***براساس اطلاعات اتحادیه مجازی متا شما عضو هیچ یک از گروههای سازمانی متا نیستید *** لطفا در صورت تمایل برای مشارکت و استفاده بهتر از امکانات متا ، فرم عضویت را پرنمایید*** برای این کار برروی همین نوار یا کلمه عضویت کلیک نمایید ...***


بخشهاي فعال

آخرين ارسالهاي هر بخش در همان بخش وجود دارد براي سهولت دسترسي به آخرين مباحث مورد علاقه ، از آخرين ارسالهاي همان بخش استفاده نماييد

 

بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس
بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس

نویسنده موضوع: طرح بازاریابی یا Marketing Plan  (دفعات بازدید: 333 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

  • گروه مدیریت
  • *****
  • تعداد ارسال: 1.672
  • ایجاد موضوع : 577
  • رای برای مدیریت : 55
  • انسان شکست نمي خورد بلکه دست از تلاش بر ميدارد
  • توان محتوا سازی: +364
  • تخصص: Information Is Power
طرح بازاریابی یا Marketing Plan
« : فوریه 03, 2012, 22:06:51 »
0
سلام

لطفا دوستان چنانچه درباره طرح بازاریابی یا Marketing Plan اطلاعاتی دارند به اشتراک بگذارند؟


                                                لبخند هدیه خداوند است
از ارسال مواردی که قابل طرح به صورت عمومی هستند در پیام خصوصی خودداری بفرمایید!
آموخته ام که به هر چه یقین داشنه باشی محقق خواهد شد و این همان ایمان من است
www.irmeta.com | www.payaonline.ir | www.modiranemali.ir | www.iranmeta.org/v1 | www.irmeta.net | www.daftartelefon.com | www.iranmeta.net |

پاسخ : طرح بازاریابی یا Marketing Plan
« پاسخ #1 : فوریه 08, 2012, 09:45:24 »
+1
دراين مقاله شش مرحله طراحي يك نقشه بازاريابي آورده شده است. اگر شما خلاق و كوشا باشيد و بخواهيد در بازاريابي، فروش تبليغات، روابط عمومي يا ارتقاي فروش خودموفق شويد، اين شش مرحله را مطالعه كنيد. اين طرح‌ريزي نقشه بازاريابي و فروش هميشه پيش روي شماست.


اين شش مرحله را گام به گام مطالعه كنيد تا بتوانيد فكر كنيد، طراحي كنيد، سازمان‌دهي كنيد و كار خود را توسعه دهيد و بتوانيد طرح بازاريابي موثري خلق كنيد.


شش مرحله يك طرح و پروژه‌ بازاريابي:

در ابتدا بايد بدانيد كه عمل كردن تنها كافي نيست بايد با فكر عمل كنيد. هر شركتي مي‌تواند چالش‌هاي خود در دنياي رقابت را به حداقل برساند و مي‌تواند از طرف ديگر ميزان فروش و سود بالقوه و بالفعل خود را افزايش داده به اهداف خود دست پيدا كند.

راه‌حل كليدي نيل به اهداف اين است كه يك طرح هدفمند و استراتژيك داشته باشيد و بتوانيد نقاط قوت و ضعف خود را شناسايي كنيد و از اين طريق در دنياي رقابت خود را نشان دهيد. اين اطلاعات نقشه راه است. بدين ترتيب كه جايگاه كنوني شما را به شما مي‌شناساند و به شركت شما مي‌گويد كه هدف بعدي شما چيست و فردا كجا خواهيد بود و چطور شما مي‌گويد كه هدف بعدي شما چيست و فردا كجا خواهيد بود و چطور مي‌توانيد به آن برسيد. اگر بازار و دنياي رقابت خود را به درستي بشناسيد مي‌توانيد در فروش يك كالاي معمولي، يك محصول با فن‌آوري بالا يا كالايي كه ميليون‌ها تومان برايتان عايدي دارد موفق شويد. همين نكته در فروش اين كالاهاي متفاوت فرق مي‌گذارد و تفاوت آنها معلوم مي‌شود. در اينجا هشت مورد وجود دارد كه بايد به آنها توجه كنيد.


