***براساس اطلاعات اتحادیه مجازی متا شما عضو هیچ یک از گروههای سازمانی متا نیستید *** لطفا در صورت تمایل برای مشارکت و استفاده بهتر از امکانات متا ، فرم عضویت را پرنمایید*** برای این کار برروی همین نوار یا کلمه عضویت کلیک نمایید ...***


بخشهاي فعال

آخرين ارسالهاي هر بخش در همان بخش وجود دارد براي سهولت دسترسي به آخرين مباحث مورد علاقه ، از آخرين ارسالهاي همان بخش استفاده نماييد

 

بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس
بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس

نویسنده موضوع: حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها  (دفعات بازدید: 3289 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« : سپتامبر 29, 2010, 10:19:40 »
+3
سلام عزیزان

امیدوارم که خوب خوب باشین و اولین روزهای فصل قشنگ برگریزان رو به زیبائی برگهای رنگارنگ پائیز گذرونده باشین ولی دلتون هیچوقت پائیزی نباشه  :-[
دوستان گلم هدفم از ایجاد تاپیک یکم دردل کردن باهم دیگس، اگه کسی دل نوشته ای داره  یا دلش تنگ شده می تونه اینجا مطرح کنه ،
اولش هم خودم شروع میکنم:
 
فصل پائیز

فصل پائیز همیشه برای من یادآور خاطرات دوران بچگی بوده روزهای اول مدرسه که با ذوق و شوق شروع میشد، اشتیاق دیدن دوستان قدیمی و پیدا کردن دوستای جدید و لذت کتابای نو و لباسای نو ، لذت خوردن انارهای پائیزی ، سیبای نوبر و ...  ولی از وقتیکه بزرگ شدم و پا به دنیای آدم بزرگا گذاشتم دیگه این همه اشتیاق رو احساس نمیکنم دیگه اونی نیستم که در زمان بچگی بودم ،خیلی از اون روزها و حال و هواها دور شدم و خیلی هم دلم برای اون روزها تنگ شده ،شاید علتش همین بزرگ شدنه شاید علتش دود و چراغ و ماشینه نمیدونم ، اینم یه نوع جداییه که فصل پائیز همیشه با خودش میاره مثل جدا شدن برگ از درخت شاید به خاطر همینه که اسمشو گذاشتن خزان...

ببخشید اگه خوب ننوشتم ولی حرف دلمو نوشتم  :-*



پشت دریاها شهریست که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • توان محتوا سازی: +456
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #1 : سپتامبر 29, 2010, 10:45:56 »
+2
سلام

 دوست عزیز همیشه همین بوده، حسرت روزهای گذشته، من هم دوران بچگی خوبی داشتم، به نوعی واقعا بچگی کردم و گشتم، الان بچه ها مثل دوران ما نیستن، همش فکر بازیهای کامپیوتری و کلاسای آموزشی و ... .
 تابستونای ما پر از خوشی بود و تفریح و گشت و گذار و شیطنت، طوری که وقتی آخر تابستون می شد از تعطیلات سیر شده بودیم و دلمون واسه مدرسه لک می زد، اما بچه ها تابستون و پاییزشون یکیه، تابستون هم انواع کلاسای غیر درسی می رن و پاییز خسته از هر چی درس میرن مدرسه.

 حسرت، کاریش نمیشه کرد، گذشته ها گذشته، روزی هم میشه که حسرت این روزها رو می خوریم.

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

  • گروه مدیریت
  • *****
  • تعداد ارسال: 4.089
  • ایجاد موضوع : 644
  • رای برای مدیریت : 81
  • متحد ایران متا
  • توان محتوا سازی: +1054
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: مدیرمالی
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #2 : سپتامبر 29, 2010, 10:59:59 »
+1
سلامی گرم خدمت بزرگان

