Google


normal_post - كاربرد شبکه سازي در بازاريابي بنگاههاي کوچک و متوسط - متا نویسنده موضوع: كاربرد شبکه سازي در بازاريابي بنگاههاي کوچک و متوسط  (دفعات بازدید: 792 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین hamidi

 
نویسنده : احمدرضا اخوان صراف
درباره نویسنده:
مترجم: تدبیر، شماره 180
کلمات کلیدی:
خلاصه : بنگاههاي کوچک و متوسط، موسساتي هستند که با سطوح خاصي از عوامل سه گانه سرمايه گذاري در طرحها و ماشين آلات، تعداد کارکنان استخدام شده و حجم محصولات يا گردش تجاري شناخته مي شوند. معمولا در هر کشور بسته به شرايط و سياستهاي کلان اقتصادي، گروههاي مشخصي از بنگاههاي اقتصادي در اين رده قرار مي‌گيرند. بنگاههاي کوچک و متوسط هم به دليل محدوديتهاي منابع و هم به دليل بي اعتقادي مديران آنها به روشهاي مرسوم بازاريابي در شركتهاي بزرگ ، نمي‌توانند اينگونه بازاريابي را انجام دهند . اين مقاله به بررسي ويژگيها و محدوديتهاي بنگاههاي کوچک و متوسط و چگونگي تاثير اين ويژگيها در تعيين و اجراي روشهاي مناسب بازاريابي آنها مي پردازد . در اين مقاله رهيافتهاي بازاريابي موجود همچون شبكه هاي ارتباط شخصي، شبكه هاي اجتماعي ، شبكه هاي كسب و كار و شبكه هاي بازاريابي و صنعتي و نيز نحوه استفاده از اين شبكه ها مورد توجه قرار مي گيرد. همچنين به برخي مدارك حاصل از مطالعات تجربي انجام شده پيرامون علت و چگونگي شبكه سازي در بازاريابي توسط مديران بنگاههاي کوچک و متوسط به عنوان يك ابزار براي انجام دادن بازاريابي اشاره مي شود.
متن کامل :
چكيده

بنگاههاي کوچک و متوسط، موسساتي هستند که با سطوح خاصي از عوامل سه گانه سرمايه گذاري در طرحها و ماشين آلات، تعداد کارکنان استخدام شده و حجم محصولات يا گردش تجاري شناخته مي شوند. معمولا در هر کشور بسته به شرايط و سياستهاي کلان اقتصادي، گروههاي مشخصي از بنگاههاي اقتصادي در اين رده قرار مي‌گيرند.
بنگاههاي کوچک و متوسط هم به دليل محدوديتهاي منابع و هم به دليل بي اعتقادي مديران آنها به روشهاي مرسوم بازاريابي در شركتهاي بزرگ ، نمي‌توانند اينگونه بازاريابي را انجام دهند .
اين مقاله به بررسي ويژگيها و محدوديتهاي بنگاههاي کوچک و متوسط و چگونگي تاثير اين ويژگيها در تعيين و اجراي روشهاي مناسب بازاريابي آنها مي پردازد . در اين مقاله رهيافتهاي بازاريابي موجود همچون شبكه هاي ارتباط شخصي، شبكه هاي اجتماعي ، شبكه هاي كسب و كار و شبكه هاي بازاريابي و صنعتي و نيز نحوه استفاده از اين شبكه ها مورد توجه قرار مي گيرد. همچنين به برخي مدارك حاصل از مطالعات تجربي انجام شده پيرامون علت و چگونگي شبكه سازي در بازاريابي توسط مديران بنگاههاي کوچک و متوسط به عنوان يك ابزار براي انجام دادن بازاريابي اشاره مي شود.

