***براساس اطلاعات اتحادیه مجازی متا شما عضو هیچ یک از گروههای سازمانی متا نیستید *** لطفا در صورت تمایل برای مشارکت و استفاده بهتر از امکانات متا ، فرم عضویت را پرنمایید*** برای این کار برروی همین نوار یا کلمه عضویت کلیک نمایید ...***


بخشهاي فعال

آخرين ارسالهاي هر بخش در همان بخش وجود دارد براي سهولت دسترسي به آخرين مباحث مورد علاقه ، از آخرين ارسالهاي همان بخش استفاده نماييد

 

بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس
بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس

نویسنده موضوع: چشمان سبز(اسم نویسنده رو نمی دونم)  (دفعات بازدید: 206 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

چشمان سبز(اسم نویسنده رو نمی دونم)
« : نوامبر 06, 2011, 17:04:26 »
0
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جست و جوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی که در تنهاییم روئید جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمانم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا؟!شاید خطا کردم  و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا تا کی برای چه ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد...
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت کسی فهمید تو با عبور خود مرا از یاد خواهی برد و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را باعبور خود نخواهی برد هنوز آشفته ی چشمان سبز زیبای توام برگرد!
برگرد ببین سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از این همه طوفان و هم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتی مابین بغض و حسرت و تردید کناره انتظاری که بدون پاسخ و سرد است و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل نمی دانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوعایت دعا کردم..
نمی دانم چرا رفتی نمی دانم چرا؟!
شاید خطا کردم

 

موضوعاتی که ممکن است عنوان یا محتوای آن با این موضوع در یکی از تالارهای متا مرتبط باشد

  موضوع / نویسنده پاسخ ها آخرين ارسال
0 پاسخ ها
205 مشاهده
آخرين ارسال نوامبر 01, 2010, 08:56:10
توسط A.Ehsani