بسیار ممنونم بخاطر ایجاد چنین تاپیکی که سنگ نوشته های این دل نرم اما چنان سنگی را بر دیواره های این تاپیک بنویسیم شاید به یاد لحظه های تلخ و شیرین کمی نشاط و کمی هم غم در خود احساس کنیم و به خودمون بگوئبم اگر چه بودیم چه زیبا چه زشت گذشت و دیگر بر نخواهد گشت این برگهای زرد پائیزی که بر زمین ریخته است دیگر سبز نخواهد شد و حالا نوبت دیگری است این است رسم روزگار و آنچه که برای ما باقیست مال ما نیست خاطره های خوب یا بد ماست در دست دیگران. خدا راضی باشد

کودکی نعمتی است که همه غصه ان را میخورند ولی عشق همان کودک رسیدن بجایگاه ما بزرگان است و گویا هیچ گاه ما قدر شناس نیستیم چونکه شاید خود را در این شان نمیدانیم و این نشانه ها خداست در ما که همه بسمت او در حرکتیم.
پائیز برای من مقدسه و واقعا" هیچ ایامی رو من با این 20 روز اول مهر عوض نمی کنم.بوی مهر خاطرات اون بخصوص شروع مدارس و اولین روزی که مادر مهربان ما رو تا مدرسه بدرقه میکرد و اون روزا خبری از سرویس و ترافیک و این جور کوفت و زهر مارها نبود چقدر زیبا و دل انگیز بود.
تنها دلتنگی من بودن مادر بزرگ و پدر بزرگهای مهربان من بود که واقعا" دیگر چنین انسانهائی وجود نخواهند داشت به این مهربانی و خوبی. دنیای صنعتی بدجوری ما رو هم صنعتی کرده.
می بینم پدر بزرگ و مادر بزرگها دیگر ظهر که بچه ها بر میگردن خونه نیستن یا زودتر از موعد به رحمت خدا میروند و یا در سالمندان به سر میبرند.

عجب دنیائیست خدایا از سر تقصیر انسانهای نادان خودت بگذر ای خدا.
با کارهات خدارو دلخورنکن

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #3 : سپتامبر 29, 2010, 11:07:01 »
+2

هرگز فراموش نمیکنم که
همیشه دعوا داشتیم با دوستام سر این که کی زنگ تفریحا مبصر باشه و تو کلاس بمونه.

منم که همیشه بیکار بودم و حواسم همه جا بود الا درس ومشق.
منتظر میشستم تا صدای بچه ها در آد.

اون موقع بلند میشدم و میگفتم حواستون باشه من مبصر مخفی هستم  :D

الان که یادش افتادم دلم برا تک تکشون سوخت. همشون بلا استثنا ساکت می شدن.
آقای احسانی راست گفتن
خدایا خودت از سر تقصیرام بگذر.( البته با کمی تحریف که به نفعم هست ;D)
سخاوت ، زیباست آن زمان که دست نیازی به سویتان گشوده آید ، اما زیباترآن ایثار که نیازمند طلب نباشد و از افق های تفحص و ادراک برآید .

