***براساس اطلاعات اتحادیه مجازی متا شما عضو هیچ یک از گروههای سازمانی متا نیستید *** لطفا در صورت تمایل برای مشارکت و استفاده بهتر از امکانات متا ، فرم عضویت را پرنمایید*** برای این کار برروی همین نوار یا کلمه عضویت کلیک نمایید ...***


بخشهاي فعال

آخرين ارسالهاي هر بخش در همان بخش وجود دارد براي سهولت دسترسي به آخرين مباحث مورد علاقه ، از آخرين ارسالهاي همان بخش استفاده نماييد

 

بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس
بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس

نویسنده موضوع: حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها  (دفعات بازدید: 3289 بار)

0 کاربر و 3 مهمان درحال دیدن موضوع.

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #75 : اكتبر 02, 2010, 12:24:47 »
0
یک نامه ی عاشقانه برای کسی که دوستش دارید

متشکرم :-[

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.

برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی.

برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی.

برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی.

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.

برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی.

برای همه وقت هایی که گفتی “دوستت دارم”

برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.

برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.

برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.

برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.

به خاطر همه ی این ها هیچ وقت فراموش نکن که :

لبخند من به تو یعنی ” عاشقانه دوستت می دارم ”

آغوش من همیشه برای تو باز است.

همیشه برای گوش دادن به حرفهایت آمادگی دارم.

همیشه پشتیبانت هستم.

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.

فقط کافی است چیزی از من بخواهی ,
بلافاصله از آن تو خواهد شد.

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.

من کاملا به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.

در دنیا تو از هرکسی برایم مهم تر هستی.

همیشه دوستت دارم چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

همین الان در فکر تو هستم.

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.

من همیشه برای تو اینجا هستم و دلم برای تو تنگ است.

هر وقت که احتیاج به درد دل داشتی روی من حساب کن.

من هنوز در چشمانت گم شده هستم.

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.
:-[
پشت دریاها شهریست که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.

  • گروه مدیریت
  • *****
  • تعداد ارسال: 4.089
  • ایجاد موضوع : 644
  • رای برای مدیریت : 81
  • متحد ایران متا
  • توان محتوا سازی: +1054
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: مدیرمالی
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #76 : اكتبر 02, 2010, 12:58:46 »
0
سلام سلام

بچه ها امروز شنبه است ولی اینجا انگار خیلی سوت و کوره نه؟ امروز بیایم راجع به یک موضوع جالب صحبت کنیم.


احترام به بزرگترها
با کارهات خدارو دلخورنکن

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • توان محتوا سازی: +456
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #77 : اكتبر 02, 2010, 13:03:55 »
0
سلام

نامه ی قشنگی بود نادی عزیز.

ممنون.

جناب احسانی از قعر تاریخ حرف می زنید، من که حافظم یاری نمی کنه. ;D

بله باید باشه، چه تو دینمون و چه تو فرهنگمون در موردش زیاد شنیدیم، اما چقدر تو واقعیت دیدیم؟

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #78 : اكتبر 02, 2010, 13:19:34 »
0
سلام خانم دلفان و جناب احسانی

منم موافقم ولی در مورد چی صحبت کنیم ؟
پشت دریاها شهریست که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • توان محتوا سازی: +456
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #79 : اكتبر 02, 2010, 13:24:41 »
0
اجازه اول ما بگیم؟

ما باید در زندگی به بزرگترهامون احترام بگذاریم، مخصوصا به پدر و مادر.