مقدمه
بنگاههاي کوچک و متوسط يکي از اجزاي حياتي رشد در اقتصاد جهاني بوده و اهميت آنها در رشد اقتصادي کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه بخوبي شناخته شده است. اينگونه بنگاهها به طور ميانگين بيش از نيمي از نيروي انساني شاغل در اقتصاد را به کار گمارده‌اند و نيمي از كل مشاغل جديد را فراهم مي آورند. علاوه بر اين 46 درصد توليد ناخالص ملي و 55 درصد محصولات نوآورانه و جديد نيز توسط بنگاههاي کوچک و متوسط ايجاد مي‌شود. در كشور ما بنگاههاي كوچك و متوسط بيش از 80% از جامعه تجاري را تشكيل مي‌دهند.
به دليل توان بنگاههاي کوچک و متوسط در شرايط در حال تحول محيطي و گذر از بحرانهاي اقتصادي ، همچنين نقش اين گونه بنگاهها در توسعه پايدار صنعتي ، بايد برنامه ريزي در زمينه هاي مختلف فعاليت آنها مدنظر قرار گيرد. از جمله نياز است تا برنامه هاي بازاريابي مناسبي با عنايت به ويژگيهاي بنگاههاي کوچک و متوسط و با هدف فائق آمدن بر چالشهاي مختلف در بازارهاي محلي و استفاده از مزاياي رقابتي در اقتصاد جديد پيش بيني شود.

ويژگيهاي بنگاههاي کوچک و متوسط
بسياري از پژوهشگران براين باورند كه حل مشکل بيكاري ، فقر ، بي‌توازني منطقه اي و دستيابي به توسعه صنعتي در كشورهاي جهان سوم در گرو توسعه بنگاههاي كوچك و متوسط در اين كشورها است. دلايل عمده اين محققان را مي توان به طور خلاصه به شرح زير بيان كرد.
- تاسيس و توسعه بنگاههاي كوچك و متوسط به منابع اندكي نياز دارد.
- بنگاههاي كوچك و متوسط از درجه اشتغال زايي بالايي برخوردار هستند.
- بنگاههاي كوچك و متوسط اغلب متكي بر منابع داخلي هستند.
- بنگاههاي كوچك و متوسط از انعطاف پذيري بالايي برخوردارند.
- بنگاههاي كوچك و متوسط داراي قدرت سازگاري با شرايط متغير محيطي هستند.
- بنگاههاي كوچك و متوسط رقابت پذير و نوآورانه هستند.
- بنگاههاي كوچك و متوسط نيروهاي متخصص بنگاههاي بزرگ را پرورش مي‌دهند.
- مديريت و كنترل بنگاههاي كوچك و متوسط هزينه كمتري در بر دارد.
- مكان يابي بنگاههاي كوچك و متوسط به سهولت قابل انجام است.
- توسعه بنگاههاي كوچك و متوسط نحوه توزيع درآمد را به نفع افراد كم درآمد بهبود مي بخشد.