  • گروه مدیریت
  • *****
  • تعداد ارسال: 4.089
  • ایجاد موضوع : 644
  • رای برای مدیریت : 81
  • متحد ایران متا
  • توان محتوا سازی: +1054
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: مدیرمالی
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #4 : سپتامبر 29, 2010, 11:07:33 »
+2
قرار نبود .............یه دنیا دلتنگی...........
قرار نبود اگر کسی خیالش از وفاداری دیگری راحت شد گنجشک های بی پناه حس او را با تیر و کمان عادت نشانه بگیرد.
قرار نبود عشق هم مثل گیلاس و بوسه و عیدی اولش قشنگ باشد.
قرار نبود کسی سختش باشد بگویددوستت دارم .
قرار نبود کسی به هوای شکستن دل دیگری بماند.
قرار بود هر کس به هوای شکستن دل خودش بماند. (به کدام هوا مانده ای تا به حال؟)
قرار نبود بین عشق وقفه بیفتد .
قرار نبود عاشقی یک قرن در میان پشت تبرک چند خاطره مخملی گذشته تکرار شود.
قرار نبود کسی دیر کند ...تاخیر کند .
قرار نبود دیوانه ای برای شکستن دیوانگی طلب زنجیر کند .
قرار نبود عشق کسی را از دیگری سیر کند .
قرار نبود ماشین زمان طفل بی گناه دامان دو عاشق معصوم را زیر کند .
قرار نبود کسی جز خودمان روی دل هایمان تاثیر کند .
قرار نبود انتخاب های ما بین آسمان فردا و تردیدزمین گیر کند .
قرار نبود هر کس برای ستاره خودش لباس گرم بخرد .
قرار نبود هر کس سرش گرم شد دلش را هم سرگرم کند .
غافل از آن که دیگری با سردی او و گرمی او با گرمای دیگری از هر چه گرمی است دلسرد شود .
قرار نبود هر چه قرار نیست باشد .
قرار نبود قراری باشد که قرار نیست .
قرار بود با هم بر سرهرچه قرار است قرار بگذاریم .
قرار تنها بر بی قراری بود برای بی قراری...
چرا که با ...
با همنبودن بر سر قرار و به دست آوردن قرار پرواز بی قراری برابر با به هم ریختن همهقرارهاست و قرار بی قراری اگر به هم ریخت دیگر هیچ ساعتی برای تداعی هیچ قراری ازجایش تکان نخواهد خورد....
با کارهات خدارو دلخورنکن

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #5 : سپتامبر 29, 2010, 11:15:45 »
+2


پائـیز فصل عشق ورزیدن از برای در دل خدا بودن  است
در این پائیز زیبا وفـریبا

هست که بعضی از بندگان ،

دل از دنیای خاکی بر میکَنند

و تا اوج آسمان اندیشه و

عرفان پرواز می کنند . اما در

این اوج پرواز ، گاهی وقتها

معشوق بی نهایت ، با

نهایت عشق و دلتنگی ،

لمس میشود. و آنگاه است

که میگویند : پائـیز فصل

عشق ورزیدن از برای در دل

خدا بودن است.


پشت دریاها شهریست که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است.

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • توان محتوا سازی: +456
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #6 : سپتامبر 29, 2010, 11:21:47 »
0
حرف دل زیاد ولی بعضی موقع نگفتن و قورت دادن بهتره.

دیروز میلی اومده بود برام در مورد نرگس دختری که تو جریان آتیش گرفتن مدرسه صورتش و دستش رو از دست داده بود، عکس بچه های همکلاسیش که قبلا چقدر ناز بودن و حالا شکل یه گوشت ناموزون شده بودن، خیلی دلم گرفت و اشک ریختم، چی میشه گفت، چه میشه کرد.

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #7 : سپتامبر 29, 2010, 11:30:53 »
0
دوست من دلفان جان


این نیز بگذرد.
سخاوت ، زیباست آن زمان که دست نیازی به سویتان گشوده آید ، اما زیباترآن ایثار که نیازمند طلب نباشد و از افق های تفحص و ادراک برآید .

  • گروه مدیریت
  • *****
  • تعداد ارسال: 4.089
  • ایجاد موضوع : 644
  • رای برای مدیریت : 81
  • متحد ایران متا
  • توان محتوا سازی: +1054
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: مدیرمالی
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #8 : سپتامبر 29, 2010, 11:31:54 »
0
این هم عکس دوران دبستان منه. من نشسته اولین نفر سمت چپ. فقط از دو نفر از این همکلاسیام اطلاع دارم یکشون نفر سوم از چپ پزشک شد توی جبهه شهید شد و نفر کناریش راننده اتوبوسه ;D

با کارهات خدارو دلخورنکن

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #9 : سپتامبر 29, 2010, 11:35:34 »
0
بسیار عالی جناب احسانی

فقط نمیدونید
سومین نفر از راست که سینه سپر کرده وایستاده الان چه کاره شده؟
من مشتاق شدم بدونم  ;D
سخاوت ، زیباست آن زمان که دست نیازی به سویتان گشوده آید ، اما زیباترآن ایثار که نیازمند طلب نباشد و از افق های تفحص و ادراک برآید .