اجازه، صبر کنید بقیش رو الان می گم، نوک زبونمه، آقا بخدا خوندیم.
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

  • گروه مدیریت
  • *****
  • تعداد ارسال: 4.089
  • ایجاد موضوع : 644
  • رای برای مدیریت : 81
  • متحد ایران متا
  • توان محتوا سازی: +1054
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: مدیرمالی
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #80 : اكتبر 02, 2010, 13:40:19 »
0
سلام

خانم دلفان خیلی چیزها از نسل قبل به ما منتقل میشه .بله به ما توصیه شده است احترام بزرگ واجب است اما میخوایم بدونیم فلسفه این کار چیست و چرا خداوند حکم کرده است که احترام بزرگان بخصوص والدین واجب است.
با کارهات خدارو دلخورنکن

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #81 : اكتبر 02, 2010, 14:02:25 »
+1
سلام دوستان
آقای احسانی همینطور که شما فرمودین برای هر چیزی در این دنیا خداوند حکمتی قرار داده است .مخصوصا احترام به والدین که خداوند در قرآن بدان بسیار سفارش فرمودند. من مطلب زیر رو از یک سایت برداشتم که دیدم بد نیست این مطلب رو  باهم بخونیم .

فلسفة نيكي به پدر و مادر
 
پدر و مادر نسبت به فرزند خود واسطة در آفرينش هستند و خداوند به خاطر اينكه پدر و مادر باعث به وجود آمدن فرزند مي شوند، نيكي و شكرگزاري به آنها را همرديف شكرگزاري خويش قرار داده است. پدر و مادر به خاطر اينكه يك انسان را به وجود مي آورند و با تمام سختي ها او را بزرگ مي كنند و به جامعة انساني تحويل مي دهند شايستة تكريم و نيكي هستند. و اگر اين نيكي و تكريم نباشد پدر و مادر ديگر انگيزه اي براي به وجود آوردن فرزندان ناسپاس نخواهند داشت. و نسل بشري را در مخاطرة انقراض و از بين رفتن قرار خواهند داد.

فلسفة نيكي به پدر مادر:
در روايتي از امام سجاد ـ عليه السلام ـ حقّ مادر اين چنين بيان شده است: «و اما حق مادرت بر تو، اين است كه بداني او تو را در جايي حمل كرده است كه هيچ كس، ديگري را حمل نمي كند و از ميوة دلش به تو داد كه أحدي به ديگري نمي دهد و تو را با تمام أعضايش حفظ كرد و اهميتي نمي داد كه خود گرسنه باشد، اما تو سير باشي و خودتشنه باشد اما تو را سيراب كند و خود برهنه باشد اما تو را بپوشاند و خود زير آفتاب باشد امّا تو را سايه افكند و به خاطر تو خواب را بر خود حرام كند و از گرما و سرما نگاهت دارد، تا تو را داشته باشد و از دست ندهد. بنابراين تو جز با كمك و توفيق الهي، از پس قدرداني او بر نمي آيي.»

و در جاي ديگر حق پدر را اينگونه بيان مي دارد:

