Google


normal_post - راه جایگزین قهر و پرخاشگری در زندگی مشترک  - متا نویسنده موضوع: راه جایگزین قهر و پرخاشگری در زندگی مشترک  (دفعات بازدید: 352 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین محتشمی

  • سـرپـرسـت بـخـش
  • *
  • تعداد ارسال: 19
  • متا امتیاز 950 تومان
  • لیست کدهای من
  • تشکر و اهداء امتیاز به محتشمی
  • رای برای مدیریت : 0
  • تخصص: پژوهشگر مستقل در حوزه جرم شناسی، روان شناسی و جامعه شناسی - کارشناس ارشد از دانشگاه شهید بهشتی
  • استان / شهر: تهران
  • سپاس شده از ایشان: 2
  • سپاس کرده از دیگران: 0
xx - راه جایگزین قهر و پرخاشگری در زندگی مشترک  - متا
راه جایگزین قهر و پرخاشگری در زندگی مشترک
« : ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۸:۲۳:۵۵ »
بسیاری از ما یاد نگرفتیم که هنگام مواجهه با یک مسئله و مشکل در روابط زناشویی خودمون چه طوری رفتار کنیم. خیلی از افراد به محض قرار گرفتن در چنین وضعیتی قهر می کنن و با سکوت مرگبار خودشون فکر می کنن که دارن برخورد درستی رو نشون می دن. این گرفتاری بیشتر در زن ها دیده می شه. خیلی از اشخاص هم در چنین موقعیتی شروع می کنن به داد و بیداد و پرخاشگری تا وضعیتو تحت تسلط خودشون در بیارن. این گرفتاری هم بیشتر در مردان وجود داره.
حالا صرف نظر از زن یا مرد بودن، بهتره بدونیم که هردوی این رفتارها به شدت ناسالم، خطرناک و مخرب رابطه هستن.
 وقتی که من مدام سر هر قضیه ای قهر می کنم، طرف مقابل در ابتدا سعی می کنه پیش قدم بشه و صلح و آشتی رو بدون اینکه اصل قضیه حل شده باشه، برقرار کنه. این کار رو ادامه می ده تا جایی که واقعاً خسته و کلافه می شه و حقیقتاً هم دلیلی نمی بینه که هر دفعه کوتاه بیاد و حتی در مواردی که تقصیری متوجه اون نیست، شخصیتشو زیر پا بذاره تا بلکه همسرش نیم نگاهی به اون بکنه. قهر کردن بسیار بچگانه ست، نوعی باج خواهیه و راهیه برای پنهان کردن عدم اعتماد به نفس، انواع و اقسام خلأها و کمبودهای درونی و تربیتی و عدم قدرت صحبت کردن سازنده و نتیجه بخش.
همچنین، وقتی که من سر کوچک ترین قضیه ای قیل و قال راه میندازم و شروع می کنم به پرخاشگری و بی احترامی به طرف مقابلم یا حتی خانواده اون، باید بدونم که با این کارم به شدت رابطه رو خراب می کنم و کلیه حرمت ها و حریم های اون رو زیر پا می ذارم. وقتی هم که احترام در زندگی مشترک از بین رفت، دیگه سر پا نگه داشتن رابطه کار خیلی سختیه و اگه هم ظاهرش سر پا بمونه، از درون خراب شده و کرم خورده ست و دیر یا زود متلاشی می شه. وقتی که من مدام و به دلایل واهی و غیرمنطقی پرخاشگری می کنم، یا بیمارم و باید درمان بشم و یا به خاطر نوع تربیتم و عدم تلاشم در کسب مهارت کنترل خشم، اصلاً بلد نیستم که طور دیگه ای رفتار کنم. اگر اینو فهمیدم، موظفم که به خودم کمک کنم و زندگی مشترک خودم رو هم از این وضعیت خطرناک نجات بدم.
اما، کار درست و جایگزین قهر و پرخاشگری هنگام روبرو شدن یا یک مسئله یا تعارض چیه؟
صرف نظر از این که لازمه ما قبل و بعد از ازدواج مهارت های لازم و کافی رو برای داشتن یک انتخاب صحیح و سپس ساختن یک زندگی مشترک سالم در خودمون ایجاد کنیم، در یک مورد خاص که مسئله ای بین ما رخ می دهد، قبل از هر چیز باید این درک رو در خودمون به وجود آورده باشیم که همون طور که گفتیم، این یک مسئله ست و هر مسئله ای هم قابل حله. پس ما دو نفر نه دشمن هم هستیم و نه جنگی با هم داریم که قرار باشه یکی توی اون پیروز و دیگری مغلوب بشه. ما شریک و همراه زندگی هم هستیم. پس با توهین، تحقیر، تمسخر و سرزنش، شخصیت و احساسات همدیگرو پایمال نکنیم. این رو بفهمیم........ این رو درک کنیم.........
حالا تو یک همچین شرایطی که تعارض و ناراحتی بین ما پیش اومده، بهتره قبل از اینکه به خاطر غلبه خشم کار نادرستی از ما سر بزنه، سکوت کنیم. این سکوت، سکوتی بالغانه ست به قصد جلوگیری از نابودی حرمت ها یا دامن زدن به خشم موجود و نه سکوتی که بیانگر قهر و بچه بازی باشه. سپس، لازمه با درک وجود خشم و عصبانیت در یکی از ما یا هر دو نفرمان، مؤدبانه از هم بخوایم که برای به دست آوردن دوباره آرامش خودمون و فکر کردن به موضوع پیش آمده از هم فاصله بگیریم و بعد از مدت زمان مشخصی که با توافق هم تعیین می کنیم، بر گردیم و دوباره صحبت کنیم. این مدت زمان معمولاً بین یک تا دو ساعته، اما از بیست دقیقه نباید کمتر باشه و در بدترین شرایط هم از دو روز نباید بیشتر باشه.
این کار در ابتدا واقعاً سخت و غیرممکن  و حتی خنده دار به نظر میاد. چون ما دوست داریم و عادت کردیم که همون زمانی که مسئله ای پیش میاد، حرف های دلمونو بیرون بریزیم و خودمونو راحت کنیم. اما وقتی درک کنیم و آگاه بشیم که این کار به نفع خودمون و به مصلحت تداوم هرچه بهتر رابطمونه، با تکرار، تمرین و استمرار، این مهارت رو در خودمون به وجود میاریم.
ما طی این مدتی که تعیین کردیم، اول سعی می کنیم که از طرق مختلف خشممون رو مدیریت کرده و آرامش رو به خودمون برگردونیم. بعد شروع می کنیم به فکر کردن در مورد اتفاق پیش اومده و ریشه یابی اون. سپس، به کمک قدرت تجزیه و تحلیل خودمون، راه حل های سالم و سازنده این مسئله رو پیش خودمون پیدا می کنیم و می نویسیم. در آخر هم پس از اتمام مدت تعیین شده، هر دو متعهدانه نزد یکدیگر بر می گردیم، از صحبت کردن طفره نمی ریم، به حرف ها، احساسات و راه حل های همدیگه با صبر و دقت گوش می دیم، فقط بر مسئله فعلی متمرکز می شیم و اتفاقات گذشته رو به میون نمی کشیم، در خصوص رابطه خودمون صحبت می کنیم و از هرگونه بی احترامی نسبت به خانواده هم پرهیز می کنیم و در مجموع، سعی می کنیم به کمک عقل و بلوغ خودمون و در موارد لازم، مشورت با یک مشاور دلسوز، مسئله پیش اومده رو به صورتی برنده – برنده، منعطفانه، صمیمانه و منطقی حل کنیم؛ به طوری که حال هر دوی ما از نتیجه این گفتگو خوب باشه. تا حد امکان هم، سر هر قضیه ای خانواده ها رو مطلع نکرده و اونها رو به دردسر نمیندازیم. ما اون قدر پخته و بالغ هستیم که توانایی حل مستقل مسائل خودمون رو در زندگی مشترکمون رو داشته باشیم.
حل مسئله یک مهارته و چه بهتر که اون رو یاد بگیریم، تمرین کنیم و در موارد بروز تعارض، به جای پناه بردن به روش های غلط و آسیب زننده، از اون بهره ببریم. یادمون باشه که هرگز و هرگز در زمان اوج عصبانیت به دنبال حرف زدن، حل مسئله، تربیت کردن دیگری و مواردی از این دست نباشیم. بلکه اول آروم بشیم و درست فکر کنیم و بعد بالغانه صحبت کنیم تا هم عشقمون و هم احتراممون با کوچکترین آسیبی مواجه نشه.
امتحان کنیم............................



