***براساس اطلاعات اتحادیه مجازی متا شما عضو هیچ یک از گروههای سازمانی متا نیستید *** لطفا در صورت تمایل برای مشارکت و استفاده بهتر از امکانات متا ، فرم عضویت را پرنمایید*** برای این کار برروی همین نوار یا کلمه عضویت کلیک نمایید ...***


بخشهاي فعال

آخرين ارسالهاي هر بخش در همان بخش وجود دارد براي سهولت دسترسي به آخرين مباحث مورد علاقه ، از آخرين ارسالهاي همان بخش استفاده نماييد

 

بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس
بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس

نویسنده موضوع: آموزش لهجه همدانی  (دفعات بازدید: 2546 بار)

0 کاربر و 9 مهمان درحال دیدن موضوع.

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 266
  • ایجاد موضوع : 116
  • رای برای مدیریت : 22
  • بهترین کار تفریح است.!!! همینه که هست !
  • توان محتوا سازی: +166
پاسخ : آموزش لهجه همدانی(اس ام اس همدانی)
« پاسخ #15 : مارس 05, 2010, 00:15:13 »
0
ماخواستم برات ا گلستان یه دامن گل بیچینم دیدم شلوار پامه.!!! ::)
هیــــــــچی مــث سابـــــق نـــیس!!!؟!!!.

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 266
  • ایجاد موضوع : 116
  • رای برای مدیریت : 22
  • بهترین کار تفریح است.!!! همینه که هست !
  • توان محتوا سازی: +166
پاسخ : آموزش لهجه همدانی(اس ام اس همدانی)
« پاسخ #16 : مارس 05, 2010, 00:20:37 »
0
با تمام چفت چولیت شته شولیت پته پیسیت  قد یه خیار چولسیده داغانتم.!! (داغاین هم می توان گفت)
هیــــــــچی مــث سابـــــق نـــیس!!!؟!!!.

پاسخ : آموزش لهجه همدانی
« پاسخ #17 : مارس 05, 2010, 00:24:59 »
0
نوکر همه ی بر و بچ درب داغاین همدانی هم هستیمان . داغاین بچه های همدانی نباشیم شی کنیمان .
به قول او ترانه همدانی :

عکسته بده بیلم قد طاقچه (طقچه)
هر کی بیوینه بگه خدا ببخشه

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 266
  • ایجاد موضوع : 116
  • رای برای مدیریت : 22
  • بهترین کار تفریح است.!!! همینه که هست !
  • توان محتوا سازی: +166
پاسخ : آموزش لهجه همدانی
« پاسخ #18 : مارس 06, 2010, 01:09:12 »
0
یه شعر همدانی:(لطفا" با لحجه بخوانید)
روته نشان دادی و چل کردی منه
خیر نوینی پچا اوژو کردی منه
مثده گل باز کیه چولساندی دادا
شی به تو کرده بودم که ایجو ول کردی منه
هیــــــــچی مــث سابـــــق نـــیس!!!؟!!!.

پاسخ : آموزش لهجه همدانی
« پاسخ #19 : مارس 06, 2010, 01:17:58 »
0
میلیچ : گنجشگ
فیجیل : تربچه
سکلان : سقلمه ، سیخونک

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 266
  • ایجاد موضوع : 116
  • رای برای مدیریت : 22
  • بهترین کار تفریح است.!!! همینه که هست !
  • توان محتوا سازی: +166
پاسخ : آموزش لهجه همدانی
« پاسخ #20 : مارس 11, 2010, 17:27:29 »
+1
به شخصه می گم هیچ لغتی در گویش همدانی برای من "سکلان" نمی شه .
تو گل سوخره منی نمی الم بچولسی
to gole sokhreh meni nimi -alam becholsii.
هیــــــــچی مــث سابـــــق نـــیس!!!؟!!!.

پاسخ : آموزش لهجه همدانی
« پاسخ #21 : آوریل 01, 2010, 17:29:57 »
+1
با سلام

 :(

میاینان آلاغ

یعنی : می آیید علفهای هرز رو بچینیم   

          (سیزده بدرهم نزدیکه )

پاسخ : آموزش لهجه همدانی
« پاسخ #22 : ژوئیه 09, 2010, 17:16:14 »
+1
گویش همدانی (لهجه همدانی) یکی از گویش‌های فارسی است که در شهر همدان واقع در منطقه غرب ایران صحبت می‌شود. شیوه اصلی گفتار مردم همدان یک گویش است. این گویش از اصل و تبار مادی بوده که به مرور زمان زیر تأثیر زیاد فارسی معیار قرار گرفته است و امروزه یکی از گویش‌های فارسی را تشکیل می‌دهد. در این گویش حتی گاهی یک واژه جانشین یک جمله کوتاه می‌‌گردد برای مثل واژه (مَچیم. MACHIM) معنی جمله (من چه میدانم) را می‌‌رساند. گویش مردم همدان میراث گرانبهائی است که از زبان‌های کهن ایرانی به یادگار مانده است و کاربرد واژه‌های کهن در این گویش بیانگر این موضوع است برای مثل مصدرهای ‌اشکستن - اشکفتن - اشناختن - اساندن - اشاندن - اسپردن و انداختن، که با ابتدا به کسر و با اضافه شدن علامتهای ضمیر به فعل تبدیل می‌‌شوند مثل از مصدر (اشنفتن = شنیدن): اشنفتم، اشنفتی، اشنفت، اشنفتیم، اشنفین، اشنفتن. گویش همدان در گذر تاریخهمدان و توابع آن، از دیر باز، دارای فرهنگی قدیم و غنی بوده است، که قدمت برخی از عناصر آن به تحقیق برابر تاریخ سه هزار سالهٔ شهر است.