«اما حق پدرت، اين است كه بداني او اصل و ريشة توست؛ زيرا اگر اونبود تو هم نبودي، پس هر خصلت خوشايندي كه در خود ديدي بدان كه منشاء و ريشة آن نعمت در وجود پدرت مي باشد. بنابراين خداي را بستاي و براي آن نعمت از پدرت سپاسگزار باش.»
حقي كه پدر و مادر بر گردن فرزندان دارند به هيچ وجه براي فرزندان قابل أداء كردن نيست. زيرا حقوق والدين بسيار بيشتر از آن حدّي است كه توسط فرزندان قابل أدا كردن باشد به همين خاطر در روايات متعدّد داريم كه چون نمي توانيد حقوق والدين را اداء كنيد به همين خاطر احسان و نيكي به والدين كنيد.
حقوق پدر و مادر آنقدر عظيم است كه در روايتي از امام صادق ـ عليه السلام ـ آمده است كه: «كمترين بي احترامي به پدر و مادر «أفّ» گفتن است و اگر خداوند عزّوجلّ چيزي كمتر از آن سراغ داشت، بي گمان از آن نهي مي كرد.»
پس پدر و مادر براي فرزند آنقدر زحمت مي كشند كه شايستگي بيشترين خدمات و نيكي ها از طرف فرزندان را داشته باشند. و اين مهرباني ها و نيكي ها و كمك هاست كه پدر و مادر را دلگرم مي كند تا صاحب فرزند شوند و تمام مشكلات آنها را تحمّل كنند و در موقعي كه فرزندان نياز دارند نيازهاي آنها را از هر جهت فراهم كنند. ولي اگر فرزندان موقعي كه بزرگ شدند و پدر و مادر به كمك و محبت آنها نياز داشتند فرزندان هر كدام راه خود را كشيده و بروند و بر نيازهاي پدر و مادر اعتنائي نكنند و اين كم توجهي و بي محبتي نسبت به پدر و مادر در جامعه شايع شود در اين صورت است كه هيچ زن و شوهري به خود جرأت نمي دهد كه صاحب فرزند شود و او را با زحمات فراوان بزرگ كنند و موقعي كه بزرگ شد به دنبال زندگي خودش برود و پدر و مادر را به حال خود رها كند و به نيازهاي آنها اصلاً توجهي نكند. حداكثر لطفي كه بكند آنها را به خانة سالمندان بفرستد. ديگر پدر و مادر انگيزة توليد نسل و تربيت آنها را نخواهد داشت. و اگر در جامعه اي چنين روحيه اي حاكم شود به سرعت نسل ها منقرض مي شود و اگر بچه اي هم متولد شود بي پدر و مادر خواهد ماند و نتيجه و عاقبت چنين فرزندي كه بدون مهر مادري و محبت پدري رشد كرده باشد، روشن است. چون طبق نتايج خود جامعه شناسان غربي اكثر جرم و جنايت و فحشاها را اين فرزندان بي هويت انجام مي دهند. و اگر جامعه اي به چنين مسأله اي مبتلا شود هيچ قانون يا سنّتي قادر نخواهد بود ديگرنهاد خانواده را مستحكم و جامعه را از بدبختي ها نجات دهد.
در روايتي از امام رضا ـ عليه السلام ـ داريم: خداوند نافرماني پدر و مادر را از اين جهت حرام فرموده است كه موجب از دست دادن توفيق طاعت خداوند عزوجل و بي احترامي به پدر و مادر و ناسپاسي نعمت و از بين رفتن شكر و سپاسگزاري و كم شدن نسل و قطع شدن آن مي شود؛ زيرا نافرماني والدين سبب مي گردد كه به پدر و مادر احترام گذاشته نشود، حقّ و حقوق آنها شناخته نشود، پيوندهاي خويشاوندي قطع گردد، پدر و مادر به داشتن فرزند بي رغبت شوند و به علت نيكي نكردن و فرمان نبردن فرزند از پدر و مادر، آنان نيز كار تربيت او را رها سازند.»
پشت دریاها شهریست که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #82 : اكتبر 02, 2010, 14:12:45 »
+2
جايگاه احترام در جامعه و رفتارهاي انساني
احترام در حوزه كنش هاي ارتباطي از جايگاه خاصي برخوردار است. اصولا انسان هاي بي احترام نمي توانند اجتماعي را تشكيل دهند. از اين رو احترام متقابل به عنوان عنصر و مولفه اصلي در ايجاد جامعه داراي جايگاه و اهميت خاصي است. باحفظ حريم ها و حرمت هاست كه زمينه تعامل سازنده و مثبت ميان دو شخص فراهم مي شود. به هر حال دو شخص، شخصيت ها و انديشه ها و خواسته ها و منافع و نيازهاي مستقل و جداگانه اي دارند و گاه اين تفاوت ها خود عامل مهمي براي اختلاف و جدايي است. از اين رو برخي از انديشمندان چون استاد مرتضي مطهري بر اين باور هستند كه اصل، در ميان انسان اختلاف است و تنها با بهره گيري از اصولي انساني مي توان آن را به اتحاد تبديل كرد.
علامه طباطبايي خاستگاه و ريشه آن را در اصل استخدام مي داند و بر اين نكته تأكيد مي ورزد كه استخدام، خود عاملي مهم در ايجاد اختلافات و هم چنين ايجاد و پديداري جوامع است. به اين معنا كه دو شخص با دو شخصيت مستقل و متفاوت با يك ديگر، اختلاف طبيعي دارند ولي از آن جايي كه مي كوشند منافع خود را كه به تنهايي قابل دست يابي نيست با استخدام و بهره گيري از ديگري برآورده سازند و لذا با دست كشيدن از برخي خواسته هاي كوچك تر و ريزتر و كوتاه آمدن از برخي ديگر، اجتماع را تشكيل مي دهند تا با بهره گيري و استخدام ديگري به خواسته ها و منافع بزرگ تري دست يابند. البته استخدام و ايجاد اجتماع، پيامدهاي نابهنجار و تضادهايي را به همراه دارد كه گاه به تنازع و حتي درگيري هاي خشونت آميز مي انجامد. از اين روست كه قانون براي جلوگيري از افزايش اختلافات و تنازع به وجود آمد.
به هر حال اصول اجتماع بر پايه احترام متقابل و حفظ قانون و رعايت آن نهاده شده است. البته پيش از اين كه قانون حضور يابد احترام متقابل است كه پايه هاي اجتماع را حفظ مي كند و جامعه را معنا مي بخشد. دو شخص، تنها زماني نياز به قانون مي يابند كه نتوانند با توجه به اصول انساني و ظرفيت هاي عاطفي و اخلاقي با يك ديگر تعامل سازنده داشته باشند و كنار بيايند.
زماني قانون پا به ميدان مي گذارد كه عواطف و اصول اخلاقي انساني نتواند تعامل را در موقعيت خود به درستي حفظ و برقرار كند. از اين زمان است كه عقل به شكل قانون حضور مي يابد و با اصول خشك و غيرعاطفي و احساسي مي كوشد تا تعادلي ميان دو سوي درگيري برقرار كند.
بنابراين احترام كه خاستگاهي عاطفي و احساسي دارد عاملي مهم و اساسي در حفظ تعادل اجتماعي و بقاي ارتباط ميان دو شخص و يا اشخاص و يا گروه هاي اجتماعي به شمار مي آيد.

