Google


نویسنده موضوع: مسئولیت پذیری را باید از کودکی آموزش داد  (دفعات بازدید: 7268 بار)

0 کاربر و 3 مهمان درحال دیدن موضوع.

آنلاین اجـاقـی

مسئولیت پذیری را باید از کودکی آموزش داد
« : ۲۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۶:۰۳:۱۴ »
مسئولیت پذیری را باید از کودکی آموزش داد    
   پیروی صرف از دستورات، مسئولیت پذیری نیست ....    
      
● آموزش مسئولیت

آموزش مسئولیت پذیری، با ارزش ترین هدیه ای است که می توانیم به فرزندانمان ارزانی داریم. با چنین آموزشی آنها قادرند از خود مراقبت کنند، تجربه کسب کنند و انعطاف پذیر شوند. آنان به عزت نفس، خلق و خوی نیکو و مجموعه ای از هدف ها و ارزش ها نیاز دارند و برای رسیدن به این اهداف لازم است کودکان توانایی پذیرش مسئولیت داشته باشند.

حال ببینیم که مسئولیت چیست و چگونه می توانیم کودکانمان را مسئول پرورش دهیم. واژه مسئولیت از لحاظ لغوی به معنی توانایی پاسخ دادن و در عرف عام به مفهوم تصمیم گیری های مناسب و مؤثر است. پاسخ مناسب و مؤثر، پاسخی است که کودک را قادر می سازد تا به هدف هایی که موجب اعتماد به نفس او می شوند دست یابد یا به تقویت آنها بپردازد. تصمیم گیری مناسب در چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظارات خانواده و چه بسا جامعه از اوست، پس اتخاذ تصمیم بجا و مناسب موجب ایجاد روابط انسانی مثبت، افزایش ایمنی و موفقیت و آرامش و آسایش وی می شود.

کودک زمانی فردی مسئول به شمار می آید که با در نظر گرفتن هدف های خویش و نیازهای سایرین مانند افراد خانواده، مدرسه و جامعه عمل کند. والدین باید کودک را یاری دهند تا او به این ارزش ها برسد. والدینی که کودکان خود را با حس مسئولیت پذیری بزرگ می کنند، به موفقیت هایی دست خواهند یافت که آینده کودکشان را تضمین می کند. کودکی که با حس غیرمسئولانه و انتقادی بزرگ شود، اعتماد به نفس کمتری خواهد داشت. او به همه چیز با دید منفی می نگرد و در واکنش های خود و نحوه واکنش دیگران به خود پاسخ های غیرمنطقی خواهد داد.

یکی از مشکلاتی که کودکان در یادگیری مسئولیت دارند آن است که برخی اوقات تا زمانی که به پاداشی که سایرین قولش را به آنان داده اند نرسند به خشنودی درونی و شخصی دست نمی یابند. پس لازم به تذکر است که به آنان آموزش داده شود که همه پاداش ها را بلافاصله نمی توان دریافت کرد. به تدریج آنان پی می برند که انجام مسئولیت و احساسات خوش ناشی از آن، به هم وابسته اند. در آن هنگام است که نیاز آنان به پاداش های بیرونی (نظیر جایزه و تأیید دیگران) کاهش می یابد.

مسئول بودن، به این معنی است که کودک ناگزیر خواهد بود تصمیماتی بگیرد که زحمت دارد. بنابراین کودکی که از وی خواسته می شود وظایفی را انجام دهد، ممکن است اغلب مجبور شود که آن کارها را به جای فعالیت دیگری که سرگرم کننده یا خوشایندتر است انجام دهد و این کار موجب بلاتکلیفی یا دلخوری او از پذیرش مسئولیت های آتی شود. در این زمان والدین باید به کودکان بیاموزند که چگونه دست به انتخاب هایی بزنند که حتی ممکن است با انگیزه آنی، یا خوشحالی لحظه ای تعارض داشته باشد. بسیاری از کودکان خردسال رفتارهایی را بروز می دهند که در پی انگیزه آنی و زودگذر و ناشی از احساس ایمنی و اطمینان است. احساس امنیت، کودک را بر آن می دارد تا بی آن که نگران پیامدهای دردناک باشد احساساتش را ابراز کند.

