يک ساختار کششي تنها ترکيبي از عناصر کششي است، نه خمشي و نه فشاري. ساختار کششي نبايد با ساختارهاي تنسگريتي که ساختاري فرمال با هر دوعنصر فشاري و کششي است اشتباه گردد.
اغلب ساختارهاي کششي با عناصري فشاري يا خمشي از قبيل ميله ها، حلقه هاي فشاري به همراه تيرها نگهداري مي شوند. در اين ميان ساختارهاي غشايي، جايگاه ويژه اي دارند که اغلب به عنوان پوشش استفاده شده و در فواصل بزرگ مي توانند اقتصادي و جذاب باشند.
اولين معماري دنياي کششي پوسته اي فولادي بود که توسط ولادیمیر شوخوف (در طول ساختمان) Nizhny Novgorod استفاده گرديد. مهندس روس، ولادیمیر شوخوف يکي از اولين مهندساني بود که محاسبات کاربردي از تنشها و تغيير شکلهاي ساختارهاي کششي، پوسته ها و غشاها را توسعه داد. شوخوف با هشت ساختار کششي و غرفه هاي نمايشگاهي ساختارهاي پوسته اي سبک براي نمایشگاه Nizhny Novgorod در 1896، غشايي به مساحت 27000 متر مربع طراحي کرد.
آنتونيو گائودي از مفهوم خلق معکوس يک ساختار فقط فشاري براي کليساي کولونیا گوئل استفاده کرد. او يک مدل کششي معلق کليسا را با محاسبه نيروهاي فشاري و با تعيين آزمايش ژئومتري يک قوس خلق نمود.
بعدها، کانسپتي توسط معمار و مهندس آلماني فری اتو معرفي شد، کسي که نخستين بار در ساختمان کلاه فرنگي آلمان اکسپو 67 مونترال استفاده کرد. اتو سپس ايده اي براي سقف استاديوم المپيک 1972 مونيخ ارائه داد. فرم ساختاري که به طور گسترده در ساختارهاي بزرگ اواخر قرن بيستم، جاييکه طناب هاي نگهدارنده بيشترين کشش را به پارچه ها داده و آن را مجبور به تحمل بارهاي مقاوم مي کنند، به کار گرفته شد.
از سال1960 ساختارهاي کششي توسط طراحان و معماراني از قبيل اوو آروپ ، بارو هاپولد، والتر برد، فری اتو، ایرو سارینین، هورست برگر و ديگران حمايت شدند.
منبع:
http://archnoise.com/Architectural%20technology/NO.10/tensile%20structure.htm