1- اهداف

2- برنامه‌ريزي زمان

3- بودجه

4- مخاطبان

5- عرضه

6- خلاقيت

7- توليد / رسانه‌ها

7- تحليل / سنجش


تمركز – جهت‌دهي – هدفمندي


اهداف اولين نكته از هشت نكته طرح بازاريابي شماست. شما به اهداف نياز داريد. من هم به اهداف نيازمندم. يك شركت بايد هدفمند باشد تمركز و جهت‌گيري نتايج تعيين اهداف هستند و يكي از نتايج ديگر تعيين اهداف اين است كه شما مي‌توانيد اين اهداف را محقق كنيد. اگر طرح هدفمندي داشته باشيد كارهايتان پيش مي‌رود و به خواسته‌هايتان خواهيد رسيد. اهداف به شما اين احساس را مي‌دهند كه داريد پيشرفت مي‌كنيد اين اهداف شما را از سرگرداني نجات مي‌دهند. داشتن هدف باعث مي‌شود كه شما براي جهت‌دهي به كارهايتان فقط به وضعيت موجود اكتفا نكنيد. بسياري از شركت‌ها براي جهت‌دهي به طرح بازاريابي‌شان فقط از اين روش استفاده مي‌كنند. اگر شما هم از اين روش استفاده كنيد مثل بقيه خواهيد شد. اما داشتن اهداف مشخص شما را از جايي كه هستيد به جايي كه مي‌خواهيد باشيد راهنمايي مي‌كند. در يك شركت موفق هر مدير بخش ارتباطات بايد در ابتداي شروع يك پروژه تازه يك طرح جهت‌دهي به كارها را ارائه كند.

اين طرح تمركز و مسير فعاليت ها را مشخص مي‌كند. هدف از اين طرح اين است كه اطلاعات به طور دقيق ارائه شوند تا گروههاي گوناگون بدانند كه چه چيز مورد انتظار است. در زير چند سوال آورده شده كه در اين طرح مطرح مي شود و جوابهايشان مورد انتظار است:


- محصول چيست؟ خصوصيات و منافع آن كدامند؟

- هدف بازاريابي اين محصول چيست؟ خواسته‌ ما چيست و انتظارات ما در چه حدي هستند؟ اهداف كدامند؟

- مخاطب هدف ما چه كساني هستند؟ ما با چه كساني طرف هستيم؟

- نيازهاي اين گروه هدف چيست؟

- مهمترين ايده اين طرح كدامست؟

- نكات قابل توجه اين برنامه به ترتيب اهميت چيست؟

- چه عكس‌العملي موردتوجه ماست؟ انتظارات ما چيست؟

- چه زماني نياز است تا اين برنامه‌ كاملاًَ اجرا شود؟

- بودجه ما در چه حدي است؟

- اگر براي راهبري جهت‌دهي خلاقانه، نيازهاي اصلي و سنجش نتايج اطلاعات كافي داشته باشيم و بتوانيم جزئيات رقابت‌ها را به دقت بررسي كنيم و ميزان فروش و توزيع محصولات را درست هدايت و راهبري كنيم، آنوقت است كه مي‌توانيم بگوييم طرح را درست اجرا كرده‌ايم و بر نقاط لازم تمركز كرده‌ايم و جهت‌دهي درستي داشته‌ايم. در اين جا راه كسب و كار را درست ياد گرفته‌ايم.

تعداد اندكي ضرورت تعيين اهداف را زيرسوال مي‌برند زيرا به اهميت آن واقفند. شما بايد هدف را ببينيد، ماشه را بكشيد و شليك كنيد؟ اما نكته منفي اين طرح چيست؟‌ بعضي مي‌پرسند چرا زماني كه به يك مخاطب هدف كالايتان را عرضه مي‌كنيد چرا در همان لحظه آن را ن فروشيد؟ نكته اينجاست كه وقتي يك راكت به سمت ماه پرتاب مي شود بايد قبل از اين كه زمين را ترك كند جهت‌گيري درستي برايش تعيين شده باشد. شما هم وقتي مي‌خواهيد وارد بازار فروش شويد بايد از قبل برنامه‌ريزي كرده باشيد.

باوجود فن‌آوري پيشرفته امروز شما مي‌توانيد با فشردن چند دگمه و كامپيوترهاي پيشرفته حركت اين راكت را در فضا هدايت كنيدو حتي آن را روي ماه بنشانيد. اما تمام اين اقدامات وقتي موفق مي شود كه راكت از ابتدا با برنامه‌ريزي دقيق درست «جهت‌دهي» و «هدايت» شده باشد. اين نكته براي اهداف بازاريابي مستقيم هم صدق مي‌كند. وقتي اهداف را مشخص كرديد مي‌توانيد آنها را تغيير داده، عوض كنيد.اما اين كار وقتي ممكن مي‌شود كه از ابتدا در مسير درست قدم برداشته باشيد.

اهداف شما بايد مشخصات زير را داشته باشد:


- مختصر باشند تا به آساني فهميده شوند.

- دقيق باشد تا كار بررويشان آسان شود.

- قابل انعطاف باشند تا در شرايط گوناگون بتوان از آنها استفاده كرد.


اگر از ابتدا طرحي مناسب داشته باشيد مي‌توانيد با موفقيت‌ تمام به سوي هدف پيش رويتان شليك كنيد.