مسئولیت امری ارثی نیست بلکه باید از طریق تجربه آموخته شود و این حس زمانی در کودک پدید می آید که به او مسئولیت داده شود، اثربخشی و بازخورد پاسخ های خویش را دریافت کند و در زمینه راه های گوناگون که در سایر موقعیت ها مناسب هستند اطلاعاتی داشته باشد.

می توان چیزهای زیادی از اشتباهات آموخت اما فرد چنانچه از کودکی نتواند یاد بگیرد که چرا کارش اشتباه بوده، یا به جای آن چه کاری می توانست انجام دهد، هرگز نمی تواند پیشرفت کند. پس برای کمک به کودکان در ابراز حس مسئولیت طی دوره کودکی و نوجوانی، والدین باید همچنان که درباره انتظارات خویش صراحت و ثبات دارند، بردبار و شکیبا نیز باشند.

رفتار مسئولانه کودکان می تواند قابلیت آنها را برای تصمیم گیری های مؤثر از زمانی به زمان دیگر و از کودکی به کودکی دیگر تغییر دهد. برای آموزش این امر مهم کودکان باید هرچه زودتر و تا حدامکان هرچه بیشتر فرصت های تصمیم گیری داشته باشند. آنان ممکن است به علت بی تجربگی، کمی سن و عدم اعتماد دیگران به آنها، این مرحله از تکامل را بدون هیچ تجربه ای پشت سر بگذارند.

تردید شخصی که در تصمیم گیری و مسئولیت پذیری در یک امر کوچک قادر به انتخاب نیست، سایرین را ناگزیر می سازد که مسئولیت انتخاب کردن را به عهده بگیرند. اغلب اوقات، انگیزه والدین این است که کودکان قادر نیستند آنچه را که می خواهیم به آنان بیاموزیم، فراگیرند. کودکان در این مواقع آنقدر ابراز رنج و ناراحتی شدید می کنند تا سرانجام خودمان مسئولیت انجام کارشان را برعهده می گیریم. با این کار فرصت یادگیری را از آنان می گیریم و آنچه را که موجب تکامل کفایتشان می شود از دست می دهند و دیگر مسئولیت انجام وظیفه ای که از آنان انتظار می رود را نخواهند داشت. پس والدین باید تحمل داشته باشند، عملکرد فرزندشان را آن طور که واقعاً هست ارزیابی کنند و تصمیماتی بگیرند که با نیازهای کودک سازگار است. والدین الگوی مسئولیت پذیری به حساب می آیند؛ والدین غیرمسئول نمی توانند مسئولیت پذیری را به کودکان خویش بیاموزند. والدینی که سایرین را مسبب مشکلات خویش می دانند متزلزل اند، فراموش کارند، بازیچه دیگران قرار می گیرند و از سایرین می خواهند که به جای ایشان تصمیم بگیرند. آنان برای کودکان خویش الگوی بی مسئولیتی محسوب می شوند و نمی توان مسئولیت را به کودکانی که والدین شان غیرمسئولانه عمل می کنند، آموخت.

کودکان با مشاهده طرز رفتار پدر و مادر با یکدیگر، مسئولیت پذیری را فرا می گیرند. چنانچه والدین در قبال هم احساس مسئولیت کنند و روش آزادانه، صادقانه و صریح در خانواده حکمفرما باشد، فرزندان بسیار آسان تر عهده دار مسئولیت می شوند. کودکانی که مشاهده می کنند والدین شان تعارض ها را به شیوه ای مسالمت آمیز حل می کنند، همان رفتار را الگوی خویش قرار می دهند. اگر انتظارات والدین از کودکان قاطع و صریح باشد پیوسته برحسب نتایج رفتار آنان عکس العمل نشان دهند، رفتار شایسته شان را با پاداشی تقویت کنند و به وعده های خویش وفا نمایند، کودکان معتقد خواهند شد که مسئولیت پذیر بودن فضیلتی محسوب می شود.

● چه زمانی می توان گفت، کودکان مسئول بار آمده اند

اینکه کودکان صرفاً از دستورات خوب پیروی می کنند، مسئول بودن به شمار نمی آید. مسئول بودن به این معنی است که کودک با توجه به تجربه خویش و آگاهی از انتظارات والدین و مربی موقعیت ها را ارزیابی کند و به طور مستقل تصمیم بگیرد تا براساس آن به انتخابی شایسته دست بزند. والدین و معلمانی که دائم به کودکان دستور می دهند و از این که می بینند آنان دستوراتشان را اجرا می کنند، به خود می بالند، لزوماً نحوه مسئول بودن را به کودکان یاد نمی دهند. کودکی که مسئولیت پذیری را آموخته است، ویژگی هایی دارد.

