***براساس اطلاعات اتحادیه مجازی متا شما عضو هیچ یک از گروههای سازمانی متا نیستید *** لطفا در صورت تمایل برای مشارکت و استفاده بهتر از امکانات متا ، فرم عضویت را پرنمایید*** برای این کار برروی همین نوار یا کلمه عضویت کلیک نمایید ...***


بخشهاي فعال

آخرين ارسالهاي هر بخش در همان بخش وجود دارد براي سهولت دسترسي به آخرين مباحث مورد علاقه ، از آخرين ارسالهاي همان بخش استفاده نماييد

 

بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس
بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس

نویسنده موضوع: شعر،شعر،وفقط شعر  (دفعات بازدید: 3405 بار)

0 کاربر و 4 مهمان درحال دیدن موضوع.

  • کاربرپرکار
  • ****
  • تعداد ارسال: 268
  • ایجاد موضوع : 17
  • رای برای مدیریت : 2
  • به زندگی لبخندبزن
  • تخصص: حسابداری وحسابرسی
  • سمت: مدیر شرکت خدمات مالی
شعر،شعر،وفقط شعر
« : ژانویه 01, 2012, 09:43:38 »
بااجازه جناب احسانی و دوستان عزیز ،دوستان اگه لطف کنید وشعرهای خود رو دراین تاپیک قراربدید ممنون میشم:




عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی با جهان بيگانگی

عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشم تر

عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن

عشق يعنی سوختن يا ساختن عشق يعنی زندگی را باختن

عشق يعنی انتظار و انتظار عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

عشق يعنی ديده بر در دوختن عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب

عشق يعنی سوز نی آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان

عشق يعنی شاعری دلسوخته عشق يعنی آتشی افروخته

عشق يعنی با گلی گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن

عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

عشق يعنی يک تييم يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز

عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن

عشق يعنی چون محمد پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی زاهد اما بت پرست

عشق يعنی قطره و دريا شدن عشق يعنی همچو من شيدا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد و محنت در درون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود

  • کاربرپرکار
  • ****
  • تعداد ارسال: 268
  • ایجاد موضوع : 17
  • رای برای مدیریت : 2
  • به زندگی لبخندبزن
  • تخصص: حسابداری وحسابرسی
  • سمت: مدیر شرکت خدمات مالی
پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #1 : ژانویه 01, 2012, 10:56:20 »

نثار آه سحر ميكنم سرشك نياز
كه دامن توام اي گل ز دسترس نرود
دلگير و خسته ام از اين بهانه ها
از بار روي دوش ,از درد شانه ها
هي ميخورم به سنگ , هي ميروم در آب
چون تخته پاره ايي در اين كرانه ها
همبال خسته ام ديوانگي نكن
بال مرا ببين , بگذر ز دانه ها
اي درد رو به رشد آرام من كجاست
واي از سكوت محض , واي از اين ترانه ها

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • تعداد ارسال: 76
  • ایجاد موضوع : 4
  • رای برای مدیریت : 3
  • خدایا کمکم کن
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #2 : ژانویه 01, 2012, 16:17:24 »
زندگی چیست ؟
قطعه شعری که باران می گوید
یا خاک سرخیست که از رگ کشته ها می بارد؟
من چه غمگينم
از بهاری که می آیدپیا پی از آسمانش سنگ و آتش
از نوبهاری که می میرد در زندان بلا چون نسیمی از دلش شهر اهریمن را تکان داد.
من چرا غمگينم؟
دلم پاک است اندیشه سرشتم پاک است آه پشت در خوبرویان گیرم.
حرفهایم درد است یا زخم؟ چه فرقی می کند؟
دلها همه پر چشمها همه دور یک سراب می چرخد.
الهی نه من آنم که زفیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگربازنگرددنروم بازبه جایی
پشت دیوار نشینم چوگدابرسر راهی

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • تعداد ارسال: 76
  • ایجاد موضوع : 4
  • رای برای مدیریت : 3
  • خدایا کمکم کن
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #3 : ژانویه 01, 2012, 16:18:02 »
این روزها غمگينم
این روزها ، من سخت غمگينم
من نشسته ام در گوشه ای از این اتاق
و
من شکسته ام در درون خویش
چرا که
آنانکه من ، برایشان بودم
برایشان کوشیدم
و برایشان زیستم
اینگونه به سردی
با من اند
و آنانکه من در کنارشان بودم
اینگونه با من غریبه اند و
از من دورند.
...
اما باز
برایشان خواهم بود
برایشان خواهم کوشید
و برایشان خواهم زیست .
الهی نه من آنم که زفیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگربازنگرددنروم بازبه جایی
پشت دیوار نشینم چوگدابرسر راهی

پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #4 : ژانویه 01, 2012, 23:53:04 »
تو خلق نمودی همه را یک به یک و یکه یگانه
‏ من در عجب است
چون جمع شوند جمله یکان با تو یگانه
یک  با  یک  و  یک ، جمله یکان یک
یک باشد  و  یک  ماند  و  یک ، همان یگانه
حامی رعد کرج
امروز را با خدا قدم برداریم و فردا را به او بسپاریم

پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #5 : ژانویه 02, 2012, 00:07:51 »
مرحبا
توکل،توسل،تفکر،تحمل،تشکر

پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #6 : ژانویه 02, 2012, 00:16:09 »
درود
حامی رعد کرج
امروز را با خدا قدم برداریم و فردا را به او بسپاریم

پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #7 : ژانویه 02, 2012, 00:18:17 »
باغبان به باغ می نگرد !‏
و من پنداشتم
که نگاهش را فقط به من دوخته  !!!‏
هان ‏
ای میوه ها ،
ای برگهای سبز و خشک ،
ای شاخه ها ، ای درختان ،و  ای خاک تیره...‏
باغبان با ماست.‏
حامی رعد کرج
امروز را با خدا قدم برداریم و فردا را به او بسپاریم

پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #8 : ژانویه 02, 2012, 00:32:52 »
نگاشتم بی آنکه بدانم ،
من خود قلم بودم ،
و
می نگارم بی آنکه بدانم ،
نگارنده من نیستم.‏
[/b]
حامی رعد کرج
امروز را با خدا قدم برداریم و فردا را به او بسپاریم

  • کاربرپرکار
  • ****
  • تعداد ارسال: 268
  • ایجاد موضوع : 17
  • رای برای مدیریت : 2
  • به زندگی لبخندبزن
  • تخصص: حسابداری وحسابرسی
  • سمت: مدیر شرکت خدمات مالی
پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #9 : ژانویه 02, 2012, 10:28:56 »
دوستان عزیز خواهش دارم دراین تاپیک فقط وفقط شعربگید ممنون میشم اگه تشکر یاهرچیز دیگه ای هست بازبان شعربیان بشه
باتشکر

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • تعداد ارسال: 76
  • ایجاد موضوع : 4
  • رای برای مدیریت : 3
  • خدایا کمکم کن
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #10 : ژانویه 02, 2012, 10:31:50 »
دوستان عزیز خواهش دارم دراین تاپیک فقط وفقط شعربگید ممنون میشم اگه تشکر یاهرچیز دیگه ای هست بازبان شعربیان بشه
باتشکر
آفرین ومرحبا خوب گفتی حرف دل ماست
الهی نه من آنم که زفیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی
در اگربازنگرددنروم بازبه جایی
پشت دیوار نشینم چوگدابرسر راهی

پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #11 : ژانویه 02, 2012, 17:20:02 »


اگر با ديگرانش بود ميلي
چرا دست مرا بشکست ليلي
تو هرگز نازنين صادق نبودي
به فکر اين دل عاشق نبودي
دل پاکي که حکم کيميا داشت
به تو دادم ولي لايق نبودي
دل غمديده درماني ندارد
سر شوريده ساماني ندارد
آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی

پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #12 : ژانویه 02, 2012, 19:15:18 »
نشسته سايه‌ای از آفتاب بر رويش......به روی شانه ی طوفان رهاست گيسويش
ز دوردست سواران دوباره می‌آيند......كه بگذرند به اسبان خويش از رويش
كجاست يوسف مجروح پيرهن‌چاكم......كه باد از دل صحرا می‌آورد بويش
كسی بزرگ‌تر از امتحان ابراهيم......كسی چنان كه به مذبح بريد چاقويش
نشسته است كنارش كسی كه می‌گريد......كسی كه دست گرفته به روی پهلويش
هزار مرتبه پرسيده‌ام زخود او كيست......كه اين غريب نهاده است سر به زانويش
كسی در آن طرف دشت‌ها نه معلوم است......كجای حادثه افتاده است بازويش
كسی كه با لب خشك و ترك‌ترك شده‌اش......نشسته تير به زير كمان ابرويش
كسی ست وارث اين دردها كه چون كوه است......عجب كه كوه ز ماتم سپيد شد مويش
عجب كه كوه شده چون نسيم سرگردان......كه عشق می‌كشد از هر طرف به هر سويش
طلوع می‌كند اكنون به روی نيزه سری......به روی شانه ی طوفان رهاست گيسويش"

فاضل نظری
با کارهات خدارو دلخورنکن

پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #13 : ژانویه 02, 2012, 19:17:35 »
"كوك كن ساعتِ خویش !..."

"كوك كن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر
دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

كوك كن ساعتِ خویش !

كه مـؤذّن ، شبِ پیـش
دسته گل داده به آب
. . . و در آغوش سحر رفته به خواب

كوك كن ساعتِ خویش !

شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
كه سحر برخیزد
شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
دیر برمی خیزند

كوك كن ساعتِ خویش !

كه سحر گاه كسی
بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّام نیست
كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش !

رفتگر مُرده و این كوچه دگر
خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

كوك كن ساعتِ خویش !

ماكیان ها همه مستِ خوابند
شهر هم . . .
خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

كوك كن ساعتِ خویش !

كه در این شهر ، دگر مستی نیست
كه تو وقتِ سحر ، آنگاه كه از میكده برمی گردد
از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،
و در این شهر سحرخیزی نیست"
با کارهات خدارو دلخورنکن

پاسخ : شعر،شعر،وفقط شعر
« پاسخ #14 : ژانویه 02, 2012, 19:19:28 »
لاک پشتهـا آسوده
تخم هایشان را
به شن های ساحلی می سپارند
و دوباره به اقیانوس بر می گردند
ما سالهاست
که چمدان های بسته را
به دوش می کشیم
ومثل ستاره های خاموش
در مدارمان
فراموش می شویم
و فراموش می کنیم
برگی که روی باد سقوط می کند
انتخاب مسیر با خودش نیست
با کارهات خدارو دلخورنکن