موانع توسعه بنگاههاي كوچك و متوسط
به طور كلي توسعه هر فعاليت اقتصادي‌، به ميزان كارايي و سودآوري آن فعاليت و توان غلبه برموانع پيش روي آن بستگي دارد. موانع توسعه بنگاههاي كوچك و متوسط را مي توان به طور کلي به شرح زير بيان كرد.
- ميزان كارايي هر واحد اقتصادي متاثر از عوامل متعددي است. بخشي از اين عوامل فقط در سطوح معيني از فعاليت مي توانند تاثير مثبت خود را بر كارايي نشان دهند. از اين رو تلاش بنگاهها غالبا براين متمركز مي‌شود تا با دستيابي به سطوح معين ، كارايي خود را در حد قابل قبولي تامين كنند. در محدوده يك بنگاه كوچك و متوسط نيز هر سطحي از فعاليت الزاما كارا و سودآور نخواهد بود ، مگر اينكه در آن ، درجه اي از كيفيت خاص حاصل شده و يا به حد معيني رسيده باشد.
- اگرچه كاربر بودن فعاليت بنگاههاي كوچك و متوسط را به عنوان يك ويژگي مثبت به شمار مي آورند ، اما در مقابل ، استفاده از تكنولوژي پيشرفته و ماشين آلات جديد نيز منجر به كاهش هزينه متوسط توليد (بخصوص به دليل استفاده از نيروي كار كمتر ) و در نتيجه افزايش سودآوري يك بنگاه خواهد شد و اين امري است كه خارج از محدوده بنگاههاي كوچك و متوسط امكان پذير است. بنابراين هدف قراردادن كارايي و افزايش سودآوري با سياست توسعه بنگاههاي كوچك و متوسط در تعارض قرار خواهد گرفت، چون عمده ترين هدف از تاسيس اين بنگاهها ، اشتغال زايي براي افراد بيكار است.
- عامل ديگري كه مي تواند كارايي فعاليتهاي اقتصادي را افزايش دهد ، درجه تخصص و آگاهي نيروي كار است. بديهي است كه اين تخصص و آگاهي در بنگاههاي بزرگ به دليل بالا بودن سطح آموزش عالي و تقسيم كار ميسر خواهد بود. بنابراين از اين ديدگاه نيز توسعه بنگاههاي كوچك و متوسط توجيه پذير نخواهد بود .
- استفاده از مديريت سنتي در بنگاههاي كوچك و متوسط ، عمده ترين محدوديت دروني اين بنگاههاست. نداشتن اطلاعات و دانش جديد و يا ناتواني در دسترسي به اطلاعات نوين موجب مي شود تا اين بنگاهها از مديريت كارا برخوردار نباشند. دسته اي از كارشناسان با تقسيم ويژگيهاي مديريت يك بنگاه توليدي به سه بعد انگيزه ، مهارت در سازماندهي و اطلاعات فني، معتقدند كه تحقيقات و بررسيهاي به عمل آمده نشان مي دهد كه در مديريت بنگاههاي كوچك و متوسط، تنها بعد انگيزه است كه از برجستگي قابل قبولي برخوردار است و در ابعاد ديگر برجستگي خاصي مشاهده نمي شود.
- پايين بودن استاندارد كيفي كالاي توليد شده ، زمانبر بودن توليدات در اين بنگاهها و نامطمئن بودن وضعيت آتي آنها موجب مي شود تا حتي نهادها و موسسات دولتي نيز تمايلي به عقد قرارداد با آنها ندارند و اين امر مانع از توسعه اين بنگاهها مي شود.
- پايين بودن سطح درآمد در بنگاههاي كوچك نه تنها موجب كاهش امكانات داخلي لازم براي سرمايه‌گذاري و توسعه آنها مي شود، بلكه باعث مي شود که آنها نتوانند از تسهيلات و اعتبارات موسسات مالي كه با بهره بالا داده مي شود، استفاده كنند. به همين دليل كمبود نقدينگي يكي از مسائل اصلي بنگاههاي كوچك و متوسط به شمار مي رود.
- بنگاههاي كوچك و متوسط غالبا قادر به استفاده از صرفه جوييهاي ناشي از مقياس چه در شكل استفاده از اندازه بنگاه و چه در نوع مديريت نيستند. در نتيجه با پايين بودن درجه رقابت ، قادر به بهره گيري از شرايط موثر و تعيين كننده محيطي نيستند و علاوه بر آن از صرفه جوييهايي كه در نتيجه بازاريابي مناسب حاصل مي شود نيز بي بهره اند. به دليل محدود بودن فعاليت اين بنگاهها و در نتيجه پايين بودن سطح درآمد آنها ، تامين هزينه لازم براي بازاريابي و انجام تبليغات لازم دشوار خواهد بود. اما در مقابل ، بنگاههاي بزرگ با استفاده از اين مزايا خود را بر بنگاههاي كوچك و متوسط تحميل مي كنند.
- معمولا بخش عمده سياستهاي حمايتي دولتها متوجه بنگاههاي بزرگ است. موسسات مالي اعم از موسسات داخلي و خارجي تمايلي به تامين نيازهاي سرمايه اي بنگاههاي كوچك و متوسط از خود نشان نمي دهند . دليل عمده اين بي توجهي پايين بودن سطح درآمد اين بنگاهها بنا به دلايلي همچون پايين بودن ميزان فعاليت آنها ، پايين بودن استاندارد توليد، دسترسي نداشتن آنها به بازارهاي بين المللي و مواردي از اين قبيل است.
اگرچه مشكلات بنگاههاي كوچك و متوسط مانع رشد و توسعه اين بنگاهها مي شود، اما مزاياي بنگاههاي كوچك و متوسط نيز قابل توجه هستند. بدين ترتيب بايد تلاش شود تا با در نظر گرفتن مشكلات و موانع مذکور ، طرحهاي مناسبي براي توسعه بنگاههاي كوچك و متوسط تدوين شده و در جهت اجراي آنها تلاش شود .