- وظایف تعیین شده خویش را بدون نیاز به یادآوری انجام می دهد.

- برای آنچه انجام می دهد، علت های منطقی دارد.

- از بین راه های مختلف، راهی را که زودتر به جواب و به هدف برسد برمی گزیند.

- آنچه را که قول انجام دادنش را می دهد، به پایان می رساند.

- بدون جر و بحث زیاد، به محدودیت هایی که والدین برایش قائل می شوند احترام می گذارد و آنها را رعایت می کند.

      
   
   
         شهلا شریفیان    
         روزنامه ایران    




Linkback: http://irmeta.com/meta/b376/t2661/

آنلاین اجـاقـی

وظيفه شناسي و مسئوليت پذيري در قرآن و سنّت
« پاسخ #1 : ۲۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۶:۱۷:۴۷ »
وظيفه شناسي و مسئوليت پذيري در قرآن و سنّت

فاطمه آذر مهر
مقدّمه

انسان اشرف مخلوقات و خلیفه خدا ، بر روی زمین می باشد امّا دستیابی به این مقام، به سادگی میسّر نمیباشد بلکه تلاش و ممارست بسیاری را می طلبد .
انسان مختار، در این دنیا که به سان گذرگا هی است؛ درمیان دوراه قرار دارد که یکی به اسفل السّافلبن و دیگری به اعلی علیّین ختم می شود . یکی او را به شقاوت و بدبختی و دیگری به سعادت و کمال می رساند .
هدف از آفرینش انسان اینست که با انتخاب راه صحیح و طی کردن صراط مستقیم به مقام قرب الهی نائل شود و این میسّر نیست مگر اینکه به دعوت حقّ، لبّیک گوید و با بهره گیری از تعالیم روشنگر وحی، نیک و بد را باز شناخته و پس از آشنایی با وظایف و مسئولیّتهای خویش در عمل به آن کمر همّت بند .
در این مجموعه قصد داریم پس از آشنایی با مفاهیم واژه ها ی کلیدی و شرایط مسئولیّت پذیری به اهمیّت و ضرورت و جایگاه مسئولیّت پذیری و وظیفه شناسی در آیات و روایات بپردازیم و پس از آشنایی با مختصری از وظایف انسانی, در مقابل خود، خانواده و اجتماع ، به ارائه راهکارهایی جهت ایجاد انگیزه برای پرورش حسّ مسئولیّت پذیری بپردازیم و برخی از موانعی را که موجب می شود این حسّ ارزشمند در وجود انسان کمرنگ شود بر شمریم.
واژه های کلیدی این بحث عبارتند از: مسئولیّت ، وظیفه، تکلیف، تعهّد ، حقّ، وزر و مشارکت جویی.
آشنایی با مفاهیم واژه های کلیدی و ارتباط آنها با یکدیگر

«مسئولیّت»؛ در لغت به معنای موظّف بودن و یا متعهّد بودن به انجام امری می باشد.1
«وظیفه»؛ به آن چیزی اطلاق می شود که شرعاً یا عرفاً بر عهده کسی باشد.2
«تکلیف»؛ به معنای بار کردن کاری سخت توأم با رنج، بر کسی می باشد.3
«تعهّد»؛ به معنای گردن گرفتن کاری4 و همچنین عهد و پیمان بستن5 نیز آمده است .
«حقّ»؛ در این مبحث به معنای سهم و نصیب می باشد.6
هر یک از این واژه ها به نوعی با یکدیگر ملازم می باشند. به عنوان نمونه ؛ تا وظیفه ای بر دوش کسی نباشد، مسئولیّتی در قبال انجام دادن یا ندادن آن نخواهد داشت و در مورد آن ، بازخواست نخواهد شد .
واژۀ «تکلیف» نیز با «مسئولیّت» و «وظیفه»،ملازم است ؛ چرا که در هر سه مورد چیزی بر عهدۀ شخص می باشد که اجرای آن ، لازم و واجب است.
واژۀ «تعهّد» نیز با سه واژۀ اخیر در ارتباط است ؛ چرا که درهر حال فرد متعهّد ، موظّف و مکلّف است آنچه را که به آن تعهّد داده است به انجام برساند و در این مورد مسئول می باشد .
کلمه «حقّ» نیز با واژه های اخیر تناسب دارد زیرا هرگاه سخن از حقّ به میان می آید ، تکلیف و مسئولیّتی هم در پی آن خواهد بود و با اثبات حقّ برای یک طرف تکلیف و مسئولیّتی هم برای طرف دیگر بوجود می آید . لذا در بحثهای آینده هر کجا از این الفاظ استفاده شود این ارتباط و ملازمه مدّ نظر می باشد.
زیر بنای مسئولیّت پذیری