خانواده، اجتماعي متفاوت
مسئله زن و شوهر در تحليل قرآني از هر اجتماع ديگري متفاوت است و تحليل و تبيين ديگري دارد. اصولا نمي توان روابط زن و شوهر را براساس روابط اجتماعي اي سنجيد و يا تحليل كرد كه بيرون از دايره زن و شوهري هستند.
زن و شوهر در تحليل قرآني تنها براي استخدام اجتماع، خانواده تشكيل نمي دهند تا اصول اجتماعي آن را همانند ديگر اجتماع فرض كرد و يا اصول اجتماعي بيرون از دايره خانواده را بدان تعميم و گسترش داد. بررسي اين مطلب فرصت ديگري را مي طلبد ولي در كوتاه سخن مي توان گفت كه خانواده از نظر قرآن تنها نهادي است كه بر پايه عاطفه و احساس شكل مي گيرد و مرد در تحليل قرآني تنها با زن آرامش و سكونت مي يابد و زن بي مرد اصولا قوام نمي يابد و بي بهره گيري از تكيه گاهي به نام شوهر اصولا نمي تواند برپا باشد. از اين رو زن براي قوام خويش به مرد نياز ذاتي دارد و مرد براي دست يابي به آرامش درون، نياز ذاتي به زن دارد بر اين اساس اجتماع زن و شوهر را نمي توان در دايره ديگر اجتماع ديد. اصول و معيارهاي ايجادي و پايداري آن با ديگر اجتماعات، تفاوت اساسي دارد و تنها وجه مشابهت آن در همان جمع و اجتماع دوتن البته با دو جنسيت مخالف و متفاوت يعني زن و مرد است.
هر اجتماعي حتي اجتماع زن و شوهر و خانواده (دراين جا شامل فرزندان نيز مي شود) براساس اصل احترام متقابل قوام مي يابد و پايدار مي گردد. از اين روست كه احترام در همه حوزه هاي اجتماعي از خرد تا كلان نقش سازنده و اساسي ايفا مي كند.

