***براساس اطلاعات اتحادیه مجازی متا شما عضو هیچ یک از گروههای سازمانی متا نیستید *** لطفا در صورت تمایل برای مشارکت و استفاده بهتر از امکانات متا ، فرم عضویت را پرنمایید*** برای این کار برروی همین نوار یا کلمه عضویت کلیک نمایید ...***


بخشهاي فعال

آخرين ارسالهاي هر بخش در همان بخش وجود دارد براي سهولت دسترسي به آخرين مباحث مورد علاقه ، از آخرين ارسالهاي همان بخش استفاده نماييد

 

بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس
بخش آزاد اعتياد حسابداري عمران فلسفه کامپيوتر مديريت خانواده روانشناسي زبان خارجه آمار بورس

نویسنده موضوع: مشاعره  (دفعات بازدید: 5982 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #135 : ژوئن 23, 2010, 19:46:06 »
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم       به دریا بنگرم دریا ته وینم

بهر جا بنگرم کوه و در و دشت       نشان روی زیبای ته وینم


                                                           دو بیتی باباطاهر

ابر آمد و باز بر سر سبزه گريست      بي باده ارغـــــوان نمي شايد زيست
 اين سبزه که امروز تماشاگه ماست      تا سبزه خاک ما تماشاگه کيست
      

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : مشاعره
« پاسخ #136 : ژوئن 23, 2010, 23:34:58 »
ماهی نتافت همچو تو از برج نیکویی

                             سروی نخاست چون قدت از جویبار حسن
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #137 : ژوئن 24, 2010, 08:50:30 »
مرغ باغ ملکوتم نیم از علم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #138 : ژوئن 24, 2010, 13:54:51 »
من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو مردنی است

من که گفتم ای دل بی بند و بار / عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : مشاعره
« پاسخ #139 : ژوئن 24, 2010, 18:08:14 »
رفیقان چنان عهد صحبت شکستند

                     که گویی نبوده ست خود آشنایی
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #140 : ژوئن 25, 2010, 20:15:29 »
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

                              پرده از اسرار عالم وا شد
زندگی صحنـــه یکتای هنرمندی ماست                هر کسی نغمـه خود خواند و از صحنه رود
                                                    صحنه پیوسته بجاست                   خرم آن نغمه که مردم بسپارند

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #141 : ژوئن 26, 2010, 16:25:41 »
دلا منگر به هر شاخی که در تنگی فرومانی

به اول بنگر و آخر که جمع آیند غایت‌ها


مولانا

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #142 : ژوئن 29, 2010, 08:53:07 »
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آ

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : مشاعره
« پاسخ #143 : ژوئن 30, 2010, 18:20:27 »
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می رود

                           وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می رود.
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #144 : ژوئن 30, 2010, 18:45:56 »
در راه خود اول ز خودم بیخود کن
بیخود که شدم ز خود بخود راهم ده

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : مشاعره
« پاسخ #145 : ژوئیه 03, 2010, 19:54:01 »
همتم بدرقه ی راه کن ای طایر قدس

                     که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #146 : ژوئیه 08, 2010, 21:03:03 »
شوخی با حافظ

نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي
گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟
گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد
گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد
گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟
گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز
گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده
گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي
گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي
گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي
گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي
گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي
گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي
گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟
گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي!!!

برگرفته از وبلاگ همه چی به شرط خنده


پاسخ : مشاعره
« پاسخ #147 : ژوئیه 09, 2010, 12:55:06 »
همه چیز این دنیا خنده داره . این جا جای خندیدن اون جوری نیست جای خندیدن این جوریه این شعرت رو هم شما باید لطف می کردی در تاپیکی جداگانه مطرح می کردی .

فکر می کنم بالای این تاپیک نوشته مشاعره



مردن تن در ریاضت زندگی است
رنج این تن روح را پایندگی است


خداوندگار روم

پاسخ : مشاعره
« پاسخ #148 : ژوئیه 17, 2010, 13:59:47 »
توانا بود هر که دانا بود                             ز دانش دل پیر بُرنا بود
ابر آمد و باز بر سر سبزه گريست      بي باده ارغـــــوان نمي شايد زيست
 اين سبزه که امروز تماشاگه ماست      تا سبزه خاک ما تماشاگه کيست
      

  • سرپرست آزمایشی
  • ***
  • تعداد ارسال: 1.847
  • ایجاد موضوع : 365
  • رای برای مدیریت : 21
  • يکي باش براي يک نفر،نه تصويري مبهم در خاطر صد نفر.
  • تخصص: حسابداری
  • سمت: حسابدار
پاسخ : مشاعره
« پاسخ #149 : ژوئیه 17, 2010, 15:34:06 »
شوخی با حافظ

نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي
گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟
گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد
گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد
گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟
گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز
گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده
گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي
گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي
گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي
گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي
گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي
گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي
گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟
گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي!!!

برگرفته از وبلاگ همه چی به شرط خنده


خیلی جالب بود.
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

 

موضوعاتی که ممکن است عنوان یا محتوای آن با این موضوع در یکی از تالارهای متا مرتبط باشد

  موضوع / نویسنده پاسخ ها آخرين ارسال
41 پاسخ ها
2281 مشاهده
آخرين ارسال فوریه 09, 2011, 10:30:45
توسط DELFAN