پس از آشنایی مختصر با مفاهیم واژه های کلیدی و ارتباط آنها با یکدیگر ، لازم است بدانیم که مسئولیّت پذیری، مقدّمات و شرایطی دارد و زمانی می توان مسئولیّتی را به فردی سپرد که او این شرایط را احراز کرده باشد. لذا در ادامه مختصراً به این شرایط و مقدّمات اشاره ای خواهیم کرد:
1- مسئولیّت پذیری زمانی تحقّق می پذیرد که رسالت و تکلیفی در کار باشد؛ یعنی انسان، قبلاً کارهایی را با اراده و اختیار خویش پذیرفته باشد و سپس مسئولیّت انجام آن را به عهده گیرد نه کارهایی که تحت تأثیر جاذبه میل ها و دافعه خوف ها انجام می دهد .
2- مسئولیّت در جایی اعتبار می شود که فرد، دارای قدرت تمیز و ادراک باشد ؛ لذا انسان ناآگاهی که دارای قدرت درک و فهم نمی باشد را نمی توان ملزم به انجام کاری کرد و به او مسئولیّتی را سپرد .
3- زمانی می توان فرد را در مقابل وظیفه ای که داشته است مورد بازخواست قرار داد که آن فرد، قبلاً مسئولیّت خود را شناخته باشد و این مستلزم رسایی پیام و دریافت آن توسّط فرد مکلّف می باشد .
4- تکلیف کردن متوقّف بر قدرت انجام وظیفه از سوی فرد مکلّف است لذا فرد ناتوان هر چند که آگاه باشد به دلیل اینکه کار از حوزه عمل و قدرت او خارح است مسئول نخواهد بود.
5- زمانی می توان فرد را مسئول دانست که او با اختیار و اراده خود ، انجام یا ترک کاری را به عهده گرفته باشد نه اینکه مجبور به این کار شده باشد.
بدون شروط بالا مسئولیّت دادن به کسی و بازخواست کردن از او معنایی ندارد و این مقدّمات ، از شرایط اساسی مسئولیّت پذیری می باشد.
اهمّیّت مسئولیّت پذیری در آیات و روایات