احترام در آموزه هاي قرآني
احترام از واژه هاي غيرمصرح قرآني است كه از ريشه حرم و حرمت گرفته شده. حريم چاه به معناي آن محدوده اي است كه نمي توان بدان نزديك شد و كسي حق تصرف و حفر چاه ديگر در آن محدوده را ندارد.
حرمت شخص به معناي چيزي است كه شخص از آن حمايت و دفاع مي كند. احترام براين اساس چنان كه در اصطلاحات عرفي نيز آمده به معناي تعظيم و تكريم و گرامي داشت شخص است كه بي ارتباط با معناي لغوي آن نيست؛ زيرا شخص يا هر چيز ديگري كه محل احترام است، از نظر مردم داراي حرمت و حريمي است كه مي بايست آن را حفظ كرده و هتك آن نكرد.
چنان كه گفته شد در قرآن اين اصطلاح با لفظ احترام به كار نرفته ولي مفهوم آن به شكل اصطلاحات ديگر و يا بيان مصداقي احترام، تبيين و توصيه شده است. از اين رو در آيات قرآني سخن از حرام به معناي محترم شمردن ماه هاي خاص (توبه آيه 5)، نفس و جان آدمي (انعام آيه 151) خانه خدا (مائده آيه 97) و نيز تكريم (علق آيه 3 و اسراء آيه 70) و احسان و نيكوكاري (بقره آيه 83 و نساء آيه 36) و توقير و بزرگداشت (فتح آيه 9) و تعزيز (همان) و تعظيم (حج آيه 30 و 32)، بسيار آمده كه همه اين ها همان مفهوم احترام اصطلاحي را به گونه اي بازگو مي كند.
قرآن در برخي از موارد با بيان مصاديق، به بازگويي احترام پرداخته و با تبيين موضوعي و مصداقي، مردمان را به عملي كردن احترام توجه داده است. به سخن ديگر احترام را تنها در حوزه گفتاري نگه نداشته و به حوزه عمل و رفتار اجتماعي سوق داده است تا شخص در كنش ها و واكنش هاي رفتاري، هنجار خاصي را به عنوان احترام مراعات نمايد. به عنوان نمونه همان گونه كه از صلوات فرستادن بر پيامبر به زبان و دل به عنوان نوعي احترام و تكريم آن حضرت(صلی الله علیه و آله و سلم) ياد كرده (احزاب آيه 56 و نور آيه 27) و يا از سلام و تحيت گفتن زباني سخن گفته است، (نساء آيه 86) از سجده كردن (يوسف آيه 100) اذن و پيش اجازه (احزاب آيه 53 و نور آيه 27) به عنوان نمودهاي خارجي و عملي احترام ياد نموده است.
عدم تقدم بر ديگري، بلند نكردن صدا در برابر ديگران و آرام سخن گفتن، از ديگر نمونه هاي مصداقي احترام است كه قرآن به آن اشاره كرده است.اين آيات هرچند كه درباره چگونگي احترام گزاري به پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است ولي مي توان آن را به ديگر افراد نيز تعميم داد.
در عرف مردم، روش هاي ديگري براي احترام وجود دارد كه هريك با توجه به سنت ها و آداب اجتماعي و فرهنگي مردم هر منطقه و يا هرجامعه متفاوت است. بلند شدن و يا دست به سينه بودن و يا بوسيدن پاي والدين از نمونه هايي است كه در جوامع مختلف براي احترام گذاشتن استفاده مي شود.