ويژگيهاي بازاريابي بنگاههاي كوچك و متوسط
بنگاههاي كوچك و متوسط داراي ويژگيهاي منحصر به فردي در اندازه و مراحل توسعه خود هستند. اين ويژگيها علاوه بر اينکه روش مناسب بازاريابي آنها را از روشهاي بازاريابي مرسوم در بنگاههاي بزرگ جدا مي كنند، محدوديتهايي را نيز به شرح زير ايجاد مي كنند (e.g.carson,1990)‌:
- محدوديتهاي منابع همچون منابع مالي ، زمان ، دانش بازاريابي.
- كمبود كارشناسان متخصص.
- تاثير محدود در بازار.
اين محدوديتها آشکارا برمشخصات بازاريابي بنگاههاي كوچك و متوسط تاثير مي گذارند و در حقيقت مي توان گفت که تعيين كننده آن هستند. مديران بنگاههاي كوچك و متوسط معمولا از روشهاي خاص انجام كسب و كار پيروي مي‌کنند. اين مديران به تنهايي عمده تصميم گيريهاي لازم ، پاسخگويي به فرصتها و برخورد با محدوديتهاي جاري را انجام مي دهند و همه اينها بر طبق اولويت بنديهاي شخصي در هر لحظه از زمان و به صورت بي نظم و بدون ساختار رخ مي دهد.( scase & Goffee ,1980)
به همين دليل بازاريابي بنگاههاي كوچك و متوسط از مشخصات بازاريابي رايج عنوان شده در منابع نظري بازاريابي پيروي نمي‌كند و توسط محدوديتهاي پيش گفته تعيين مي‌شود . بازاريابي اين بنگاهها به طور کاملا غير رسمي ، اتفاقي ، آزاد ، غيرساختاري ، خودبه خود‌، انفعالي و سازگار با هنجارهاي صنعتي صورت مي‌پذيرد .

شبكه سازي در بازاريابي
شبكه سازي در فعاليتهاي بازاريابي بنگاههاي اقتصادي به معناي استفاده از شبكه‌هاي متنوعي است که پيرامون تعاملات و فعاليتهاي عادي ساخته مي شوند. تا کنون انواع مختلفي از اين شبکه ها توسط محققان معرفي شده اند. برخي از اين شبکه ها به طور نمونه عبارتند از :
شبکه هاي ارتباط شخصي (Knock & Kuklins , 1982) ، شبكه هاي اجتماعي (Starr & Macmillan , 1990) ، شبكه هاي كسب و كار (Donckels & Lambrecht , 1997)، شبكه‌هاي صنعتي(Andersson & Soderland , 1988) و شبكه هاي بازاريابي(Piercy & Cravens , 1995 ).
واضح است كه درك چگونگي استفاده مديران از اين شبكه ها بسيار مهم است. بازاريابي توسط شبكه سازي مبتني بر فعاليتهاي مردم محور است و به طور غير‌رسمي ، محتاطانه ، تعاملي ، قابل معاوضه‌، مجتمع و برمبناي عادت انجام مي‌شود. اينگونه بازاريابي مي تواند انفعالي يا اثر گذار باشد.