نظام حقوقی اسلام نظامی تکلیف گراست؛ به عنوان مثال در متون دینی وقتی صحبت از حقّ انسـانها می شود بحث از حقوقی است که انسانهای دیگر بر ما دارند و به عبارت دیگر مسئولیّتی که ما در قبال دیگران داریم . البته چون این حقوق طرفینی است ما نیز این حقوق را بر عهده دیگران داریم امّا بدلیل همان بعد سازندگی و تربیت و هدایت که دین اسلام برای خود، قائل است در بیان به جنبه تکلیف و وظیفه و مسئولیّت ، توجّه بیشتری می کند ؛ لذا امام سجّاد- علیه السّلام- می فرماید:
اِعلَم رَحَمَکَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیکَ حُقوقاً مُحیطَةٌ بِکَ فِی کُلِّ حَرَکَةٍ تَحَرَّکتَها وَ سَکَنَةٍ سَکَنتَها اَو حالٍ حَلَّتها اَو مَنزِلَةٍ نَزَلتَها اَو جارِحَةٍ قَلَبتَها اَو ءَالَةٍ تَصَرَّفتَ فِیها فَاَکبَرِ حُقُوقُ اللهِ تَبارَکَ وَ تَعالی عَلَیکَ ما اَوجَبَ عَلَیکَ لِنَفسِهِ مِن حَقِّهِ الّذی هُوَ اصلُ الحُقوقِ 7
بدان که خدای عزّوجلّ را بر تو حقوقی است که در هر جنبشی که از تو سر می زند و هر آرامشی که داشته باشی و یا در هر حالی که باشی یا در هر منزلی که فرود آیی یا در هر عضوی که بگردانی یا در هر ابزاری که در آن تصرّف کنی، آن حقوق اطراف تو را فرا گرفته است . بزرگترین حقّ خدای تبارک و تعالی همان است که برای خویش بر تو واجب کرده؛ همان حقّی که ریشه همه حقوق است.
امام سجّاد-علیه السّلام- نمی فرماید تو بر گردن دیگران حقّی داری که آنها باید در مورد تو رعایت کنند بلکه می فرماید؛ حقوقی تو را احاطه کرده ؛ یعنی حقوقی که دیگران بر گردن تو دارند و تو باید از عهدۀ آنها برآیی. همانطور که دیدیم اسلام دینی تکلیف گراست و اصولاً دینداری بدون مسئولیّت پذیری و تعهّد معنایی ندارد. در ادامه به اهمیّت مسئولیّت پذیری و جایگاه آن در قرآن و سنّت می پردازیم.
در قرآن مجید آیات فراوانی وجود دارد که اهمیّت مسئولیّت پذیری و وظیفه شناسی را برای انسان بیان کرده است؛ به عنوان مثال قبول مسئولیّت در قرآن ، به بار سنگین تشبیه شده است.
خداوند در قرآن می فرماید:
وَلا تَزِروا وازِرَةً وِِِِزرَ اُخری...
هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد
در این آیه «وزر» به معنی سنگین است و در برخی از تفاسیر به معنای «گناه» و «مسئولیّت» نیز آمده است. خداوند در این آیه ما را به این معنا رهنمون می شود که بار سنگین مسئولیّت را احدی خود انسان بر دوش نمی کشد و در روز رستاخیز هر کس مسئول پاسخگویی به اعمال خویش است.8 و ابعاد این پاسخگویی به قدری وسیع است که حتّی اعضاء و جوارح انسان را نیز در بر می گیرد خداوند در قرآن می فرماید:
وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ اِنَّ السَّمعَ وَ البَصَرَ وَالفُؤادَ کُلُّ اولئکَ کانَ عَنهُ مَسئولاً 9
از آنچه نمی دانی پیروی نکن ؛ چرا که گوش و چشم و دلها همه مسئولند
خداوند در وصف مؤمنان می فرماید :
اِنَّما المُؤمِنونَ الّذینَ اِذا ذُکِرَ اللهُ وَجِلَت قُلوبُهُم 10
مؤمنان کسانی هستند که هر وقت نام خدا برده شود دلهایشان ترسان گردد
«وجل»؛ همان حالت خوف و ترسی است که سرچشمه آن گاهی بخاطر درک مسئولیّتها و احتمال عدم قیام به وظایف لازم در برابر خدا می باشد که این حالت به عنوان یکی از صفات مؤمنان ذکر شده است.11
مسئولیّت پذیری از چنان اهمیّتی برخوردار است که در بسیاری از تفاسیر از امانت الهی، به همان تعهّد و قبول مسئولیّت یاد شده است و علّت اینکه این امانت عظیم ، به انسان سپرده شد این بود که او این قابلیّت را داشت و می توانست ولایت الهی را پذیرا گردد ؛ یعنی در جادّه عبودیّت و کمال بسوی معبود لایزال سیر کند؛12 چنانکه خداوند در قرآن می فرماید:
اِنّا عَرَضنا الاَمانَةَ عَلَی السَّماوَاتِ وَالاَرضِ وَ الجِبالِ فَاَبَینَ اَن یَحمِلنَها وَ اَشفَقنَ مِنهَا وحَمَلَهَا الاِنسَانُ اِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً 13
ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم آنها از حمل آن ابا کردند و از آن هراس داشتند امّا انسان، آن را بر دوش کشید، او بسیار ظالم و جاهل بود.
مسئولیّت پذیری درلسان روایات نیز همواره از اهمیّت بالایی برخوردار بوده است. امام علی-علیه السّلام- آنچنان خود را در پیشگاه خدا مسئول می داند که حتّی دریاره آنچه می گوید وجود خویش را ضامن قرار داده و می فرماید:
ذِمَّتی بِما اَقُولُ رَهِینَةٌ وَ اَنا بِهِ زَعِیمٌ 14
عهده ام در گرو درستی سخنم قرار دارد و نسبت به آن ضامن و پایبندم
و همین احساس مسئولیّت بود که ایشان را به قبول خلافت وادار کرد چنانکه می فرمایند:
هان به خدایی که دانه را شکافت و انسان را بوجود آورد . اگر حضور حاضر و تمام بودن حجّت بر من بخاطر وجود یاور نبود واگر نبود عهدی که خداوند از دانشمندان گرفته که در برابر شکمبارگی هیچ ستمگر و گرسنگی هیچ مظلومی سکوت ننمایند دهنه شتر خلافت را بر کوهانش می انداختم و پایان خلافت را با پیمانه خالی اوّلش سیراب می کردم آنوقت می دیدید که ارزش دنیای شما نزد من از اخلاط دماغ بز کمتر است.15
امام علی– علیه السّلام- بارها پیروان خودرا به تقوی درقبال مسئولیّتهایی که بر دوش گرفته اند سفارش کرده و حتّی آنان را در مقابل زمین و حیوانات نیز مسئول دانسته و می فرمایند:
اِتَّقُوااللهَ فِی عِِبادِهِ وَ بِلادِهِ فَاِنَّکُم مَسئُولُونَ حَتّی عَنِ البِقاعِ وَ البَهائِمِ وَ اَطِیعوا اللهَ وَ لا تَعصُوهُ 16
از خدا نسبت به بندگان و شهرهایش پروا کنید زیرا دارای مسئولیّت هستید حتّی نسبت به زمینها و حیوانات و خداوند را اطاعت کنید و از نافرمانی او بپرهیزید.
البته روایات بسیـاری در این زمیـنه وجود دارد که به دلیل محدودیّت دامـنه بحـث از ذکر آن خودداری می کنیم و در ادامه به ضرورت مسئولیّت پذیری و وظیفه شناسی می پردازیم .
ضرورت مسئولیّت پذیری و وظیفه شناسی