انسان، نيازمند احترام
انسان به طور طبيعي احساس نياز مي كند كه مورد توجه و احترام و تكريم قرار گيرد. گرايش ذاتي انسان به اين است كه آبرومند و با كرامت و با شخصيت و اعتبار اجتماعي باشد و از سوي مردم تكريم شود و آبروي وي حفظ و حرمت هايش پاس داشته شود. در داستان يوسف و زن عزيز مصر به اين نكته به روشني اشاره شده است. با آن كه عمل خلاف و ناهنجاري از سوي همسر عزيز صورت گرفته اما وي از يوسف(علیه السلام) مي خواهد كه به پاسداشت آبرو و حيثيت اجتماعي از بيان داستان و رخداد خودداري كند. (يوسف آيه 29) هم چنين حضرت لوط(علیه السلام) از مردم خويش مي خواهد كه به خاطر حفظ احترام و پاسداشت آن، از تعرض به ميهمانان وي خودداري كرده و او را نزد ميهمانانش شرمنده نسازند. (حجر آيه 68 و 69)
قرآن از مردم مي خواهد كه براي حفظ آبرو و حرمت و احترام خويش به اعمالي نپردازند كه موجبات خواري و بي احترامي شان را فراهم مي آورد و آبروي آنان را در دنيا و آخرت از بين مي برد. (نور آيه 4 و 23 و نيز نساء آيه 148 و زمر آيه 25)
از نظر قرآن احترام به ديگران و بي احترامي به آنان داراي آثار وضعي و تكليفي و نيز پاداش و كيفر خاصي است. در برخي از آيات قرآني به اثر وضعي بي احترامي، اهانت و تحقير ديگران در آخرت اشاره شده است. (مطففين آيه 29 تا 36) در برخي ديگر نيز اشاره شده كه كاهش نعمت و عدم جلب سود و يا خير، به علت و سبب بي احترامي و عدم پاسداشت امري بوده است كه مي بايست حرمت و احترام آن نگه داشته مي شد. (حج آيه 30)

جايگاه تكريم پدر و مادر در نزد خداوند
احسان و تكريم به پدر و مادر از جايگاه بسيار بلندي برخوردار است و خداوند همواره پس از بيان حكم وجوب پرستش خداي يگانه، به احترام و تكريم پدر و مادر اشاره كرده و حكم مي كند: و بالوالدين احسانا (بقره آيه 83 و نيز نساء يه 36)
قرآن در آيه 83 سوره بقره احسان به پدر و مادر را به عنوان پيمان خداوند با بني اسرائيل ياد كرده است و مي فرمايد: و اذ اخذنا ميثاق بني اسرائيل لاتعبدون الاالله و بالوالدين احسانا؛ و هنگامي كه از بني اسرائيل پيمان و عهد گرفتيم كه جز خدا را نپرستند و به پدر و مادر احترام گذارند و احسان و نيكي كنند.
در اين آيه و نيز در چهار مورد ديگر از جمله در سوره اسراء آيه 23 هنگامي كه خداوند به مردمان فرمان مي دهد كه تنها او را بپرستند، بي درنگ حكم و فرمان احسان و نيكي به پدر و مادر را مطرح مي سازد كه بيانگر ميزان اهميت و جايگاه احسان به پدر و مادر در پيشگاه خداوند است. به اين معنا كه پرستش خداي يگانه و احسان به والدين در كنار هم آمده تا مردمان از جايگاه پدر و مادر آگاه شوند.
اگر خداوند به عنوان آفريدگار و پروردگار مي بايست پرستش شود، پدر و مادر نيز به عنوان واسطه فيض وجود و نعمت هاي خداوندي بر انسان، بايد مورد احترام و احسان قرار گيرند. از اين رو خداوند امور چندي را كه مي تواند نسبت به خدا و پدر و مادر به جا آورده شود در كنار هم مي آورد. به سخن ديگر اگر عبوديت و پرستش كسي غير از خدا جايز بود آن شخص همان والدين هستند و از آن جايي كه چنين امري كفر و شرك است خداوند فرمان مي دهد كه به جاي پرستش ايشان در حق آنان احسان شود. احسان، برترين حالتي است كه پس از پرستش مي توان تصور كرد. به اين معنا كه احسان مرتبه دوم پرستش است و اگر پرستشي به غير خدا جايز بوده حكم به آن مي شد و چون امكان پذير نيست مرتبه دوم آن مورد تأكيد قرار گرفته است. امور ديگري كه جايز است انسان هم نسبت به خدا و هم غير خدا به جا آورد، خداوند در آيات قرآني به آنها فرمان داده و از مردمان خواسته است تا آنها را انجام دهند. از اين رو در آيه 14 سوره لقمان فرمان مي دهد: ان اشكر لي و لوالديك؛ از من و پدر و مادرتان تشكر كنيد.
برخي از مفسران باتوجه به نكره بودن احسان در آيه 23 سوره اسراء بر اين باورند كه نكره آوردن به معناي آن است كه فرزندان مي بايست در همه امور در حق آنان مراعات احسان را بكنند و چيزي را فروگذار نكنند. اين حكم قرآني اختصاصي به مؤمنان نداشته و همه انسان ها را دربرمي گيرد. قرآن به اين شيوه ديگراني را كه ايمان به قرآن و خدا ندارند تشويق مي كند كه حداقل در حق پدر و مادر خويش به حكم وظيفه انساني، احسان و احترام بگذارند.