شبكه سازي در بنگاههاي کوچک و متوسط
ترکيب مفاهيم بازاريابي بنگاههاي كوچك و متوسط و تعاريف شبكه ها وشبكه سازي ، به ايجاد مفهوم بازاريابي توسط شبكه سازي منجر مي شود. شبكه سازي يكي از خصوصيات طبيعي تصميمات اتخاذ شده توسط مديران بنگاههاي كوچك و متوسط بويژه تصميمات مرتبط با بازاريابي آنان است. شبكه سازي بنگاههاي كوچك و متوسط كاملا هماهنگ با مشخصات بازاريابي اين بنگاههاست و تمايل به غيررسمي و بدون ساختاربودن دارد. همچنين اين شبكه سازي معمولا به صورت آني و انفعالي صورت مي‌گيرد.
مديران بنگاههاي كوچك و متوسط علاوه بر انجام بازاريابي از طريق فعاليتهاي ارتباطي عادي خود همچون تعامل و مشاركت در اجتماع ، كسب و كار و فعاليتهاي تجاري‌، از طريق شبكه سازي نيز بازاريابي را انجام مي دهند. اين مديران به شبكه هاي بدون ساختار نسبتا کوچك و ارزان قيمت با حداقل ارتباطات و تماسهاي خارجي با افرادي همچون حسابداران ومديران بانک‌ها تمايل دارند.


بازاريابي توسط شبكه سازي از طريق شبكه هاي ارتباطي شخصي و با كساني كه در گذشته و يا حال داراي روابطي با مدير بوده اند، انجام مي شود. روش انجام بازاريابي توسط شبكه سازي اغلب توسط هنجارها و رفتارهاي صنعتي تعيين شده است. ميزان فراواني و درجه تمركز به ماهيت بازارهايي بستگي دارد كه بنگاه در آن قرار گرفته است. به‌طور مثال، شبكه‌هاي بين المللي نسبت به شبكه هاي محلي تمركز بيشتري دارند، زيرا نياز به برنامه هاي از پيش تعيين شده تري دارند، در صورتي که تماس در بازارهاي محلي احتمالا نسبت به بازارهاي بين المللي به خاطر راحتي آن از فراواني بيشتري برخوردار است.
شبكه سازي براي بنگاههاي كوچك و متوسط شامل هزينه هاي ناملموس و نامشهودي همچون عضويت در يك كلوپ يا انجمن تجاري ، هزينه پذيرايي در فعاليتهاي تجاري يا هزينه حق ورود براي نمايشگاههاست. از آنجا که اين‌گونه هزينه هاي شبكه سازي در يك دوره زماني کوتاه مدت آشكار نيستند، مديران بنگاههاي كوچك و متوسط تا زماني که با هزينه هاي ملموستر و قابل اندازه گيري آسانتر براي جنبه هاي مختلف فعاليت بازاريابي مرسوم مواجه شوند ، نيازي ندارند که هزينه هايي را كه براي دستيابي و اندازه گيري دشوار هستند را مورد ملاحظه قرار دهند. اين موضوع ذاتا مناسب روش انجام كسب و كار اين مديران است.
شبكه سازي را مي‌توان به عنوان يك فعاليت كارآفرينانه در نظر گرفت که در آن مدير كارآفرين يک بنگاه كوچك يا متوسط به عنوان نقطه مركزي مطرح است. هرچند که فرد كارآفرين ممكن است ضرورتا به عنوان فرد محوري شبکه مطرح نباشد و تنها به عنوان جزئي از اجتماع بزرگتر براي انجام فعاليتها ديده شود. اين شبكه ها بر طبق موقعيتهاي جاري متفاوت خواهند بود. به طور مثال بين يک شبکه تازه ايجاد شده با شبکه اي چندساله که متعلق به يک کارآفرين است، تفاوتهاي زيادي وجود دارد.
شبكه ارتباطي مديران بنگاههاي كوچك و متوسط توسط افراد كارآفريني که مي توانند آنان را در رسيدن به تصميماتي براي توسعه بنگاه كمك كنند ، تقويت مي شود. اين شبكه ها برحسب نياز در حال تغيير هستند. مثلا هنگامي كه برخي زمينه هاي جديد فعاليت به طور بالقوه يا بالفعل ايجاد مي شوند ، ممكن است افراد جديدي هم در شبكه وارد شوند. برخي از اين افراد نظير دوستان نزديك ، خانواده ، حسابدار شركت يا مدير بانك ممكن است به شبكه فرد كارآفرين به عنوان مشاوران عادي خدمت كنند، در حالي که برخي ديگر بخشي از فرآيند پيوسته جمع آوري اطلاعات مورد نياز را شكل مي دهند.
شبكه سازي علاوه بر اينكه يک فعاليت ضروري است ، مي تواند مهارت يا شايستگي مديران بنگاههاي كوچك و متوسط را نيز افزايش دهد. اين مديران مي توانند مهارتها يا شايستگيهاي شبكه سازي را در طول زمان افزايش دهند و از تجربه افراد شبكه در چگونگي اداره موثر آن استفاده كنند.

