***براساس اطلاعات اتحادیه مجازی متا شما عضو هیچ یک از گروههای سازمانی متا نیستید *** لطفا در صورت تمایل برای مشارکت و استفاده بهتر از امکانات متا ، فرم عضویت را پرنمایید*** برای این کار برروی همین نوار یا کلمه عضویت کلیک نمایید ...***


بخشهاي فعال

آخرين ارسالهاي هر بخش در همان بخش وجود دارد براي سهولت دسترسي به آخرين مباحث مورد علاقه ، از آخرين ارسالهاي همان بخش استفاده نماييد

 

بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس
بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس

نویسنده موضوع: زندگی نامه نیما یوشیج(علی اسفندیاری)  (دفعات بازدید: 911 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

+1
علی اسفندیاری، مردی که بعدها به «نیما یوشیج» معروف شد، در بیست‌ویکم آبان‌ماه سال ۱۲۷۶ مصادف با ۱۱ نوامبر ۱۸۹۷ در یکی از مناطق کوه البرز در منطقه‌ای به‌نام یوش، از توابع نور مازندران، دیده به جهان گشود
او ۶۲ سال زندگی کرد و اگرچه سراسر عمرش در سایه‌ی مرگ مداوم و سختی سپری شد؛ اما توانست معیارهای هزارساله‌ی شعر فارسی را که تغییرناپذیر و مقدس و ابدی می‌نمود، با شعرها و رای‌های محکم و مستدلش، تحول بخشد.
پدر نیما سوارکاری‌ شجاع‌ و آتشین‌ مزاج‌ موسوم‌ به‌ ابراهیم‌خان‌ اعظام‌ السلطنه‌ از دودمان‌های‌ قدیمی‌ مازندران‌ بود و به‌ گله‌داری‌ و کشاورزی‌ اشتغال داشت. وی از هنر موسیقی‌ و خطاطی‌ نیز بهره‌مند بود. مادرش‌ نیز زنی‌ با ذوق‌ و فرهیخته‌ بود.
علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج

علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج

نیما دوران طفولیت را در دامان طبیعت و در میان شبانان و «ایلخی بانان» گذراند که به هوای چراگاه، به نقاط دور، ییلاق و قشلاق می کنند و شب بالای کوه ها به دور هم جمع می شوند و آتش می افروزند.
وی در زندگی‌نامه‌ی خود نوشته ، زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخانان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور ییلاق قشلاق می‌کردند وشب‌ها بالای کوه‌ها ساعت‌های طولانی دور هم جمع می‌شدند .
از تمام دوره‌ی بچگی خود من به جز زد و خوردهای وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی کوچ‌نشینی و تفریحات ساده‌ی آنها در آرامش یکنواخت و کور و بی‌خبر از همه جا چیزی به خاطر ندارم.
نیما در دنباله زندگی‌نامه خود می‌افزاید: در همان دهکده که من متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده یاد گرفتم . او مرا در کوچه دنبال می‌کرد و به باد شکنجه می‌گرفت ، پاهای نازک مرا به درخت‌های ریشه و گزنه‌دار می‌بست و با ترکه می‌زد و مرا به ازبر کردن نامه‌هایی که معمولا اهل خانواده‌ی دهاتی به هم می نوشتند وادار می‌کرد.اما یک سال که به شهر آمده بودم اقوام نزدیک من مرا به همپای برادر از خود کوچکترم «لادبن» به یک مدرسه کاتولیک واداشتند.
نیما تا ۱۲ سالگی در «یوش» بود و بعد از آن به تهران آمد و روبه‌روی مسجد شاه که یکی از مراکز فعالیت مشروطه‌خواهان بوده است؛ در خانه‌ای استیجاری، مجاور مدرسه‌ی دارالشفاء مسکن می‌گزیند. پدر علی شب‌ها به وی «سیاق» می‌آموخت و مادرش که حکایاتی از «هفت پیکر» نظامی و غزلیاتی از حافظ حفظ داشت را به وی می‌آموخت .او ابتدا به دبستان «حیات جاوید» می‌رود و پس از چندی، به یک مدرسه‌ی کاتولیک که آن وقت در تهران به مدرسه‌ی «سن‌لویی» شهرت داشته، فرستاده می‌شود بعدها در مدرسه، مراقبت و تشویق یک معلم خوش‌رفتار که «نظام وفا» ـ شاعر بنام امروز ـ باشد، او را به شعر گفتن می اندازد. و نظام وفا استادی است که نیما، شعر بلند «افسانه» که به‌قولی، سنگ بنای شعر نو در زبان فارسی است را به او تقدیم کرده است.
نیما تابستانها به زادگاه خود می رفت و این کاری بود که بعد ها هم ترک نکرد و تا آخر عمر ادامه داد
او نخستین شعرش را در ۲۳ سالگی می‌نویسد؛ یعنی همان مثنوی بلند «قصه‌ی رنگ ‌پریده» که خودش آن‌را یک اثر بچگانه معرفی کرده است و می گوید: «من پیش از آن شعری در دست ندارم». این قصه را نیما در سال ۱۲۹۹ هجری شمسی سروده و یک سال بعد انتشار داده و بعد قسمتهایی از آن به نام «دلهای خونین» در منتخبات آثار، تألیف محمد ضیاء هشترودی، نقل شده است.
نیما در سپیده ‌دم جوانی به دختری دل باخت و این دلباختگی طلیعه‌ی حیات شاعرانه‌ی وی گشت . بعد از شکست در این عشق به سوی زندگی خانوادگی شتافت و عاشق صفورای چادرنشین شد و منظومه‌ی جاودانه «افسانه»‌ را پدید آورد.
پدر نیما از ازدواج وی با صفورا راضی بود اما صفورا حاضر به آمدن به شهر نشد و ناگزیر از هم جدا شدند و دومین شکست او را از پای درآورد.