روشهاي احسان و تكريم والدين
احسان و احترام به پدر و مادر باتوجه به سنت ها و فرهنگ ها متفاوت است ولي اصولي انساني است كه مي توان در همه جا آن را يافت و بدان پاي بند بود.
برخورد پسنديده براساس عرف هر جامعه و به كارگيري واژگان زيبا و شيوا، تواضع و فروتني در برابر آنان، مهرباني و محبت، دعاي خير كردن براي ايشان، دوري از درشت گويي و يا حتي به كار نبردن واژه اف و خسته شدم و آخ و ديگر اصوات نابهنجاري كه ايشان را ناخوش آيد از جمله روش هاي احسان و اكرام و احترام به پدر و مادر است.
فرياد زدن و درشتي كردن و اف و اخ كردن و اعتراض نمودن و دشنام و ناسزا دادن و پيشي گرفتن از ايشان در نشستن و دراز كشيدن و امور ديگر مي تواند از مصاديق بي احترامي به آنها باشد كه مي بايست از آنها پرهيز كرد.اطاعت كامل از پدر و مادر امري است كه قرآن بدان فرمان داده و تنها موردي كه استثنا شده و شخص مي تواند از دستور پدر و مادر اطاعت نكند و با حفظ احترام ايشان از آن سرپيچي كند دستور آنها به كفر خداست كه در اين مورد مي توان از حكم و فرمانشان اطاعت نكرد. اما در همأ موارد ديگر مي بايست از ايشان اطاعت كرد و فرمان برد.
در روايت اهل بيت(علیه السلام) احترام به پدر و مادر و احسان به ايشان به معناي برخورد نيكو و رسيدگي به نيازهاي آنان پيش از درخواست، و ابراز قول كريم به معناي طلب مغفرت آمده است.
تعبير جناح الذل نيز نگاه با رأفت و رحمت و دوري از نگاه هاي تيز و تند و بلند نكردن صدا و بالا نبردن دست و پيش نيفتادن از آنان معنا شده است. (كافي ج2 ص715 تا 316) بر جاي بلند و برتر نشاندن از ديگر روش هاي تكريم و احسان به پدر و مادر و احترام نهادن به آنان است كه از آيه 010 سوره يوسف مي توان آن را به دست آورد.به هر حال تكريم و احترام به پدر و مادر امري است كه بيش از هر كار ديگري بدان تأكيد شده و نمي توان از آن چشم پوشيد. ناديده گرفتن و بي احترامي به ايشان در اين دنيا موجب مي شود تا شخص گرفتار مصيبت ها و بلايا گردد و خير و بركت از زندگي او برود و در آخرت نيز خوار و ذليل شود.

سلمان امامي – روزنامه کیهان – شماره 18981
 
ما عاشق فهم و ادب ومعرفتیم،
ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم،
http://alaasabzpoush.blogsky.com/

  • گروه مدیریت
  • *****
  • تعداد ارسال: 4.089
  • ایجاد موضوع : 644
  • رای برای مدیریت : 81
  • متحد ایران متا
  • توان محتوا سازی: +1054
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: مدیرمالی
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #83 : اكتبر 02, 2010, 14:27:55 »
+1
سلام

با تشکر بخاطر مطالب خوبی که گذاشتید.به نظر من چند عامل باعث به وجود آمدن این احترام است:

1-پرداخت دین: پدر و مادر به ما اجازه زیستن دادند وسیله خلق ما هستند.در حد توان زحمت کشیدند و احترام کمترین جبران دین آنان است.

