Google


normal_post - تفاوت رهبری !!! با مدیریت !!! و تفاوت این دو با فردگرایی !!!  - متا نویسنده موضوع: تفاوت رهبری !!! با مدیریت !!! و تفاوت این دو با فردگرایی !!!  (دفعات بازدید: 3734 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین کـوکـبـی

  • هیات موسس
  • *****
  • index - تفاوت رهبری !!! با مدیریت !!! و تفاوت این دو با فردگرایی !!!  - متا
  • تعداد ارسال: 2.906
  • متا امتیاز 2323493 تومان
  • لیست کدهای من
  • تشکر و اهداء امتیاز به کـوکـبـی
  • رای برای مدیریت : 61
  • انسان شکست نمي خورد بلکه دست از تلاش بر ميدارد
  • تخصص: Information Is Power
  • استان / شهر: البرز
  • سپاس شده از ایشان: 408
  • سپاس کرده از دیگران: 582
سلام

رهبر کیست ؟ و رهبری چه خصوصیاتی دارد ؟

مدیر کیست ؟ و مدیریت دارای چه خصوصیاتی است ؟

تفاوت رهبری و مدیریت چیست ؟

شخصیت فرگرا در مواجهه با مدیر یا مواجهه با رهبر در چه جایگاهیست ؟

                                                       با احترام

Linkback: http://irmeta.com/meta/b2060/t7834/
از قوانین ساده من:
قبل از هر اقدام، یک تصویر سازی مثبت در ذهن، معجزه گر است.
نمی خواهم در مورد هیچ کس قضاوتی بکنم و آنرا در این دنیا به قضات و در آن دنیا به خدا وا می گذارم.

آموخته ام که به هر چه یقین داشته باشی واقع خواهد شد و این همان ایمان من است ... و ...
And slowly, you come to realize... It's all as it should be...

نردبان این جهان ما و منیست....عاقبت این نردبان افتادنیست لاجرم هر کس که بالاتر نشست....استخوانش سخت تر خواهد شکست (مولانا)

دفتر تلفن مشاغل سامانه پیام کوتاه ویژه اعضای دفتر تلفن مشاغل     شبکه تجارت الکترونیک البرز

آفلاین مرداس

رهبری فراگرد نفوذ در زیردستان است كه تلاش وكوشش داوطلبانه و مشتاقانه آنان را درجهت تحقق اهداف سازمان برمی انگیزاند.
کسانی می توانند مدیر و رهبر مناسبی باشند که به دیگران اهمیت می دهند. آدمها را دوست دارند. روش تعامل، همفکری و کار گروهی را دوست دارند. اخلاق مثبت و امید دهنده دارند. از انتقال دانش به دیگران لذت می برند. و در نهایت هدف گروه را به هدف شخصی ترجیح می دهند. البته این نکته فراموش نشود که اهداف شخصی به اندازه اهداف گروه مهم است. همه آدمها باید هدف داشته و برای رسیدن به هدف خود برنامه ریزی و تلاش کنند و در گروههایی عضو شده و کار کنند که در راستای هدفشان است. لیکن در مواردی ممکن است نیاز به گذشتن از مواردی شخصی در مقابل گروه باشد.از دیگر خصوصیات رهبری، می توان به مدیریت بحران اشاره کرد. افرادی که در مواقع بحران، از بیرون بحران بدان فکر کرده و مشکل را تشخیص داده و با آدمهای مرتبط و توانمند به رفع آن می پردازند بدین معنی که در زمان بروز مشکل، مدیران باید از بیرون مشکل به مشکل نگاه کرده و خود را درگیر درون آن نکنند. در اینصورت راهکار ریشه ای ارائه خواهند کرد.

