با تشكر مجدد از جناب محمدي عزيز
2-من هم به فرض اينكه براي توليد 300 كيلو محصول 300 كيلو مواد مصرف شده باشه قيمت مواد رو ثبت كردم.
جمع ورودي به خط توليد 500 كيلو به قيمت متوسط 1133 ريال بوده كه خروجي ميشه 340000 ريال.
2-این کار شما در هزینه یابی استاندارد استفاده می شود اون هم در زمان مصرف مواد نه در زمان تولید کالا!
در هزينه يابي واقعي يا نرمال وقتي مواد از انبار خارج ميشه كه ثبتش مشخصه ولي وقتي محصول توليد ميشه خب بايد معلوم بشه در اين محصول چقدر مواد استفاده شده كه از موادمون خارج كنيم . به نظر شما اينطور نيست ؟
اون هم در زمان مصرف مواد نه در زمان تولید کالا
وقتي مواد رو به خط توليد ميفرستيم در هزينه يابي استاندارد مشخصه اين مواد براي توليد چه تعداد محصول كافيه ولي همون موقع نميشه ثبت توليد رو زد تا كالا تكميل بشه و اون موقع وقتي مثلا 50 واحد كالا ساخته شد به نسبتهاي استاندارد از موادمون خارج كنيم . نظر شما چيه ؟
در هزينه يابي استاندارد وقتي مواد به خط توليد فرستاده ميشه چه ثبتي زده ميشه ؟ آيا اصلا ثبتي زده ميشه يا نه ؟ آيا تعداد بر اساس واقعي و نرخ استاندارد خارج ميشه و يا نه هم تعداد و هم نرخ بر اساس استاندارد خارج ميشه ؟
3- اصولا در مورد سربار چون اطلاعات کاملی نداری چنین ثبتی انجاکم میشه و لی دستمزد در طی هر روز از ماه قابل محاسبه است و میتونیم از میزان واقعی آن اطلاع داشته باشیم . اینطور فکر نمی کنید ؟
به نظر من خيلي سخته كه هر وقت يه كالايي ساخته ميشه براي محاسبه سهم دستمزدي كه بايد به قيمت تمام شده اضافه بشه براي هر كدوم از كاركناني كه روي اون محصول كار مي كنند بيايم و دستمزد واقعي رو محاسبه كنيم . به نظر من بهتره يه متوسط حقوق ماهيانه اي از ماههاي قبل و يا بر اساس ساير عوامل در نظر گرفته بشه كه البته به واقعيت هم خيلي نزديك خواهد بود چون بسياري از عوامل متغير سربار رو نداره و ميشه با تقريب بالاي 90 درصد محاسبه بشه و به كالاهاي ساخته شده سرشكن بشه ولي نميشه گفت دقيقا با واقعيت مطابقت داره بنابراين به نظر من ميشه براي دستمزد هم از نرخ جذب استفاده كرد .
خوشحال ميشم در اين مورد هم اشكالات من رو اصلاح كنيد .
4- در مورد ثبتتون به نظ من بهتره سربار جذب شده رو بدهکار نمایید نه سربار واقعی رو !
منظور من حساب كسر و اضافه جذب سربار است كه در واقع ميشه تفاوت سربار جذب شده و واقعي .
همچنین نیازی به اصلاح کاردکس شما نیست چون کالا فروش رفته و یه هزینه اتفاق افتاده فقط کافی است این هزینه رو اعمال نمایید در ضمن این تفاوت خودش نشان دهنده یکی از مزایای این سیستم می باشد و واسه تصمیم گیری های داخلی مفید می باشد
ولي در نهايت مگه نبايد موارد موجود در كاردكس و انبار با حسابداري برابر باشد ؟
فرض كنيد من از يك كالايي در انبار به تعداد 100 واحد به قيمت هر واحد 1000 ريال معادل 000 100 ريال موجودي دارم.
موجودي كالا در سيستم حسابداري من هم 000 100 ريال خواهد بود.
با فروش اين 100 واحد مثلا به قيمت 200 1 ريال :
بدهكاران 000 120
قيمت تمام شده كالاي فروش رفته 000 100
فروش 000 120
موجودي محصولات 000 100
اگه اضافه جذب سربار من 1000 ريال باشد در حسابداري اين ثبت زده مي شود :
اضافه جذب سربار 1000
قيمت تمام شده كالاي فروش رفته 1000
با اين ثبت سرجمع قيمت تمام شده كالاي فروش رفته من در حسابداري 000 99 ريال ميباشد ولي در كاردكس 000 100 است . براي اصلاح كاردكس به چه شكل بايد عمل كرد ؟