به نقل از وبلاگ دانشجویان کامپیوتر ورودی 88 دانشگاه بوعلی سینا
http://ce88.mihanblog.com/post/420

پاسخ : آموزش لهجه همدانی
« پاسخ #23 : اوت 04, 2010, 14:23:27 »
+2
ماخامتان قد یی دنیا
بینم می تانین همدانیه بکنین اولین لهجه ایران. مردیم ا بس ای تهرانیا با اُ لهجی مسخرشان همه جا ر گرفتن.

پاسخ : آموزش لهجه همدانی
« پاسخ #24 : اوت 15, 2010, 21:24:41 »
+1
راست می گی بهروز جان. این لهجه ماندم شیه که هر کور داهاتی می ری می بینی همه داری تهرانی با هم حرف می زنند. شیطانه می گه برم تکی بزنم درب و داغاینشان کنم.
rast migi behrouz jan. in lahjeh mandam shieh ke har kooreh dahati miri mivini hameh daran tehrani ba ham harf mizenand. sheytane mige beram bezenam darb o daghayeshan konam.

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 266
  • ایجاد موضوع : 116
  • رای برای مدیریت : 22
  • بهترین کار تفریح است.!!! همینه که هست !
  • توان محتوا سازی: +166
پاسخ : آموزش لهجه همدانی
« پاسخ #25 : نوامبر 29, 2010, 01:48:03 »
+1
لجه مان

پ چرا حرف نزنیمان همدانی /  چرا قدر لجه مانه ندانیم

کوجا می جورم لجه به ای شیرینی   /  جان م لنگشه جایی می وینی؟

بیایم برای لجه مان کاری کنیم   /  ا جای که بینیشیم براش زاری کنیم

ایسواته دارم حرف میزنی تهرانی   /  سرخور مگه خودت لجه نداری؟

همش دوس داری اصول تهرانیاره دراری؟   /  مگر ا خودت اخدیار نداری؟

اوجوری برات بگم عزیزوم جانوم  /  طاقت اوجو حرف زدنه ته نداروم

پ بیا همدانی حرف بزنیم تا می تانیم  /  بیا تا قدر لجه مانه خوب بدانیم

هیــــــــچی مــث سابـــــق نـــیس!!!؟!!!.

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 266
  • ایجاد موضوع : 116
  • رای برای مدیریت : 22
  • بهترین کار تفریح است.!!! همینه که هست !
  • توان محتوا سازی: +166
پاسخ : آموزش لهجه همدانی
« پاسخ #26 : نوامبر 29, 2010, 01:53:20 »
+1

آمدی لب بان تکاندی جل  /  منم برات شاندم بالا یه دسه گل

روز اول که دیدمت سر پل  /  او گلدارات کردش منه خل

چار ستون بدنوم همگی شل  /   گفتم ماخامت زدی بشوم زل

دیه بازی نکن برای م رول  /  بیا تا قل بیعلیم میان قل
هیــــــــچی مــث سابـــــق نـــیس!!!؟!!!.

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • توان محتوا سازی: +456
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : آموزش لهجه همدانی
« پاسخ #27 : نوامبر 30, 2010, 10:56:18 »
0
با سلام


 تشکر می کنم از کار زیباتون و امیدوارم مستمر باشه، موفق باشید.


 مطالعه که می کردم احساس کردم به زبان کرمانشاهی هم شباهت داره.

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 266
  • ایجاد موضوع : 116
  • رای برای مدیریت : 22
  • بهترین کار تفریح است.!!! همینه که هست !
  • توان محتوا سازی: +166
تلویزیون وفقر فرهنگی ما
« پاسخ #28 : نوامبر 30, 2010, 22:29:44 »
+2
تلویزیون وفقر فرهنگی ما