يک رهبر بايد اين خصوصيات را داشته باشد: مسئوليت پذير، دلسوز، متعهد، شجاع، قابل احترام،دارای نفوذ کلام، محصل و معلم تجربه، توانايي عاطفي، هنر مردم داري، نظم، آرمان خواهی ، پويايي، وقت شناسي. مهارت انساني و به نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد، عقاید و افكارش بر خود او روشن باشند، اعتماد به نفس داشته باشد، و به دیگران اعتماد كند، به عقاید، ارزشها و احساسات آنها احترام بگذارد، آنان را درك كند، از تاثیر گفتار وكردار خویش بر دیگران آگاه باشد و بتواند محیط امن و قابل قبولی برای جلب همكاری دیگران فراهم سازد  و مهارت  ادراكي و توانایی درك پیچیدگیهای كل سازمان و تصور همه عناصر و اجزای تشكیل دهنده كار و فعالیت سازمانی به صورت یك كل واحد. به عبارت دیگر، توانایی درك و تشخیص اینكه كاركردهای گوناگون سازمان به یكدیگر وابسته بوده، تغییر در هریك از بخشها الزاماً بخشهای دیگر را تحت تاثیر قرار می دهد. خصوصيات ظاهرى و فيزيکى مانند قد، سيما و حرکات دست. رهبران شخصيت برونگرا دارند و رهبران داراى انگيزه هاى قوى براى موفقيت هستند و توفيق طلب اند. خصوصيات شغلى مانند مهارت فني و پشتکار و تلاش و ابداع و ابتکار. انسانگرايى و تاکيد بر ارزش انسانها خصوصيت بارز ديگر رهبران موفق است.موفقیت (علمی، اطلاعاتی، ورزشی)؛مسئولیت (قابلیت اعتماد، ابتكار، پافشاری، پرخاشگری، اعتماد به نفس، علاقه به برتری)؛
مشاركت (فعالیت، اجتماعی، همكاری، سازگاری، شوخی)؛منزلت (موقعیت اجتماعی - اقتصادی، معروفیت).
رهبر باید باهوش تر از سایر افراد گروه باشد اما اختلاف هوش رهبر با سایر افراد گروه نباید چندان زیاد باشد كه تفاهم مشترك درمورد اهداف نهایی سازمان را دشوار سازد
امین: فرد رهبر باید ازنظر افراد فرادست و زیردست و به طوركلی جامعه به امانتداری معروف باشد؛
حفیظ: رهبر می بایست قدرت نگهداری و حفظ اموال، مقام و مسئولیتی را كه برعهده او گذاشته شده است داشته باشد
 علیم: رهبر باید آگاه بوده به نحوی كه بتواند اموال و امكاناتی را كه دراختیار دارد به جای خود و عادلانه مصرف كند به نحوی كه تفویض اختیار و منابع به طور صحیح انجام گیرد.
یكی از صفات اولی و برتر رهبر  رازداری و فاش نكردن عیوب است. یكی دیگر از خصوصیات رهبر عدالت است مفهوم عدالت این است كه استحقاقهای طبیعی و واقعی درنظر گرفته شود و به هركس مطابق آنچه به حسب كار و استعداد، لیاقت دارد داده شود.
 بلوغ اجتماعى و وسعت ديد: رهبران از جهت عاطفى با ثبات و داراى اعتماد به نفس اند و نسبت به مسايل و رويدادهاى اطراف خود ديد و بينش وسيعى دارند.
شوق و حرارت، که شاید مهمترین محرک افراد برای پذیرش مسئولیت و ایجاد انگیزه در دیگران باشد.  کسی که ابتکار نو می آورد. در میان نیروها کسی که دارای ابتکار و حرف نو باشد می تواند رهبری کند.
باید توجه داشت كه رهبری یك خاصیت ناشی از اقـــدامات طبیعی است. هیچ كس نمی تواند فارغ از وجود گروه، خود را رهبر بداند. رهبری عبارت از كوششی است كه فرد در میان گروه از خود ظاهر می سازد. گروه و رهبری لازم و ملزوم یكدیگرند و هیچكدام بدون وجود دیگری حاصل نمی شود.