بيشتر ما به ارزش برنامه‌ريزي و تعيين هدف پي برده‌ايم. اما گاهي اوقات بعضي به وقت و زمان نياز دارند تا به كاربرد و استفاده از آن عادت كنند. در اينجا چند پرسش كليدي وجود دارد كه بايد به آنها پاسخ داد. اين سوالات هنگامي پيش مي‌آيند كه شما براي شركت، محصول و خدمات خود تعيين هدف كرده باشيد:


1- آيا شركت شما كالايي با مشخصات ويژه و متمايز از شركت‌هاي ديگر ارائه مي‌كندكه در بازار رقابتي متمايز و ويژه باشد؟

2- آيا منافع و امتيازات شركت شما براي بازار اهميت دارد؟ آيا آنها به اين منافع توجهي مي‌كنند يا از آن اطلاع دارند؟

3- آيا كالا يا خدمات شما منافع خاصي در بازار دارد؟

4- آيا اين شركت خودش در صنعت حرفي براي گفتن دارد يا دنباله‌روي اين صنايع و شركت‌هاست؟

5- آيا كالاي شما بديع و تازه است و از نوآوري خاصي برخوردار است؟

6- آيا شما مصمم هستيد كه در بازار رقابت پيروز باشيد؟

7- آيا شما مي‌توانيد اگر شركتي مقابل شما بايستد تحمل كنيد و مبارزه كنيد؟


قبل از شروع هر طرح بازاريابي، افراد در ذهن خود ايده اوليه‌اي راجع به آنچه مي‌خواهند كسب كنند، دارند. اين ايده‌ها در ابتدا مبهم هستند و درباره بازاريابي، تبليغات و اهداف كلي شركت ايده‌هايي مطرح مي‌كنند. مثلاً هدف «افزايش فروش» به تنهايي مفيد نيست. مثلاً اين سوالات مطرح مي شود كه چقدر مي‌خواهيد افزايش فروش داشته باشيد؟ در چه حوزه‌هايي مي‌خواهيد فروش خود را بالا ببريد؟ در تمام مناطق يا در حوزه جغرافيايي خاصي؟ اهداف شما بايد تعريف شده،‌مشخص، ثبت شده و خاص باشند مثلاً شما مي‌توانيد طرحي داشته باشيد تا به اهداف زيردست پيدا كنيد:


- درصد خاصي از سهم بازار را در دست بگيريد و در آن نفوذ كنيد. و بتوانيد از اين درصد سود برده و فروش را افزايش دهيد.

- به سطح خاصي از نقل و انتقالات محصولات خود دست يابيد.

- در يك بازده زماني مشخص اعتبار خاصي كسب كنيد.

- در سال مالي آينده جزء طبقه‌بندي استاندراد صنعتي (SIC) قرار بگيريد.

- تعداد مشخصي فروشگاه جديد احداث كنيد.

- از طريق مشتريان كنوني به ميزان رشد اقتصادي مشخصي دست يابيد.


مهم است كه اهداف خود را از نظر كمي بررسي كنيد. وقتي تعداد اهداف مشخص نباشند سنجش آنها مشكل خواهد بود. و در بازاريابي مستقيم «اگر نتوانيد سنجش كنيد، نمي‌توانيد پيشرفت كنيد.» شما بايد اهداف خود را مشخص كنيد، آنها را تعريف كنيد و تصميم بگيريد كه واقعاً چه مي‌خواهيد. هيچ كس خارج از شركت نمي‌تواند تصميم بگيرد كه اهداف شما چه بايد باشد. فقط خودتان مي‌توانيد اين وظيفه سنگين را به انجام برسانيد. چرا اين كه خودتان بايد مسئوليت تعيين اهداف را برعهده بگيريد، اينقدر مهم است؟ چرا اگر آن را به عهده ديگري بگذاريد. عاقلانه نيست؟ چون تجربه نشان داده هنگامي كه شخص ديگري براي يك شركت برنامه‌ريزي كرده آن طرح شكست خورده و هنگامي كه طرح را به اجرا گذاشته‌ا‌ند هرگز به نتيجه نرسيده است. دليل اين امر واضح است چراكه شخصي كه با شركت شما بيگانه است آن اندازه كه شما احساس مسئوليت مي‌كنيد، نسبت به كار شما مسئول نيست. اين شما هستيد كه سرنوشت شركت و آنچه برايش پيش مي‌آيد، برايتان مهم است.

آسمان فرصت پرواز بلندیست
قصه این است چه اندازه کبوتر باشی
www.crmroom.com

 

موضوعاتی که ممکن است عنوان یا محتوای آن با این موضوع در یکی از تالارهای متا مرتبط باشد

  موضوع / نویسنده پاسخ ها آخرين ارسال
1 پاسخ ها
287 مشاهده
آخرين ارسال آوریل 14, 2012, 18:59:56
توسط elihanif
0 پاسخ ها
693 مشاهده
آخرين ارسال سپتامبر 27, 2010, 16:00:04
توسط A.Ehsani
0 پاسخ ها
300 مشاهده
آخرين ارسال اكتبر 03, 2010, 12:49:10
توسط امیر شهباززاده
0 پاسخ ها
560 مشاهده
آخرين ارسال ژانویه 09, 2011, 08:35:30
توسط saeed.
0 پاسخ ها
627 مشاهده
آخرين ارسال نوامبر 28, 2011, 21:59:33
توسط kowkabi
0 پاسخ ها
272 مشاهده
آخرين ارسال ژانویه 03, 2012, 07:52:28
توسط kowkabi