Linkback: https://irmeta.com/meta/b396/t20801/


اشتراک گذاری از طریق facebook اشتراک گذاری از طریق linkedin اشتراک گذاری از طریق twitter

xx
چرا لازمه در یک زندگی مشترک با تفاوت های روانشناختی بین زن و مرد آشنا باشیم؟

نویسنده محتشمی

0 پاسخ ها
435 مشاهده
آخرين ارسال ۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۲:۵۴
توسط محتشمی
xx
هنگام بروز اختلاف در زندگی مشترک، مراجعه به متخصص سازنده تر است یا خانواده ها؟

نویسنده محتشمی

0 پاسخ ها
454 مشاهده
آخرين ارسال ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۸:۲۶:۱۵
توسط محتشمی
xx
چه قدر می تونم اجازه بدم زندگی نزدیکانم زندگی منو تحت تأثیر قرار بده؟

نویسنده محتشمی

0 پاسخ ها
759 مشاهده
آخرين ارسال ۲۲ فروردین ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۲:۱۹
توسط محتشمی
xx
چرا افسرده ام و حسی به زندگی ندارم؟

نویسنده محتشمی

0 پاسخ ها
765 مشاهده
آخرين ارسال ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۰:۱۳:۳۳
توسط محتشمی
xx
داشتن حال خوب در شرایط مختلف زندگی

نویسنده محتشمی

0 پاسخ ها
752 مشاهده
آخرين ارسال ۱۱ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۰:۰۹
توسط محتشمی