***براساس اطلاعات اتحادیه مجازی متا شما عضو هیچ یک از گروههای سازمانی متا نیستید *** لطفا در صورت تمایل برای مشارکت و استفاده بهتر از امکانات متا ، فرم عضویت را پرنمایید*** برای این کار برروی همین نوار یا کلمه عضویت کلیک نمایید ...***


بخشهاي فعال

آخرين ارسالهاي هر بخش در همان بخش وجود دارد براي سهولت دسترسي به آخرين مباحث مورد علاقه ، از آخرين ارسالهاي همان بخش استفاده نماييد

 

بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس
بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس

نویسنده موضوع: شعرهای مهدی اخوان ثالث  (دفعات بازدید: 865 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

شعرهای مهدی اخوان ثالث
« : نوامبر 10, 2010, 22:21:11 »
+1
"كتيبه"


فتاده تخته سنگ آنسوي تر، انگار كوهي بود
و ما اينسو نشسته، خسته انبوهي
زن و مرد و جوان و پير
همه با يكديگر پيوسته ، ليك از پاي
و با زنجير
اگر دل مي كشيدت سوي دلخواهي
به سويش مي توانستي خزيدن ، ليك تا آنجا كه رخصت بود
تا زنجير

ندانستيم
ندايي بود در روياي خوف و خستگيهامان
و يا آوايي از جايي ، كجا ؟ هرگز نپرسيديم
چنين مي گفت
فتاده تخته سنگ آنسوي ، وز پيشينيان پيري
بر او رازي نوشته است ، هركس طاق هر كس جفت
چنين مي گفت چندين بار
صدا ، و آنگاه چون موجي كه بگريزد ز خود در خامشي مي خفت

و ما چيزي نمي گفتيم
و ما تا مدتي چيزي نمي گفتيم
پس از آن نيز تنها در نگه مان بود اگر گاهي
گروهي شك و پرسش ايستاده بود
و ديگر سيل و خستگي بود و فراموشي
و حتي در نگه مان نيز خاموشي
و تخته سنگ آن سو اوفتاده بود
شبي كه لعنت از مهتاب مي باريد
و پاهامان ورم مي كرد و مي خاريد

يكي از ما كه زنجيرش كمي سنگينتر از ما بود ، لعنت كرد گوشش را
و نالان گفت :‌ بايد رفت
و ما با خستگي گفتيم : لعنت بيش بادا گوشمان را چشممان را نيز
بايد رفت

و رفتيم و خزان رفتيم تا جايي كه تخته سنگ آنجا بود
يكي از ما كه زنجيرش رهاتر بود ، بالا رفت ، آنگه خواند
كسي راز مرا داند
كه از اينرو به آنرويم بگرداند
و ما با لذتي اين راز غبارآلود را مثل دعايي زير لب تكرار مي كرديم
و شب شط جليلي بود پر مهتاب
هلا ، يك ... دو ... سه .... ديگر پار
هلا ، يك ... دو ... سه .... ديگر پار
عرقريزان ، عزا ، دشنام ، گاهي گريه هم كرديم
هلا ، يك ، دو ، سه ، زينسان بارها بسيار
چه سنگين بود اما سخت شيرين بود پيروزي
و ما با آشناتر لذتي ، هم خسته هم خوشحال
ز شوق و شور مالامال
يكي از ما كه زنجيرش سبكتر بود
به جهد ما درودي گفت و بالا رفت
خط پوشيده را از خاك و گل بسترد و با خود خواند

و ما بي تاب
لبش را با زبان تر كرد ما نيز آنچنان كرديم
و ساكت ماند
نگاهي كرد سوي ما و ساكت ماند
دوباره خواند ، خيره ماند ، پنداري زبانش مرد
نگاهش را ربوده بود ناپيداي دوري ، ما خروشيديم
بخوان !‌ او همچنان خاموش
براي ما بخوان ! خيره به ما ساكت نگا مي كرد

پس از لختي
در اثنايي كه زنجيرش صدا مي كرد
فرود آمد ، گرفتيمش كه پنداري كه مي افتاد
نشانديمش
بدست ما و دست خويش لعنت كرد
چه خواندي ، هان ؟