♥ نامه های عاشقانه نیما یوشیج


نیما بعد از فراغت از تحصیل در مدرسه‌ی سن لویی در سال ۱۲۹۸ به کار در وزارت دارایی پرداخت اما بعد از مدتی از این کار دست کشید. دو سال بعد، با گرایش به مبارزه‌ی مسلحانه علیه حکومت قاجار اقدام به تهیه‌ی اسلحه می‌کند. در همین سال‌هاست که می‌خواهد به نهضت مبارزان جنگلی بپیوندد؛ اما بعدا منصرف می‌شود.
نیما در نتیجه‌ی آشنایی با زبان فرانسه با ادبیات اروپایی آشنا شد و ابتکار و نو‌آفرینی را از این رهگذر کسب کرد و به عنوان یکی از پایه‌های رهبری سبک نوین قرار گرفت.
نیما در دی ماه ۱۳۰۱ قطعه های « ای شب» و « افسانه » نخستین اشعار دوره جوانی خود را، که ملاک ارزیابی شخصیت هنری وی هستند، به وجود می آورد. قطعه « ای شب» که از یک سال پیش «دست به دست خوانده و رانده شده بود» در پاییز سال ۱۳۰۱ شمسی در روزنامه هفتگی « نوبهار» «مجله‌ی قرن بیستم به سردبیری میرزاده عشقی» [ در بعضی از منابعی که من بررسی کردم نام نوبهار آمده بود و در برخی دیگر قرن بیستم] به چاپ می‌رساند.
در ۱۳۰۵ با عالیه جهانگیری ـ خواهرزاده‌ی جهانگیرخان صوراسرافیل ـ ازدواج می‌کند. در سال ۱۳۱۷ به عضویت در هیات تحریریه‌ی مجله‌ی موسیقی درمی‌آید و در کنار «صادق هدایت»، «عبدالحسین نوشین» و «محمدضیاء هشترودی»، به کار مطبوعاتی می‌پردازد و دو شعر «غراب» و «ققنوس» و مقاله‌ی بلند «ارزش احساسات در زندگی هنرپیشگان» را به چاپ می‌رساند. در سال ۱۳۲۱ فرزندش شراگیم به‌دنیا می‌آید ـ که بعد از فوت او، با کمک برخی دوستان پدر، به گردآوری و چاپ برخی شعرهایش اقدام ‌کرد.
ادبا «گفتند انحطاطی در ادبیات آبرومند قدیم رخ داده است. مدتها در تجدد ادبی بحث کردند. شاعر گارد می بست، جرات نداشتند صریحا به او حمله کنند.کنایه می زدند، ولی صداها به قدری ضعیف بود که به گوش شاعر نرسید و بدون جواب ماند. در ظرف این مدت آن قطعه با بعضی شعرهای دیگر، که در اطراف خوانده شده بود، در ذوق و سلیقه چند نفر نفوذ پیدا کرد. آن اشخاص پسندیدند، استقبال کردند و تیر به نشانه رسیده بود. نشانه شاعر قلبهای گرم و جوان بود. نگاه او به چشمهایی بود که برق می زدند و تند نگاه می کنند. شعرهای او برای آنان ساخته شده بود.»
در سالهای ۱۳۰۵ دفترچه ای از اشعار نیما که منظومه «خانواده سرباز» و سه قطعه کوتاه در آن بود، منتشر شد.
نیما به خود و نتیجه کار خود اطمینان داشت. اول پیش خودش فکر کرده بود که هرکس کار تازه ای می کند سرنوشت تازه ای هم دارد.او به کاری که ملت به آن محتاج بود، اقدام کرده بود. حقیقت این است که نیما هنوز در این راه از دیگر کسانی که پیش از او معایب شعر سازی به طرز قدما را دریافته و در پی راه های نوینی بودند، متجددتر نبود.