آفلاین مرداس

تفاوتهاي رهبر با مدير
[/color]
مدیر یک پست سازمانی و رسمی است و دارای قدرت قانونی می باشد و می تواند افراد را تنبیه یا تشویق کند . در حالی که یک رهبر از درون گروه پدید آمده باشد واجاره این کار را نداشته باشد
تفاوت آن با مدیریت در این است که مدیریت نفوذ در دیگران جهت کسب اهداف سازمانی است. اما در رهبری اهداف می‌تواند گوناگون باشد ولی در مدیریت اهداف سازمانی اولویت دارد
یک رهبر بدون توجه به پست سازمانی می تواند بر افراد در مسائل متفاوت تاثیر بگذارد در حالی یک مدیر با توجه به پست سازماني اش که در آن منصوب شده می توند در موارد مشخص تاثیر گذار باشد
در مدیریت  افراد تحت ضوابط و دستورالعمل های اداری و سازمانی ملزم به اطاعت از مدیر هستند  ولی اطاعت از رهبر ارادی و بر مبنای میل شخصی ( مشتاقانه ) است و اجباری در کار نیست .
مدير اداره مي کند در حالي که رهبر ابداع مي کند .
رهبر ممكن است عضو سازمان نباشد و در رهبري سلسه مراتب مطرح نيست و مضاف بر اينكه هدف رهبر ممكن است با هدف سازمان همگام يا برخلاف آن باشد.
مدير امور را نگهداري مي کند در حالي که رهبر آنها را بهبود مي بخشد.
مدير سرباز قديمي خوبي است، اما رهبر آدم خودش است.
مدير کارها را درست انجام مي دهد و كارها را تصحيح مي كند در حالي که رهبر کارهاي درست را انجام مي دهدو كارهاي صحيح را تأييد و هدايت مي كند
مدير اداره مى کند در حالى که رهبر ابداع مى کند
مدير امور را نگهدارى مى کند در حالى که رهبر آنها را بهبود مى بخشد
مدير روى سيستمها و ساختار تمرکز دارد ولى رهبر روى افراد تمرکز مى کند. در واقع مديريت به فرآيندهاى سازمانى توجهى حساب شده دارد در حالى که رهبرى به کارکنان به عنوان افراد انسانى توجه واقعى دارد   
مدير روى سيستمها و ساختار تمرکز دارد ولى رهبر روى افراد تمرکز مى کند. در واقع مديريت به فرآيندهاى سازمانى توجهى حساب شده دارد در حالى که رهبرى به کارکنان به عنوان افراد انسانى توجه واقعى دارد
مدير از اجراى يک شغل اطمينان حاصل مى کند، در حالى که رهبر مراقب فردى است که آن شغل را اجرا مى کند و به او توجه دارد
مدير ديدگاه محدودى و زاويه ديد محدود دارد و ايده هاي خود را مطرح مي كند  ولى رهبر از ديدگاه و زاويه ديد  وسيعى برخوردار است باعث ايجاد ايده مي شود.
مدير افراد را وادار مي كند در صورتي كه رهبر انگيزه مي دهد.
مدير  امر و نهي مي كند رهبر ارشاد و تشويق مي كند
مدير در قضاوت سريع است اما رهبر در فهم مطلب و شرايط موفق است
مدير اول صحبت مي كند ولي رهبر اول گوش مي دهد
مديرمهلت تعيين مي كند رهبر مهلت مي دهد افراد برنامه ريزي كنند
مدير به مقام و اقتدارش وابسته است رهبربه شخصيت و اراده خود متكي است
مدير ايجاد ترس مي كند رهبر حمايت و پشتيباني مي كند
 مدير تعيين مي كند چه چيز مورد نياز است  رهبر مي پرسد چه چيز مورد نياز است
مدير هميشه مي گويد :  من  رهبر هميشه مي گويد :  ما
مدير نشان مي دهد چه كسي اشتباه مي كند رهبر نشان مي دهد چه چيزي غلط است
 در بطن مدير اين نهاده شده كه  به من احترام بگذاريد در صورتي كه رهبر ميگويد كه  به يكديگر احترام بگذاريد
مدير وضعيت موجود را مي پذيرد  رهبر سعي در تغيير وضعيت موجود و بهبود آن دارد.
مدير وضعيت موجود را مي پذيرد  رهبر سعي در تغيير وضعيت موجود و بهبود آن دارد.
مديـر درباره چگونگي و چه زماني سوال ميكند و  رهبر درمورد چه چيز و چرا مي پرسد.
مدير از تغييرات استقبال نمي كند در صورتي كه  رهبر آنها را ايجاد مي كند.
مدير  كنترل ميكنه  دستور ميده  دخالت ميكنه  قضاوت ميكنه  اما يك رهبر خلق و هدايت و ارشاد و طبابت  ميكنه
مدير تفويض ناظرانه انجام مي دهد ولي  رهبر تفويض آگاهانه ميكنه
مدير كار را از طريق ديگران انجام مي دهد اما  رهبر كار را با مشاركت ديگران انجام مي دهد.
مدير نگاه درون سازماني دارد ولي  رهبر نگاه فراسازماني دارد.
برای مدیر این مهم است كه در حضور ايشان چه كاري انجام مي شود اما برای رهبر این مهم است كه در عدم حضور ايشان چه كاري انجام مي شود.
برای مدیر مهم است كه كار به هر قيمتي انجام شود در صورتي كه  برای رهبر اين مهم است كه كار به چه قيمتي انجام شود.
مدير وظيفه مراقبت و پائيدن افراد را برعهده دارد  ولي رهبر به توانمندسازي مي انديشد.
مدير نگه مي دارد  رهبر توسعه مي دهد.
مدير همواره در فكر موقعيت خويش است  رهبر به فكر موقعيت همكاران خود مي باشد.
در رهبری تعامل گروهی و فردی رهبر یا دیگر اعضا امری حیاتی محسوب می شود.
در رهبری، تعیین هدف یا اهداف مشترك پیش نیاز دیگر فعالیتهای رهبر است
در رهبری، نفوذ و تاثیرگذاری بر افراد نقش عمده ای بازی می كند