انواع شبكه سازي
شبكه سازي در انجام كسب و كار بنگاههاي كوچك و متوسط معمولا در دو سطح شبكه سازي با رقبا و شبكه سازي با مشتريان مورد استفاده واقع مي شود.
_ شبكه سازي با رقبا
ارتباطات زياد و قابل توجهي بين مديران بنگاههاي كوچك و متوسط و رقباي آنها وجود دارد ، به طوري كه بيشتر اين مديران ادعا مي كنند كه شخصيت رقباي خود را مي شناسند و در استفاده از كمك و مشاوره آنها هيچ ترديدي نمي كنند. مجامع تجاري و نمايشگاهها به عنوان ابزار هايي براي مديران هستند كه نسبت به رقباي خود در درون صنعت شناخت پيدا كنند و فرصتي براي برخوردهاي اجتماعي و همكاري بيشتر داشته باشند .
يکي از دلايل وجود اين سطوح بالاي همكاري ، جلوگيري از مراجعه مشتري به شركتهاي خارج از بازارهاي محلي براي كار است . دليل ديگر وجود پروژه هايي است كه براي هر يك از رقبا به تنهايي خيلي بزرگ هستند. دليل ديگر نيز نيازمندي يك بنگاه به منابع و مهارتهاي جديدي است که در بنگاه ديگر وجود دارد. همچنين تمايل نداشتن مديران بنگاههاي كوچك و متوسط به صرف منابع شخصي براي اجراي مواردي كه به افزايش منافع كل صنعت مي انجامد ، نيز مي تواند به عنوان دليلي براي اين موضوع در نظر گرفته شود. بنا به دلايل فوق مديران بنگاههاي كوچك و متوسط از مزاياي ايجاد و نگهداري روابط خوب با رقبا بخوبي آگاه هستند.

_ شبكه سازي با مشتريان
بنگاههاي كوچك و متوسط اهميت توسعه ارتباطات با طيف گسترده اي از مشتريان و توانايي تشكيل رابطه با آنان و حفظ و نگهداري اين رابطه را براي موفقيت شركت تشخيص داده اند. علاوه بر اين از آنجا که ايجاد روابط با افراد نسبت به ايجاد روابط با بنگاهها بسيار ساده تر است ، معمولا مديران تلاش زيادي را براي شبكه سازي با مشتريان کنوني و بالقوه انجام داده و همچنين سرمايه گذاري قابل ملاحظه اي را در زمينه حفظ روابط خوب با مشتريان خود صورت مي دهند.
عوامل مختلفي بر چگونگي شبكه سازي با مشتريان در بازاريابي بنگاههاي كوچك و متوسط تاثير مي گذارند. به طور مثال چون مشتريان تمايل دارند، حتي زماني كه يك فرد ساده مي تواند جواب آنها را بدهد ، مديران در دسترس آنها براي صحبت کردن قرار گيرند. پس اين مديران در نقطه مرکزي تماس با مشتريان قرار دارند. همچنين اغلب مشتريان ترجيح مي دهند تا با همتايان خود از نظر شخصيت ، سن و تجربه ارتباط داشته باشند ، مثلا افراد جوان صحبت كردن با افراد جوان را ترجيح مي دهند. اين عوامل مي تواند در ارتباط بين مدير با مشتري تاثير مثبت و يا منفي داشته باشد و روش بازاريابي و نحوه انجام آن را تحت تاثير قرار دهد. يافته هاي فوق نشان مي دهند كه ايجاد و نگهداري شبكه هاي كارا همراه با حداكثر كردن فرصتهاي بازاريابي و اطمينان از توسعه مناسب بنگاه از طريق تعاملات موفق با مشتريان و رقبا امكان پذير است.