اما آگاهی بیشتر او به لطایف زبان فارسی و آشنایی مستقیم وی با ادبیات فرانسه و عاری بودن بیان او از بعضی لغات و عبارات و جمله بندیهای نامأنوس و به خصوص طبع شاعرانه او، به وی اجازه داد که دعاوی همکاران خود را با دادن نمونه هایی بهتر و جالبتر و عملاً اثبات کند.
نیما طرح نظریات هنری را حرف می دانست و بیش از حرف به عمل پرداخته بود. کارنیما، برخلاف کار رفقای دیگرش، عجولانه و نسنجیده نبود. او نمی خواست محافظان را در همان قدم اول یکسره و یکباره از خود روگردان کند. چنان است که گویی استنباط کرده بود هموطنان وی به شکل و قالب شعر و الفاظی که در آن به کار می رود، بیشتر دلبستگی دارند تا به مضمون آنها. کار شاعر جوان در نخستین قدم هنوز « شکستن و فروریختن» نبود. او از اصول جاریه شعر فارسی منحرف نشد و شعرهای اولیه خود را در همان قالبهای معمول و معهود ریخت.
وزن و قافیه را بجای خود گذاشت و قافیه ها را برای آنکه پشت سر هم تکرار نشود، یک مصرع فاصله داد و دیگر پیرامون قافیه ای که آورده بود نگشت تا از تأثیر یکنواخت و نامطلوب قافیه های مسلسل و مکرر بکاهد و بدین ترتیب غزل با تغزل نوینی با مفردات خوب و ترکیب درست پدید آورد که دردها و غمهای شاعر یا به عبارت بهتر دردهای جامعه را ترنم می کرد.
نیما علاوه بر شکستن برخی قوالب و قواعد، در زبان قالب‌های شعری تاثیر فراوانی داشت؛ او در قالب غزل ـ به‌عنوان یکی از قالب‌های سنتی ـ نیز تاثیر گذار بوده؛ به طوری که عده‌ای معتقدند غزل بعد از نیما شکل دیگری گرفت و به گونه‌ای کامل‌تر راه خویش را پیمود.
نیما بعد از سالها تلاش در عرصه شعر و ادبیات در زمستان ۱۳۳۸ دلش هوای یوش کرد و خواست به آغوش طبیعت زادگاهی باز گردد. به علت سرمای شدید یوش، به ذات‌الریه مبتلا شد .
و عاقبت در اواخر عمر این شاعر بزرگ، درحالی‌که ه بود و برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تاثیری نداد و در تاریخ ۱۳ دی‌ماه ۱۳۳۸، نیما یوشیج، آغازکننده‌ی راهی نو در شعر فارسی، برای همیشه خاموش شد. او را در تهران دفن ‌کردند؛ تا اینکه در سال ۱۳۷۲ طبق وصیتش، پیکرش را به یوش برده و در حیاط خانه محل تولدش به خاک ‌سپردند.
او را به شهر آوردند و در یک شب سرد قلبش از کار باز ایستاد و روز بعد « خاکها را بر جسد کوچکی می ریختند که دنیای بزرگی را با خود می برد.» بدین قرار، شاعر و سخندان بزرگ عصر ما، که به قول گلچین «کوهی از گذرگاه گوینده برداشته و دانه نو در این سرزمین کاشته بود» شصت و چهار سال عمر کرد تا شب ۱۶ دی ماه ۱۳۳۸ ، آغازکننده‌ی راهی نو در شعر فارسی، برای همیشه خاموش شود. روز دوشنبه هجدهم آن ماه تن به خاک تیره سرد سپرد. « افسانه » زندگی پر ملالش به پایان رسید، در حالی که، اشعار و نوشته های بکر و با ارزشی در باره هنر و اندیشه خود به جا گذاشت.
آخرین سنگر سکوته