  • گروه مدیریت
  • *****
  • تعداد ارسال: 4.089
  • ایجاد موضوع : 644
  • رای برای مدیریت : 81
  • متحد ایران متا
  • توان محتوا سازی: +1054
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: مدیرمالی
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #10 : سپتامبر 29, 2010, 11:38:38 »
0
فامیلیش شجاعی بود ولش کن بچه مغروری بود. ممکنه یک روزی یکیشون این عکس رو ببینه.خیلی دوست دارم ببینم معلمم کجاست ؟گشتم سراغشو گرفتم ولی پیداش نکردم.
همیشه بچشو می اورد و اوقات بیکاری بافندگی میکرد.خیلی آروم بود اصلا" جیغ :oنمیزد و ما خیلی باهاش راحت بودیم. :-[
با کارهات خدارو دلخورنکن

  • آریامنش
  • گروه مدیریت
  • *****
  • تعداد ارسال: 1.440
  • ایجاد موضوع : 680
  • رای برای مدیریت : 32
  • ۞ كسی كه خوب فكر می كند لازم نیست زیاد فكر كند ۞
  • توان محتوا سازی: +400
  • تخصص: Software & Web Design
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #11 : سپتامبر 29, 2010, 11:42:25 »
0
سلام جناب احسانی
چه زیبا , برعکس بچه های امروزی چه آرامشی در صورت خودتون و همکلاسیاتون هست.

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #12 : سپتامبر 29, 2010, 11:43:35 »
0
چون جیغ نمی زد آروم بود؟
این که دلیل نشد آقا.
دنبال یه دلیل بهتر بگردید  ;D
سخاوت ، زیباست آن زمان که دست نیازی به سویتان گشوده آید ، اما زیباترآن ایثار که نیازمند طلب نباشد و از افق های تفحص و ادراک برآید .

پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #13 : سپتامبر 29, 2010, 11:45:59 »
0
آقای شهباز زاده
فریب این چهره ی معصوم رو نخورید .
من با معلم ایشون حرف زدم
گفتند اتفاقا ین آقای احسانی از همه شلوغ تر بودن :D
سخاوت ، زیباست آن زمان که دست نیازی به سویتان گشوده آید ، اما زیباترآن ایثار که نیازمند طلب نباشد و از افق های تفحص و ادراک برآید .

  • گروه مدیریت
  • *****
  • تعداد ارسال: 4.089
  • ایجاد موضوع : 644
  • رای برای مدیریت : 81
  • متحد ایران متا
  • توان محتوا سازی: +1054
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: مدیرمالی
پاسخ : حرفهای دلتنگی و دل نوشته ها
« پاسخ #14 : سپتامبر 29, 2010, 11:46:21 »
0
سلام

بله امیر خان بچه های او دوره همه 20 بودن. واقعا" دنیای زیبائی داشتیم . از خونه تا مدرسه گروهی می اومدیم بین خونه تا مدرسه یک کوه بود و یک سفره بزرگ زیر زمینی آب که می اومد بیرون و چنان آب زلالی داشت.اگر اینبار برم خرم آباد عکسشو میارم واقعا" شبیه به بهشته و بچه ها همه آروم بودن.
با کارهات خدارو دلخورنکن

 

موضوعاتی که ممکن است عنوان یا محتوای آن با این موضوع در یکی از تالارهای متا مرتبط باشد

  موضوع / نویسنده پاسخ ها آخرين ارسال
1 پاسخ ها
1875 مشاهده
آخرين ارسال مه 26, 2010, 02:12:00
توسط CIVILAR
1 پاسخ ها
1216 مشاهده
آخرين ارسال نوامبر 20, 2010, 09:39:07
توسط سید علا سبزپوش
10 پاسخ ها
1547 مشاهده
آخرين ارسال ژوئیه 06, 2011, 10:09:06
توسط 9515
0 پاسخ ها
173 مشاهده
آخرين ارسال دسامبر 09, 2010, 01:30:27
توسط حمید رستمی
14 پاسخ ها
326 مشاهده
آخرين ارسال مه 15, 2012, 21:02:29
توسط اورش