Google


normal_post - آیا من یک هم وابسته هستم؟ - متا نویسنده موضوع: آیا من یک هم وابسته هستم؟  (دفعات بازدید: 1328 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین کمال حقیقی

xx - آیا من یک هم وابسته هستم؟ - متا
آیا من یک هم وابسته هستم؟
« : ۱۴ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۹:۵۰ »
آیا من یک هم وابسته هستم؟

1- آيا خود را مسئول احساسات و رفتار ديگران مي دانم ؟
2- در تشخيص نوع احساسات خود مشكل دارم و نمي دانم آيا خشمگينم ، غمگينم يا شاد هستم ؟
3- آيا در نشان دادن احساساتم مشكل دارم ؟
4- آيا از عكس العمل ديگران نسبت به احساساتم ترس و دلهره دارم ؟
5- آيا در ايجاد و حفظ رابطه نزديك مشكل دارم ؟
6- آيا از اين‌ كه ديگران مرا آزار دهند يا نپذیرند می ‌ترسم ؟
7- آيا از خود و ديگران خيلی توقع دارم ؟
8- آيا براي تصميم گيری مشكل دارم ؟
9- آيا سعی می ‌كنم احساساتم را انكار كنم ؟ يا آن را به حداقل برسانم يا اصلاح كنم ؟
10- آيا اعمال و رفتار ديگران عكس العمل مرا تعيين می‌كنند ؟
11- آيا احتياجات و خواسته‌های ديگران را مقدم می ‌دانم ؟
12- آيا ترس از خشم ديگران بر روی صحبت و اعمال من اثر می گذارد؟
13- آيا ارزش‌های مورد قبول خود را در برابر ارزش‌های مورد قبول ديگران نديده می ‌گيرم ؟ و به ارزش‌های ديگران بيشتر بها می دهم ؟
14- آيا من داشته‌ها و نكات خوب و مثبت خود را نمی ‌توانم تشخيص دهم ؟
15- آيا آرامش من توسط احساسات و رفتارهای ديگران تعيين می ‌شود ؟
16- آيا بر روی كارها، حرفها و رفتارهای خود قضاوت می ‌كنم ؟ و هيچ وقت آنها را به اندازه کافی خوب نمی دانم؟
17- آيا قبول دارم كه ضربه ‌پذير بودن و درخواست كمك كردن طبيعی و نرمال است ؟
18- آيا زياد از حد وفادار هستم؟ حتی اگر اين وفاداری غير قابل توجيه باشد و برايم
مضر باشد؟
19- آيا حتماً بايد كسي به من احتياج داشته باشد تا بتوانم با او رابطه برقرار كنم؟
20- آيا بايد كسی مرا دوست داشته باشد يا تاييد كند، تا درباره خود احساس خوبی
داشته باشم؟
21- مشكلات و درگيری ديگران بر آرامش من اثر می گذارد و افكار من بر روی مشكلات و تسكين درد ديگران متمركز می ‌شود؟
22- آيا افكار من بر روی ديگران تمركز دارد؟
23- آيا افكار من بر روی حمايت از ديگران تمركز دارد؟
24- آيا افكار من بر روی سوء استفاده از ديگران تمركز دارد ؟
25- آيا من احساس احترام به خود می ‌كنم، وقتی كه مشكلات ديگران را حل می كنم يا درد ديگران را تسكين می دهم ؟
26- آيا سرگرمی و علائق خود را كنار می گذارم، تا در سرگرمی و علائق ديگران
شريك شوم؟
27- آيا نظرات خود را در مورد لباس پوشيدن و ظاهر نزديكان به آنها ديكته می ‌كنم، چون فكر می ‌كنم آنها انعكاس دهنده من هستند؟
28- از احساس ديگران آگاهم ، ولی از احساسات خودم خبر ندارم ؟
29- آيا روياهايتان برای آينده هميشه به كس ديگری وصل است ؟
30- آيا در روابطم با ديگران سعی نمی ‌كنم كه هميشه دهنده باشم تا احساس امنيت كنم؟
31- آيا ارزشها خود را به خاطر برقراری رابطه با ديگران زيرپا می ‌گذارم ؟
32- كيفيت زندگی من به كيفيت زندگی ديگران بستگی دارد؟

در واقع بسیاری از ما ممکن است چند تا یا تعداد کمی از ویژگی های افراد هم وابسته را داشته باشیم. تعداد پاسخ های شما به سوالات بالا نشان دهنده مقدار این بیماری در شماست. از یک پاسخ تا سی و دو پاسخ مثبت! همه پاسخ هایی که شما به سوالات بالا دادید نشان دهنده تربیت ناکارآمدی است که از آن برخوردارید. یادتان باشد ما در سیر زندگی بطور همزمان از چهار الگو پیروی می کنیم؛ 1- وراثت 2- رفتارهای والدین و آموزه های آنها 3- محیط (مدرسه،جامعه، گروه همسالان و دوستان و ...)، 4- خود یا خویشتن مان

کارآمدی یا ناکارآمدی ما محصول تعامل این چهار الگو در درون ماست که نحوه عکس العمل های ما به زندگی و شیوه زندگی کردن ما را تعیین می کنند. حتی می توان تعارضات، تناقض ها و تضادهای درونی را به تعامل نادرست و اشتباه این چهار الگو نسبت داد. به همین خاطر است که بسیاری از افراد در بسیاری از لحظه های مهم زندگی دقیقا نمی دانند باید چکار کنند. به همین دلیل مدت طولانی را در سردرگمی سپری می کنند و بالطبع دچار هیجانات شدیدی مثل افسردگی، اضطراب، نا امیدی، خشم، خود انتقادی، نارضایتی، بی حوصلگی، احساس پوچی، خودزنی و خودکشی و غیره می شوند. و به همین سبب خانمی که به عنوان مثال مورد بررسی قرار گرفت، تحت تاثیر عوامل مختلف (همان چهار الگو) و عوامل دیگر نتوانست تصمیم مناسبی بگیرد و به جهنم زندگی خود بازگشت. شما تا بحال چند بار توانسته اید روش های خود را در مواجهه با مسائل مربوط به زندگی شخصی، شغلی، زناشویی، خانوادگی و اجتماعی تان تغییر دهید؟ شاید خیلی کم پیش آمده باشد. دلیلش هم این است که شما به خیلی از روش هایی که تا بحال از آنها استفاده کرده اید عادت کرده اید و حالا دست برداشتن از آن روش ها کاری بسیار دشوار است. کنار گذاشتن روش های قبلی برای حل مسائل به معنی خلع سلاح شدن در این دنیای بی رحم است و این همان حماقت محض است! نه! اشتباه نکنید. علت اینکه اغلب افراد مشکلاتشان حل نمی شود این است که فرصت یادگیری و امتحان کردن روش های جدید برای حل مسائل را به خودشان نمی دهند. تغییر کردن امری دردناک است!

منبع :http://www.gtalk.ir

Linkback: https://irmeta.com/meta/b2044/t6216/


اشتراک گذاری از طریق facebook اشتراک گذاری از طریق linkedin اشتراک گذاری از طریق twitter

xx
نقش های که یک هم-وابسته در آن ظاهر میشود

نویسنده کمال حقیقی

0 پاسخ ها
1569 مشاهده
آخرين ارسال ۱۴ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۲:۴۵
توسط کمال حقیقی