Google


normal_post - میزان نقش و سهم خانواده در انتخاب همسر - متا نویسنده موضوع: میزان نقش و سهم خانواده در انتخاب همسر  (دفعات بازدید: 504 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین محتشمی

  • سـرپـرسـت بـخـش
  • *
  • تعداد ارسال: 19
  • متا امتیاز 950 تومان
  • لیست کدهای من
  • تشکر و اهداء امتیاز به محتشمی
  • رای برای مدیریت : 0
  • تخصص: پژوهشگر مستقل در حوزه جرم شناسی، روان شناسی و جامعه شناسی - کارشناس ارشد از دانشگاه شهید بهشتی
  • استان / شهر: تهران
  • سپاس شده از ایشان: 2
  • سپاس کرده از دیگران: 0
xx - میزان نقش و سهم خانواده در انتخاب همسر - متا
میزان نقش و سهم خانواده در انتخاب همسر
« : ۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۰:۲۳ »
خانواده به ویژه در کشور ما از نقش و جایگاه مهمی در زندگی تک تک اعضای اون برخورداره. پدر و مادر افرادی مهم و دوست داشتنی هستن که از زندگی ما غیر قابل حذفن و چه بهتر که رابطه ای احترام آمیز، صمیمانه و محبت آمیز با اونا داشته باشیم. اونها در زندگی ما چه قبل و چه بعد از ازدواج نقش حمایتگرانی دلسوز از جنبه های مختلف رو بازی می کنن و تنها کسانی هستن که عشقشون به ما بی قید و شرط و بدون چشمداشته.
بنابراین، هرچند ما بعد از ازدواج خانواده ای مستقل رو تشکیل می دیم و فرض بر اینه که به رشد و پختگی کافی برای حل مسائل این خانواده جدید با درایت خودمون و کمک متخصصین مربوطه رسیدیم و بهتره که دیگه دردسری رو برای پدر و مادرمون ایجاد نکنیم، اما تا قبل از ازدواج به هر حال ما با اونا زندگی می کنیم و مشورت باهاشون در امور مختلف زندگیمون می تونه سازنده و مفید باشه.
حالا در زمینه ازدواج چی؟
فرض اولیه بر اینه که من زمانی که می خوام ازدواج کنم به خودشناسی و بلوغ روانی لازم رسیدم و قدرت تشخیص، شناخت و تجزیه و تحلیل کافی رو دارم. پس بهتره تا زمانی که به این درجه از رشد نرسیدیم، اونقدر متعهد و مسئول باشیم که تشکیل زندگی نداده و زندگی خود و طرف مقابلمون رو با مشکل مواجه نسازیم. لازمه که ما  تا زمانی که با تلاش، مطالعه و کسب آگاهی ها و مهارت های لازم به این درجه از بلوغ برسیم، صبر کنیم. پس اگه تا قبل از رسیدن به این مرحله، پدر و مادر نگران و مخالف ازدواج و انتخاب ما باشن، طبیعی و بجاست. اما حالا وقتی که من بلوغ روانی و اجتماعی لازم رو برای ازدواج پیدا کردم و موردی برای ازدواجم پیش اومد، باید به خاطر داشته باشم که به خصوص در کشور ما، ازدواج، پیوند فقط دو نفر نیست، بلکه پیوند دو خانواده ست. پس خانواده ها هم در زمینه انتخاب سهم دارن.
من اول خودم باید بررسی کنم که آیا طرف مقابل من معیارها و اولویت های من رو برای ازدواج داره، تناسبات مختلف از جنبه های گوناگون بین ما دو نفر و خانواده هامون وجود داره، علاقه و کشش اولیه به صورت متقابل بین ما وجود داره یا خیر. اگه همه اینها وجود داشت، حالا با خانواده صحبت کنم و نظرات اونها رو هم جویا بشم. زمانی که پدر و مادر با یک ازدواج موافقت یا مخالفت می کنن، معمولاً نظرات آنها برحسب تجاربی که در زندگی کسب کردن، می تونه فاکتوری مهم در بررسی های ما باشه. ممکنه پدر و مادر نشانه هایی رو در طرف مقابل یا خانواده اون ببینن که چه بسا از چشم فرزند افتاده باشه و یا به خاطر علاقه به طرف مقابل، توجه کافی رو به اونها نکرده باشه. پس می بایست بالغانه و بی طرفانه، نظرات پدر و مادر را هم به عنوان یکی از فاکتورهای انتخاب لحاظ کرده و بعد تصمیمی صحیح و همه جانبه گرفت.