                       خیلی حرفا گفتنی نیست

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • توان محتوا سازی: +481
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : زندگی نامه نیما یوشیج(علی اسفندیاری)
« پاسخ #1 : نوامبر 24, 2010, 10:23:06 »
+1


نیما یوشیج

     نام اصلی نیما یوشیج  علی اسفندیاری است او نام نیما را برای تخلص انتخاب نمود . نیما نام یكی از پهلوانان اساطیری مازندران است او در دهكده یوش از توابع نور به دنیا آ�د و در تهران با زندگی وداع گفت .

    كسانی كه او را یار و شاكر بودند می توان از زنده یاد جلال آل احمد و همسر ایشان سیمین دانشور و یار همیشگی زندگی خود عالیه خانم نام برد . فرزند وی شراگیم نام دارد از نحوه ی نام گذاری نیما مشخص می شود كه او به شمال و اسم های شمالی ارادت خاصی داشته است .

    نیما یوشیج را پدر شعر نوی فارسی می نامند . قبل از نیما هر شاعری سبك كلاسیك را انتخاب می كرد و با تحول در شعر فارسی سبكی را پایه گذاری نمود كه شاعرانی همچون سهراب سپهری ، اخوان ثالث ، احمد شاملو ، فروغ فرخزاد راه او را ادامه دادند .

    نیما در ابتدای كار با عده ای از متحجرین به مبارزه پرداخت و در این راه مقاومت و پایداری نمود . انمگیزه های تحول شعر فارسی را می توان از چند قسمت بررسی نمود ابتدا آشنایی نیما با اشعار اروپاییان . نیما از اشعار و نوشته های اروپاییان بهره می جست و خود به سبك آنان شعر می سرود.
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

 

موضوعاتی که ممکن است عنوان یا محتوای آن با این موضوع در یکی از تالارهای متا مرتبط باشد

  موضوع / نویسنده پاسخ ها آخرين ارسال
1 پاسخ ها
650 مشاهده
آخرين ارسال اكتبر 14, 2010, 14:34:44
توسط اجاقی معز
1 پاسخ ها
634 مشاهده
آخرين ارسال ژوئن 22, 2010, 15:08:31
توسط maxim354
0 پاسخ ها
2323 مشاهده
آخرين ارسال اكتبر 10, 2010, 10:33:34
توسط سعدی مومیوند
0 پاسخ ها
525 مشاهده
آخرين ارسال نوامبر 18, 2010, 11:53:42
توسط امیر شهباززاده
0 پاسخ ها
539 مشاهده
آخرين ارسال نوامبر 21, 2010, 08:32:56
توسط saeed.
0 پاسخ ها
326 مشاهده
آخرين ارسال دسامبر 31, 2010, 14:58:41
توسط DiYakO