2-عوض:بزرگترین درس دنیا جابجائی جایگاه افراد است یعنی کودک هستیم بزرگ میشویم حالا خود کودک داریم و کودک ما بزرگ میشود ما پیر میشویم پس کودک ما رفتار ما با بزرگان را تجربه میکند و همان را بر خود ما اجرا خواهد کرد.
3-رحمان و رحیم: خداوند بخشنده و مهربان است پس الکوی انسان با ایمان کارهای خداوند است لذا باید ما هم بخشنده و مهربان باشیم.
4-امتحان:یکی از راههای آزمایش انسان تحمل سختی نگهداری از بیماران وسالمندان است و خداوند اینچنین بندگانی را بسیار دوست دارد.
با کارهات خدارو دلخورنکن

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #84 : اكتبر 03, 2010, 08:35:24 »
+2
داستان زیبای پیرمرد عاشق!



پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازشما عکسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشد.
پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد!
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی‌داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت:
اما من که می‌دانم او چه کسی است..!
پشت دریاها شهریست که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • توان محتوا سازی: +456
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #85 : اكتبر 03, 2010, 12:08:01 »
+1
سلام


 نمی دونم از بزرگتراتون شنیدین یا نه که قبلا چجوری به بزرکتر احترام می ذاشتن، اون دوره ها بچه ها پیش پدر و مادرشون پا دراز نمی کردن، صداشون رو بالا نمی بردن، چپ نگاه نمی کردن و ...

 اون موقع ها خانه ی سالمندانی نبود که تا پدر و مادر پیر بشن زودی یادمون بره که چقد زحمت کشیدن واسمون و اگه اونا نبودن زیر دست و پا از بین رفته بودیم و بدون عذاب وجدان ببریمشون سالمندان و به بهونه ی مشغله ی زندگی حتی بهشون سر نزنیم.

 اون موقع ها ....

 حتما همتون شنیدین اینا رو، اما حالا چی؟ واقعا احترام به پدر و مادر مثل قدیما هست، بچه هر ظلم و بی احترامی رو به پدر و مادر می کنه و اسمش رو می ذاره صمیمیت، وظیفه ی پدر و مادر می دونه که واسش وسایل آسایش و تفریح رو مهیا کنه و اگه نه مستحق هر نوع بی احترامی هست.

 ...

 
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #86 : اكتبر 10, 2010, 13:51:25 »
0


شب تنهايي خوب

گوش كن، دور ترين مرغ جهان مي خواند.

شب سليس است، و يكدست، و باز.

شمعداني ها

و صدادارترين شاخه فصل،‌ماه را مي شنوند.

***

پلكان جلو ساختمان،

در فانوس به دست

و در اسراف نسيم،

***

گوش كن، جاده صدا مي زند از دور قدم هاي ترا.

چشم تو زينت تاريكي نيست.

پلك ها را بتكان، كفش به پا كن، و بيا.

و يا تا جايي، كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد

و زمان روي كلوخي بنشنيد با تو

و مزامير شب اندام ترا، مثل يك قطعه آواز به خود جذب كنند.

پارسايي است در آنجا كه ترا خواهد گفت:

بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است.
پشت دریاها شهریست که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.

 

موضوعاتی که ممکن است عنوان یا محتوای آن با این موضوع در یکی از تالارهای متا مرتبط باشد

  موضوع / نویسنده پاسخ ها آخرين ارسال
1 پاسخ ها
1875 مشاهده
آخرين ارسال مه 26, 2010, 02:12:00
توسط CIVILAR
1 پاسخ ها
1216 مشاهده
آخرين ارسال نوامبر 20, 2010, 09:39:07
توسط سید علا سبزپوش
10 پاسخ ها
1547 مشاهده
آخرين ارسال ژوئیه 06, 2011, 10:09:06
توسط 9515
0 پاسخ ها
173 مشاهده
آخرين ارسال دسامبر 09, 2010, 01:30:27
توسط حمید رستمی
14 پاسخ ها
326 مشاهده
آخرين ارسال مه 15, 2012, 21:02:29
توسط اورش