حالا اگه پدر و مادر با انتخاب من موافق بودن که چه بهتر، اما اگه مخالف بودن، کار درست اینه که من با اونها گفتگو کنم. اول به دقت و صبورانه نظرات اونها و علت های مخالفتشون رو گوش بدم. بعد نظرات خودم و دلایل درست بودن این انتخاب از دیدگاه خودم رو هم ارائه بدم. توی این گفتگو هر دو طرف باید قدرت و تحمل پذیرش خودشون رو بالا ببرن و سعی کنن با مذاکره ای بالغانه و منطقی و بدون تعصب و پیش داوری، به نتایجی سازنده دست پیدا کنن و این نتایجو مکتوب کنن. پس هدف از صحبت بحث و جدل نیست، بلکه هدف حل مسئله و رسیدن به نتایجی درست و همه جانبه در زمینه این انتخابه. بعد من در خلوت خودم به بررسی دوباره شناختی که خودم از طرف مقابل دارم و مطالعه و تحلیل نظرات پدر و مادرم می پردازم و سعی می کنم به یک جمع بندی صحیح برسم.
حقیقت اینه که من خودم وظیفه نهایی انتخاب رو دارم. من اونقدر باید به استقلال فکری و عملی رسیده باشم که توانایی انتخاب صحیح و پذیرش مسئولیت های اون رو داشته باشم؛ نه اینکه شخصیتی وابسته و اصطلاحاً ژله ای داشته باشم که با هر نظر و حرفی تلاطم پیدا کنم و اونقدر ضعیف باشم که قدرت تصمیم گیری درست رو نداشته باشم و دیگران به جای من تصمیم بگیرن.
یک حقیقت دیگه هم اینه که هیچ کس به اندازه خود من با طرف مقابل من معاشرت نداشته و با زیر و بم های فکری، شخصیتی و رفتاری اون به اندازه من آشنا نیست. هر کسی بر اساس میزان آشنایی خود و بر مبنای حرف های من برداشتی رو از طرف پیدا کرده و بر اساس اون به یک نتیجه گیری رسیده. بنابراین این خود من هستم که نباید کوچک ترین نشونه ای رو نادیده بگیرم و تصمیم نهایی رو با عقل و عشق خود، توکل خالصانه به خداوند رحیم و حکیم و پرهیز از وابستگی مطلق به دیگران و یا گرفتاری در وسواسِ در انتخاب به خاطر حجم وسیع اطلاعات دریافتی و نظرات دیگران، اتخاذ کنم.
پس، حرف نهایی اینه که منِ بالغ و مستقل، شناخت خودم رو با نظرات پدر و مادرم و حتماً حتماً آموخته های خودم از کتاب ها و کارگاه های آشنایی با چگونگی انتخاب صحیح همسر و نیز راهنمایی های یک مشاور متعهد جمع می بندم و با تجزیه و تحلیل دقیق اونها، فرد مورد نظر رو به عنوان شریک زندگیم انتخاب می کنم یا خیر. بنابراین، توجه به همه فاکتورهای گفته شده در انتخاب من لازم و غیر قابل حذف هستن، اما هیچ کدام به تنهایی کافی و تعیین کننده نیستند. نظرات پدر و مادر هم یکی از همین فاکتورها هستند که هرچند بسیار مهمن و به هیچ وجه نباید نادیده گرفته شن و در برابرشون مقاومت بیجا بشه، اما اونا هم در کنار سایر ارزیابی ها و دیگر منابع شناختی و نه الزاماً به تنهایی قابل استفاده هستن.
شکی نیست که اغلب پدر و مادرهای ایرانی آگاه و دلسوزن و نظرات اونها می تونه راهگشا باشه، اما طرز فکر و سطح آگاهی همه هم مثل هم نیست. پس چه بهتر که انتخاب ما در نتیجه ی ترکیبی از اطلاعات و آگاهی ها باشه تا دلمون به این انتخاب قرص باشه و تو دلمون نگیم وای فلان چیز از قلم افتاد و بهش توجه نکردم. حالا دیگه وقتی از هر جهت حساب شده و منطقی پیش رفتیم، بهتره ظرفیت همه ما اونقدر بالا باشه که نتیجه هر چه که بود، با اطمینان به درستیش، اونو بپذیریم و ادامه روابط صمیمانه، همبستگی ها و حمایت های عاطفی قشنگ خانوادگی خودمونو فدای تعصب، بی منطقی، کمال گرایی افراطی، عشق های عصبی و نامتعادل، لجبازی و مواردی از این دست نکنیم.


Linkback: https://irmeta.com/meta/b396/t20531/


اشتراک گذاری از طریق facebook اشتراک گذاری از طریق linkedin اشتراک گذاری از طریق twitter

 

anything