نتيجه گيري
بازاريابي توسط شبكه سازي با كسب مداوم تجربه توسط مديراني كه از قابليتهاي شبكه سازي استفاده مي كنند ، بهبود مي يابد. اين مديران از نقاط قوت براي غلبه بر نقاط ضعف استفاده مي کنند ، از اشتباهات پيشين درس مي گيرند و براي جلوگيري از بروز اشتباهات در آينده ، آنها را ارزيابي مي كنند، از كاميابيها ياد مي گيرند و همه شرايطي كه در ايجاد موفقيت موثر بوده‌اند را بررسي مي كنند. از آنجا كه تركيب شبكه سازي مديران بنگاههاي كوچك و متوسط بين ارتباطات شخصي و ارتباطات مبتني بركسب و كار در تغيير است، ماهيت تصميم گيري نيز تغيير مي كند. هنگامي كه وابستگي اصلي يك مدير به شبكه هاي اجتماعي است ، تصميمات احتمالا مبتني بر اطلاعات ناقص بوده و عمدتا متكي به قضاوتهاي شخصي است. در مقابل زماني كه يک مدير، ارتباطات تجاري و شبكه سازي بيشتري را تجربه مي‌كند، داراي ديدگاه راهبردي تري شده و تصميم گيري وي نيز جدي تر خواهد شد.
بسياري از اين توسعه هاي صورت گرفته در شبكه سازي را مي توان به افزايش دانش تجربي در آن نسبت داد. اين امر موجب اتخاذ تصميمات دقيقتري نسبت به گذشته مي شود ، چون مدير از اشتباهات گذشته ياد گرفته است و وظايف خود را به روش ساختاريافته تري انجام مي دهد.
دراين مقاله بيان شده است كه بنگاههاي كوچك و متوسط بازاريابي خود را از طريق شبكه سازي انجام مي دهند و اين روش مي‌تواند به عنوان نگرشي در بازاريابي كه به طور كامل با ويژگيهاي بنگاههاي كوچك و متوسط هماهنگ است، در نظر گرفته شود.
 

Linkback: http://irmeta.com/meta/b202/t1330/
همیشه کسانی هستند که میخواهند پرواز تو را ببینند،به پرواز بیاندیش نه به انها.....
دانش هر فرد نه دارایی اوست و نه سرمایه او بلکه بدهی اوست نسبت به جامعه و مردم
تا تصميمي گرفته نشود تغييري رخ نمي دهد ، بزرگان زاده نمي شوند ، بلكه ساخته مي شوند


اشتراک گذاری از طریق facebook اشتراک گذاری از طریق linkedin اشتراک گذاری از طریق twitter

xx
تحقيقات بازاريابي

نویسنده hamidi

0 پاسخ ها
798 مشاهده
آخرين ارسال ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۲۳:۴۲:۰۸
توسط hamidi
xx
موفقيت در بازاريابي خرده‌فروشي

نویسنده hamidi

0 پاسخ ها
971 مشاهده
آخرين ارسال ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۲۳:۱۶:۳۵
توسط hamidi
xx
بازاريابي اينترنتي با رويکرد چهار اِس (4S)

نویسنده hamidi

0 پاسخ ها
1541 مشاهده
آخرين ارسال ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۲۳:۲۲:۳۹
توسط hamidi
xx
100 ايده بازاريابي براي تجارت سودآور

نویسنده امیر شهباززاده

0 پاسخ ها
1074 مشاهده
آخرين ارسال ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۴:۴۹
توسط امیر شهباززاده
xx
بازاريابي بر اساس وفاداري مشتريان داخلي و رضايتمندي

نویسنده امیر شهباززاده

0 پاسخ ها
1771 مشاهده
آخرين ارسال ۱۲ شهریور ۱۳۸۹ - ۰۱:۲۸:۳۷
توسط امیر شهباززاده
xx
ده توصیه بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک

نویسنده hamidi

0 پاسخ ها
832 مشاهده
آخرين ارسال ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۲۳:۵۳:۱۲
توسط hamidi