايد عاشق حسين بود تا از حسين گفت وبايد عقايد باز وديد باز داشت تاواقعيت را راجع به تعزيه وراه انداختن هيات گفت . مطلب زيبا و جالب بود در روستاي مزينان زادگاه دكتر علي شريعتي هر ساله مراسم تاسوع وعاشورا پرشور برگذار ميگردد شايد جمعيت اين روستاي كو چك به  2 الي سه ميليون در اين ايام برسد از همه اقصي نقاط ايران هركسي يك ريشه كوچك در اين روستا داشته  باشد حتي اگر در خارج از ايران هم باشد ميايد وشركت ميكند جماعت عجيبي است روستاييان با چهره هاي تكيده وزحمت كش در كنار بقيه افراد كه مهمان هستند . هم خلوص را ميتوان ديد هم ريا را هم 11 ماه سر خلق شيره ماليدن ويك هفته در تكاياي روستا غذا دادن وهم دست تهي بدون بضاعتي عاشقانه براي حسين سينه زدن وخدمت به مردم واقعا" جالب توصيف كرديد بايد درمزينان باشيد تا اينهايي را كه گفتيد را از نزديك لمس كنيد
خدایا ! تو آنی که من می خواهم پس مرا آنی بساز که تو میخواهی.

آفلاین A.Ehsani

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : حسین مظلوم است !!!!!
« پاسخ #25 : ۱۰ آذر ۱۳۹۰ - ۲۱:۳۲:۳۹ »
سلام

دوستان هر کسی مسئول اعمال خودشه و حتی توی جامعه بزرگی مثل جامعه دوران پیامبر(ص) انسانهای اینطوری هم زیاد بودن . از بین میلیونها آدم فقط چند نفر تقوی دارند. اینو تو قرآن کریم هم مدام بیان شده.

آفلاین A.Ehsani

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : حسین مظلوم است !!!!!
« پاسخ #26 : ۱۱ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۹:۰۱ »
سلام خدمت جناب مشعشعی

روز جمعه شما بخیر

اگر کمی دقت کنیم در دین مبین اسلام گفته شده است جهاد اکبر خودسازیست و اگر جامعه ای که انسانهای خود ساخته در آن وجود دارند این جامعه همان جامعه حسینی است. متاسفانه یک جورائی در جامعه ما اهمیت به حفظ حرمت در جامعه جایگزین خودسازی شده است یعنی در میان اجتماع حفظ حرمت کن ولی در خفا کار دیگر و این باعث ترویج ریا کاری و تشکیل انسانهای دو شخصیتی خواهد شد. اگر ما اجازه دهیم افراد آنچه که در درونشان هست بیرون بریزند بهتر است از آنان بخواهیم در بیرون مثل اکثریت رفتار کنند.
تازمانی برای مردم ما بهترین معیار مادیات است معنویات جائی نخواهد داشت و ترویج معنویات در این دوران هزاران برابر سخت تر از صدها یا هزاران سال پیش است چون به دلیل پیشرفت علم و ارتباطات موارد وسوسه انگیز بسیار زیادتر از گذشته است .

آفلاین Moshashaei

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : حسین مظلوم است !!!!!
« پاسخ #27 : ۱۱ آذر ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۴:۴۵ »
سلام جناب احسانی

بله حق باشماست.همون ریاست که متاسفانه این وضع رو به بار نشونده.

به نظر شما این که افراد هرچه در درونشان هست رو بیرون بریزند عواقبی نخواهد داشت؟

و در مورد ترویج معنویات کاملا موافقم.بله ظاهر تا جایی پیش رفته که باطن و امور باطنی رو به حساب نمیاره.و واقعا اونایی که باطن رو قبول و باور دارند کارشان دشوار تر است.

به امید روزی که همه با هم بهترین باشیم.
آمین
یاحق به من بفهمان که بی تو چه خواهم شد؛اما نشانم نده...آمین

آفلاین A.Ehsani

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : حسین مظلوم است !!!!!
« پاسخ #28 : ۱۱ آذر ۱۳۹۰ - ۱۳:۵۳:۱۸ »
سلام

شاید تصور کنیم که بیرون نمیریزند متاسفانه این افراد وجود دارند و افکار و رفتارشون رو ترویج میدهند و با ریا کاری جایگاه اجتماعی هم پیدا میکنند. اگر بیرون بریزند حداقل تکلیف اطرافیان مشخص میشود. باتشکرازشما

آفلاین حمید رستمی

xx - ویژه ماه محرم - متا
پاسخ : حسین مظلوم است !!!!!
« پاسخ #29 : ۱۱ آذر ۱۳۹۰ - ۲۳:۵۷:۲۵ »
با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد
ولی
یاحسین گفتن کجا!
و با حسین بودن کجا!!!
[/b]
امروز را با خدا قدم برداریم و فردا را به او بسپاریم


اشتراک گذاری از طریق facebook اشتراک گذاری از طریق linkedin اشتراک گذاری از طریق twitter

xx
ویژه آقایان

نویسنده CIVILAR

47 پاسخ ها
25216 مشاهده
آخرين ارسال ۱۰ آبان ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۱:۲۲
توسط آزاده پرتو
xx
ویژه بانوان

نویسنده امیر شهباززاده

150 پاسخ ها
61523 مشاهده
آخرين ارسال ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۱۷:۳۸:۱۵
توسط homi
xx
چرا صفر را صفر نامیده اند؟ +اعمال ویژه ماه صفر

نویسنده آزاده پرتو

2 پاسخ ها
1472 مشاهده
آخرين ارسال ۲۵ آذر ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۲:۳۸
توسط آزاده پرتو