***براساس اطلاعات اتحادیه مجازی متا شما عضو هیچ یک از گروههای سازمانی متا نیستید *** لطفا در صورت تمایل برای مشارکت و استفاده بهتر از امکانات متا ، فرم عضویت را پرنمایید*** برای این کار برروی همین نوار یا کلمه عضویت کلیک نمایید ...***


بخشهاي فعال

آخرين ارسالهاي هر بخش در همان بخش وجود دارد براي سهولت دسترسي به آخرين مباحث مورد علاقه ، از آخرين ارسالهاي همان بخش استفاده نماييد

 

بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس
بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس

نویسنده موضوع: مشاعره  (دفعات بازدید: 5982 بار)

0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #15 : مه 22, 2010, 17:28:24 »
تو را غروب نماید ولی شروق بود
لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد

کدام دانه فرورفت در زمین که نرست
چرا به دانه انسانت این گمان باشد

کدام دلو فرورفت و پر برون نامد
ز چاه یوسف جان را چرا فغان باشد

دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا
که های هوی تو در جو لامکان باشد

مولانا
ستایشگر استادی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه ها را!
www.irmeta.com | www.payaonline.ir | www.modiranemali.ir | www.iranmeta.org/v1 | www.irmeta.net | www.daftartelefon.com | www.iranmeta.net |

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #16 : مه 22, 2010, 17:34:44 »
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک ^^^ بجز مهر بجز عشق دگر بذر نکاریم

چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم ^^^ بیایید بیایید که تا دست برآریم

چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم ^^^ که امروز همه روز خمیریم و خماریم

مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت ^^^ که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم

شما مست نگشتید وزان باده نخوردید ^^^ چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم

نیفتیم بر این خاک ستان ما نه حصیریم ^^^ برآییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم

دیوان شمس مولانا
ستایشگر استادی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه ها را!
www.irmeta.com | www.payaonline.ir | www.modiranemali.ir | www.iranmeta.org/v1 | www.irmeta.net | www.daftartelefon.com | www.iranmeta.net |

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #17 : مه 23, 2010, 01:11:54 »
میسرت نشود عاشقی و مستوری
ورع به خانه خمار در نمی گنجد



شیخ اجل - استاد سخن - سعدی

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #18 : مه 27, 2010, 18:25:38 »
دل به امید روی او همدم جان نمی شود          جان به هوای کوی او خدمت تن نمی کند
ستایشگر استادی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه ها را!
www.irmeta.com | www.payaonline.ir | www.modiranemali.ir | www.iranmeta.org/v1 | www.irmeta.net | www.daftartelefon.com | www.iranmeta.net |

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #19 : مه 28, 2010, 00:38:58 »
دلم خزانه اسرار بود و دست قضا
درش ببست و کلیدش به دلستانی داد


حافظ

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #20 : مه 29, 2010, 12:19:10 »
در  هوس خیال  او همچو خیال  گشته‌ام                          وز سر رشــک نام او   نام  رخ قـــمر  برم

مولوی
زندگی صحنـــه یکتای هنرمندی ماست                هر کسی نغمـه خود خواند و از صحنه رود
                                                    صحنه پیوسته بجاست                   خرم آن نغمه که مردم بسپارند

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #21 : مه 29, 2010, 13:16:53 »
ما با می و مستی سر تقوا داریم
دنیا طلبیم و میل عقبی داریم

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #22 : مه 31, 2010, 21:59:06 »
مرغ سحری كشید فریاد


شد محو یكان یكان ستاره


تا چند كنم به تو نظاره ؟


بگذار بخواب اندر آیم


كز شومی گردش زمانه

نیما یوشیج
ستایشگر استادی هستم که اندیشیدن را به من بیاموزد نه اندیشه ها را!
www.irmeta.com | www.payaonline.ir | www.modiranemali.ir | www.iranmeta.org/v1 | www.irmeta.net | www.daftartelefon.com | www.iranmeta.net |

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #23 : ژوئن 01, 2010, 02:18:04 »
شعر نو که شعر حساب نمی شه که بشه باهاش مشاعره کرد ، بنابراین لطفا شعر خود را تغییر دهید .

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #24 : ژوئن 01, 2010, 11:05:16 »
به نسیمی که همه راه به هم می‌ریزد
کی دل سنگ تو را آه به هم می‌ریزد
سنگ در برکه می‌اندازم و می‌‌پندارم
با همین سنگ زدن ، ماه به هم می‌ریزد !
عشق بر شانه ی هم چیدن ِ چندین سنگ است
گاه می‌ماند و ناگاه به هم می‌ریزد
آنچه را عقل به یک عمر به دست آورده است
عشق یک لحظه کوتاه به هم می‌ریزد
آه ، یک روز همین آه تو را می‌گیرد
گاه یک کوه به یک کاه به هم می‌ریزد . . .
با کارهات خدارو دلخورنکن

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #25 : ژوئن 01, 2010, 11:07:09 »
قرنها از مرگ آدم هم گذشت, ای دریغ ,آدمیت برنگشت!!!
صحبت از پژمردن یك برگ نیست...
فرض كن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست,
فرض كن یك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست,
فرض كن جنگل بیابان بود از روز نخست,
در كویری سوت و كور....
در میان مردمی با این مصیبتها صبور,
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق,
گفتگو از مرگ انسانیت است...!(!)
با کارهات خدارو دلخورنکن

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #26 : ژوئن 01, 2010, 11:30:39 »
تا نگريد طفلك حلوا فروش          ديگ بخشايش كجا آيد به جوش

مولوي

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #27 : ژوئن 01, 2010, 11:55:32 »
شكايت شب هجران گذاشته به -------------------------بشكر آنكه بر افكند پرده روز وصال
بيا كه پرده ي گلريز هفت خانه چشم-------------------كشيده ايم بتحرير كارگاه خيال
با کارهات خدارو دلخورنکن

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #28 : ژوئن 01, 2010, 12:16:39 »
لاله ديدم روي زيباي توام آمد به ياد        شعله ديدم سركشي هاي توام آمد به ياد


پاسخ : مشاعره
« پاسخ #29 : ژوئن 01, 2010, 12:17:01 »
 دلا طمع مبر از لطف بي‌نهايت دوست                                             چو لاف عشق زدي سر بباز چابک و چست
به صدق کوش که خورشيد زايد از نفست                                         که از دروغ سيه روي گشت صبح نخست
***کسی که به من می آموزد ،از کسی که مرا دوست دارد با ارزش تر است***

 

موضوعاتی که ممکن است عنوان یا محتوای آن با این موضوع در یکی از تالارهای متا مرتبط باشد

  موضوع / نویسنده پاسخ ها آخرين ارسال
41 پاسخ ها
2281 مشاهده
آخرين ارسال فوریه 09, 2011, 10:30:45
توسط DELFAN