مكيد آب دهانش را و گفت آرام
نوشته بود
همان

كسي راز مرا داند
كه از اينرو به آرويم بگرداند

نشستيم
و به مهتاب و شب روشن نگه كرديم
و شب شط عليلي بود
آخرین سنگر سکوته

                       خیلی حرفا گفتنی نیست

پاسخ : شعرهای مهدی اخوان ثالث
« پاسخ #1 : نوامبر 10, 2010, 22:22:27 »
0
باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر، با آن پوستين سرد نمناكش
باغ بي برگي
روز و شب تنهاست
با سكوت پاك غمناكش
ساز او باران ، سرودش باد
جامه اش شولاي عرياني ست
ور جز اينش جامه اي بايد
بافته بس شعله ي زر تا پودش باد
گو برويد، يا نرويد، هر چه در هر كجا كه خواهد
يا نمي خواهد
باغبان و رهگذاري نيست
باغ نوميدان
چشم در راه بهاري نيست
گر ز چشمش پرتو گرمي نمي تابد
ور به رويش برگ لبخندي نمي رويد
باغ بي برگي كه مي گويد كه زيبا نيست ؟
داستان از ميوه هاي سر به گردونساي اينك خفته در تابوت
پست خاك مي گويد
باغ بي برگي
خنده اش خوني ست اشك آميز
 جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن
پادشاه فصلها ، پاييز
 
آخرین سنگر سکوته

                       خیلی حرفا گفتنی نیست

پاسخ : شعرهای مهدی اخوان ثالث
« پاسخ #2 : نوامبر 10, 2010, 22:24:34 »
0
آب و آتش

آب و آتش نسبتي دارند جاويدان
مثل شب با روز، اما از شگفتيها
ما مقدس آتشي بوديم و آب زندگي در ما
آتشي با شعله هاي آبي زيبا
آه

سوزدم تا زنده‌ام يادش كه ما بوديم
آتشي سوزان و سوزاننده و زنده
چشمه ي بس پاكي روشن
هم فروغ و فر ديرين را فروزنده
هم چراغ شب زداي معبر فردا

آب و آتش نسبتي دارند ديرينه
آتشي كه آب مي پاشند بر آن ، مي كند فرياد
ما مقدس آتشي بوديم ، بر ما آب پاشيدند
آبهاي شومي و تاريكي و بيداد
خاست فريادي، و درد آلود فريادي

من همان فريادم، آن فرياد غم بنياد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، اين از ياد
كآتشي بوديم بر ما آب پاشيدند
 گفتم و مي گويم و پيوسته خواهم گفت
ور رود بود و نبودم
همچنان كه رفته است و مي رود
بر باد
آخرین سنگر سکوته

                       خیلی حرفا گفتنی نیست

پاسخ : شعرهای مهدی اخوان ثالث
« پاسخ #3 : نوامبر 16, 2010, 14:02:31 »
0
چون سبوي تشنه...

از تهي سرشار
جويبار لحظه ها جاري ست
چون سبوي تشنه كاندر خواب بيند آب ، واندر آب بيند سنگ
دوستان و دشمنان را مي شناسم من
زندگي را دوست مي دارم
مرگ را دشمن
واي ، اما با كه بايد گفت اين ؟ من دوستي دارم
كه به دشمن خواهم از او التجا بردن
جويبار لحظه ها جاري
آخرین سنگر سکوته

                       خیلی حرفا گفتنی نیست

پاسخ : شعرهای مهدی اخوان ثالث
« پاسخ #4 : نوامبر 24, 2010, 14:47:38 »
0
لحظه ديدار

 

لحظه ديدار نزديك است .

باز من ديوانه ام، مستم .

باز مي لرزد، دلم، دستم .

باز گويي در جهان ديگري هستم .

هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ !

هاي ! نپريشي صفاي زلفم را، دست!

آبرويم را نريزي، دل !