آفلاین مرداس

مدیریت دانشى است ،‏براى چگونگى اداره و هدایت‏سازمان جهت رسیدن به نتایج مطلوب و فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی است در راستای اهداف سازمانی،  برای کسب بهترین بهره وری و توسعه سازمانی و انسانی موسسه.
فراگرد برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و نظارت، برکار اعضای سازمان و استفاده از همه‌ منابع موجود سازمانی برای تحقق هدف های مورد نظر سازمان.
بعضی ها در محیط کار مدیر هستند و بعضی ها در خانه. بعضی ها میز مدیریتی دارند و بعضی ها جایگاه آن. بعضی ها مدیر هستند و بعضی ها مدبر. بعضی ها پیپ مدیریتی دارند و بعضی ها تیپ آن. بعضی ها مدیر هستند و منشی دارند و بعضی ها تنها مدیر هستند و در اصل تنها منشی اند. بعضی ها مدیر هستند و ماشین مدیران را دارند و بعضی ها در اصل تنها ماشین هستند و ماشین مدیران را میرانند. بعضی ها رنگ مدیریت دارند و بعضی ها طعم آن. بعضی ها خدادادی مدیر هستند و بعضی ها مادرزادی، یعنی تنها به واسطه پدرشان با بستگانشان. بعضی ها حکم مدیریت شان از جنس کاغذ و امضاء مافوق است و بعضی ها از جنس عمل و کارکرد و تجربه شان. بعضی ها در گزارش ماهانه تنظیم شده توسط خود، مدیر موفق هستند و بعضی ها در عملکرد تنظیم شده مافوق و زیردستان خود. بعضی ها تنها مدیر هستند و بس و بعضی ها مدیر هستند و یک دنیا ارزش. بعضی ها امضایشان چند روزی اعتبار دارد و بعضی ها عملکردشان یک عمر. بعضی ها یاد خود را با خود می برند و بعضی ها خود می روند و اما نام و یادشان می ماند. بعضی ها عشق مدیریت دارند و بعضی ها مدیر عاشق هستند. بعضی ها بر نام سازمان مدیریت می کنند و بعضی ها مدرک مدیریت دارند و بعضی ها درک مدیریت.

▪ مدیریت چیست؟!
شاید شنیده باشید یا خوانده باشید و یا باور داشته باشید که می گویند؛ مدیریت هم علم است و هم هنر. یعنی هم آگاهی و هم تجربه. هم اکتسابی و هم ذاتی. هم توانائی و هم عشق.
مدیریت؛ حکومت بر سازمان نیست، بلکه نشستن بر قلبهای کارکنان سازمان است. سازمان؛ یک اداره و کارخانه نیست، بلکه مجموعه ای است که در آن سهیم هستیم و روزگار را سپری می نمائیم. مجموعه؛ یک سری افراد با ویژگیهای مختلف، با عنوان همکار نیست، بلکه همراهانی هستند که با آنها روز را شب و شب را روز می کنیم.
برای مدیر شدن، نباید به دنبال کتابفروشی و کتاب و مدرس و دفتر تمرین بود. بلکه باید به دنبال واقعیت و واقعیت بینی و واقعیت پذیری و بیان واقعیت بود. برای مدیر شدن نباید به دنبال رشته مدیریت در دانشگاه مدیریت بود، بلکه باید به دنبال ریشه حقایق در بطن مسائل بود. برای مدیر شدن نباید به دنبال آرزو و آشنا و وابستگی به دوستان بود، بلکه باید به دنبال موقعیتها واکنشها، عملها و عکس العملها بود. راستی؛ تغییر روز به شب و شب به روز، برای ما یک عادت شده است یا امیدی برای یک تحول. آیا به سخن مولا علی فکر کرده ایم که می فرمایند: وای به حال آنکه امروزش مانند دیروزش باشد. پس وای به ما و حال ما که اگر در انتظار موقعیتها بمانیم و تنها منتظران شانس باشیم.


اشتراک گذاری از طریق facebook اشتراک گذاری از طریق linkedin اشتراک گذاری از طریق twitter

 


anything