فکر موکنم سال 48 یا 49 بود که تلویزیون اوودَن هِمدان، برنامَش ساعت 5 بَد ظُر شرو میشد و اولش سرود شاهنشاهی و بَدِش کارتون بود، ولی ما اَ ساعت چار روشنش میکردیمان و می شنَدیمان جلوش برفک پایدن تا شرو بشه، ولی هر روز سیم آنتنش کنده بود، ینی یا حج خانم خدا بیامرز یا کاربینه مِوقع جارو کشیدن میزد سیم میمّش در می آمد یا باد پیسه یِ هِمدان آنتنشه جابجا میکرد، دیه اُ وخت واویلا بودش، یی نفر میرفدش پشت بان، یی نفر میان حیاط یا حیاط خلوط، یی نفرم جلوی تلویزیون و موگفت ؛ بچرخ بچرخ برو برو خووووووب ، ولی تا ماخواسد گذارش به پشت بان برسه آنتنه اَ شرق میرفدش غرب، خلاصه داستانی بود، و اُ سالا کُلی هِمدانی اَ بان اِفتاد پاین.  فکر موکنم شهیدای زمان جنگ هِمدان کمتر اَ شهیدای آنتن بودن که پشت بان مثد گونی سیب زمینی میفتادن حیاط.
وختی سیم آنتن اَ پشت تلویزیون در می آمد مهَ مثد مکانیکا که میرن زیر ماشین دراز میکشیدم زیر تلویزیون، لامصب اَ یی ماشین پیکانی گُنده تر بود، یی مبل چوب گِردو چار در، مارک شاووب لورنز آلمان، بد کردار خودش بری خودش یی اطاقیه میگرفد، اُ وخت جالب بود که وختی آخر شب سرکار استوار، خانه یِ قمر خانم یا مراد برقی تمام میشد درشه می بستیمان و وا کلید قفلش میکردیمان،  میترسیدیماننکنه برنامه هاش نصمه شب فرار کنن.
خلاصه وختی سیمه ره رد میکردیمان میان سولاخش دو تا پوش کبریت ممتاز میکردیمان بزور لاش که سیمه درنیایه در، یادش بخیر یی همساده ئی داشدیمان چار تا دختر داشد که مه اَ چارتاشانم خوشوم می آمد، کوچوگ و بزرگ، هر وخت سیم تلویزیونشان در می آمد در می آمدن زنگ ماره میزدن که مه برم براشان دوروس کنم، منم یک شادی میکردم و یی قوطو کبیرت می پیچیرم لای کِش زیر شلواریم که برم کارشانه را بندازم، خوبی کبریت به ئی بود که میشد واشش سیمه رم بسوزانی و لخُدِش کنی، دیه کاروم که تمام میشد و در می آمدم در یک قورتی بری دختراش می آمدم که انگار آپولو سینزه فرساده بودم فضا، یادش بخیر دِورانی بود، یادم میایه یی وار که رفده بودم زیر تلویزنشان ،( اِنه اونا وستیگهاووس بود) چشموم اِفتاد به تُک پام و دیدم اکه بووآم درنیایه انگوشدوم زده اَ لای جوراب پشمیه دَر، فِوری پامه جم کردم و سیمه ره تقاندم میان سولاخ و فرار روبه خانه مان
یکی اَ سریالایِ تلویزیونی جالب اُ وختا بغیر اَ اونائی که گُفدَم " پهلوانان بود"  یارو هنر پیشه هه اسمش یادوم نیمیایه، یک سیبیلی گِر میداد که نگو، نه ازئی سیبیلائی که رفیقای ما امروزه در فیسبوک طرفدارشن، سیبیل پهلوانی،  تقریبا چل بیل بود لامصب.!!! ئی پهلوانه اِنقد میان نقشش قورتی بود و ادعاش میشد که جاهل ماهلای احمق تِهران یی روز میان جده کرج تنا گیرش اووده  بودن و اِنقد زده بودنش که جانش درآمده بود و بشش گفده بودن؛ حالا دیدی پهلوان کیه؟
ما مِلت ایران اوجوریمانا ، اُ وخت ماخوای که امام زمان بری کنترل دولت و قانون در مجلس حضور نداشده باشه؟؟!!؟؟
هیــــــــچی مــث سابـــــق نـــیس!!!؟!!!.

 

موضوعاتی که ممکن است عنوان یا محتوای آن با این موضوع در یکی از تالارهای متا مرتبط باشد

  موضوع / نویسنده پاسخ ها آخرين ارسال
0 پاسخ ها
895 مشاهده
آخرين ارسال مارس 01, 2010, 05:13:14
توسط kowkabi
1 پاسخ ها
341 مشاهده
آخرين ارسال مارس 07, 2010, 03:22:10
توسط CIVILAR
0 پاسخ ها
754 مشاهده
آخرين ارسال مارس 11, 2010, 22:36:48
توسط امیر شهباززاده
0 پاسخ ها
293 مشاهده
آخرين ارسال ژوئن 24, 2010, 19:36:32
توسط مهربانو
0 پاسخ ها
254 مشاهده
آخرين ارسال ژوئن 24, 2010, 19:43:34
توسط مهربانو
3 پاسخ ها
290 مشاهده
آخرين ارسال ژانویه 09, 2012, 11:47:07
توسط آیلان