- اي نخورده مست -

لحظه ديدار نزديك است
آخرین سنگر سکوته

                       خیلی حرفا گفتنی نیست

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • توان محتوا سازی: +481
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : شعرهای مهدی اخوان ثالث
« پاسخ #5 : نوامبر 24, 2010, 15:34:23 »
+1
زمستان

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت

سرها در گريبان است

كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و د يدار ياران را

نگه جز پيش پا را د يد ، نتواند

كه ره تاريك و لغزان است

وگر د ست محبت سوي كس يازي

به اكراه آورد د ست از بغل بيرون

كه سرما سخت سوزان است

نفس ، كز گرمگاه سينه مي آيد برون ، ابري شود تاريك

چو د يوار ايستد د ر پيش چشمانت

نفس كاين است ، پس د يگر چه د اري چشم

ز چشم د وستان د ور يا نزديك ؟

مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چركين

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي

د مت گرم و سرت خوش باد !

سلامم را تو پاسخ گوي ، د ر بگشاي !

منم من ، ميهمان هر شبت ، لولي وش مغموم

منم من ، سنگ تيپاخورد ه ي رنجور

منم ، د شنام پست آفرينش ، نغمه ي ناجور .

نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم

بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم

حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت د ر چون موج مي لرزد

تگرگي نيست ، مرگي نيست

صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و د ندان است

من امشب آمد ستم وام بگزارم

حسابت را كنار جام بگذارم

چه مي گويي كه بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟

فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست

حريفا ! گوش سرما برده است اين ، يادگار سيلي سرد زمستان است

و قند يل سپهر تنگ ميد ان ، مرده يا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود ، پنهان است

حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يكسان است

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت

هوا د لگير ، د رها بسته ، سرها د ر گريبان ، دستها پنهان

نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين

د رختان اسكلتهاي بلور آجين

زمين د لمرده، سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهر و ماه

زمستان است.
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

پاسخ : شعرهای مهدی اخوان ثالث
« پاسخ #6 : ژانویه 12, 2011, 00:28:28 »
0
دریغ

بی شکوه و غریب و رهگذرند

یادهای دگر ، چو برق و چو باد 

یاد تو پرشکوه و جاوید است 

و آشنای قدیم دل ، اما

ای دریغ ! ای دریغ ! ای فریاد

با دل من چه می تواند کرد

یادت ؟ ای باد من ز دل برده

من گرفتم لطیف ،‌ چون شبنم

هم درخشان و پک ، چون باران 

چه کنند این دو ، ای بهشت جوان

با یکی برگ پیر و پژمرده ؟
آخرین سنگر سکوته

                       خیلی حرفا گفتنی نیست

پاسخ : شعرهای مهدی اخوان ثالث
« پاسخ #7 : ژانویه 25, 2012, 21:59:08 »
0
دريچه‌ها

ما چون دو دريچه، رو به روي هم
آگاه ز هر بگو مگوي هم

هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آينده

عمر آينه‌ي بهشت، اما ... آه
بيش از شب و روز تيره و دي كوتاه

اكنون دل من شكسته و خسته ست
زيرا يكي از دريچه‌ها بسته ست

نه مهر فسون، نه ماه جادو كرد
نفرين به سفر، كه هر چه كرد او كرد
آخرین سنگر سکوته

                       خیلی حرفا گفتنی نیست

 

موضوعاتی که ممکن است عنوان یا محتوای آن با این موضوع در یکی از تالارهای متا مرتبط باشد

  موضوع / نویسنده پاسخ ها آخرين ارسال
7 پاسخ ها
710 مشاهده
آخرين ارسال نوامبر 22, 2010, 15:29:28
توسط DELFAN
17 پاسخ ها
2046 مشاهده
آخرين ارسال نوامبر 08, 2010, 14:03:12
توسط saeed.
12 پاسخ ها
1654 مشاهده
آخرين ارسال اوت 03, 2011, 10:44:10
توسط DELFAN
9 پاسخ ها
629 مشاهده
آخرين ارسال ژانویه 12, 2011, 00:33:58
توسط saeed.
12 پاسخ ها
982 مشاهده
آخرين ارسال ژانویه 12, 2011, 00:25:12
توسط saeed.
1 پاسخ ها
782 مشاهده
آخرين ارسال ژانویه 12, 2011, 12:56:59
توسط saeed.