با نظر به مطالبی که گفته شد ، این سئوال پیش می آید که پاسخگو بودن در برابر یک مرجع برتر چه ضرورتی دارد؟ و اگر انسان مسئولیّتی را نمی پذیرفت چه اتّفاقی می افتاد؟
همانطور که می دانیم آفرینش انسان و جهان ، هدفدار بوده است و هدف از آفرینش انسان عبادت و بندگی خداوند می باشد . خداوند در قرآن می فرماید :
وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنسَ اِلّا لِیَعبُدُونَ 17
جن و انس را نیافریدم جز اینکه مرا عبادت کنند.
خداوند متعال راه رسیدن به قرب الهی و طریقه عبادت و بندگی خود را به صورت برنامه هایی به رسول خویش ابلاغ کرده است و پس از پیامبر - صلّی الله علیه و اله – اوصیاء او وظیفه آموزش معارف دین را بر عهده دارند . در این میان ما مسلمانان که به این دعوت لبّیک گفته ایم وظایف و مسئولیّتهایی پیدا می کنیم که عمل به آنها ما را به کمال انسانی خویش نزدیک می سازد .
بزرگترین مسئولیّت انسان، در برابر نعمت هدایت و ولایت می باشد ؛ چرا که بدون تشریع دین و هدایت انسان،تمامی راهها به سوی کمال و سعادت او مسدود می شد . امام رضا –علیه السّلام- می فرمایند:
اِنَّ اَوَّلَ ما یُسئَلُ عَنهُ العَبدَ یَومَ القیامَةِ الشَّهادَةُ وَ النُّبُوَّةُ وَ مُوالاتِ عَلیِّ بنِ اَبیطالِبِ عَلَیه السّلامِ 18
همانا اولین چیزی که در روز قیامت از بنده سئوال می شود ؛ شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر و دوستی علی بن ابیطالب علیه السّلام است
لذا اگر ما در مقابل این نعمتهای ارزشمند که خداوند برای هدایت بشر به او ارزانی داشته است احساس مسئولیّت نکنیم حیاتی پوچ و بی هدف داشته هرگز به مقام والای انسانیّت نائل نمی شویم و اینجاست که ضرورت مسئولیّت پذیری در برابر خداوند متعال مشخّص می شود .
مسئولیّت حقیقی در مقابل خداست
همانطور که در بحثهای قبلی اشاره کردیم؛ دو واژه حقّ و مسئولیّت با یکدیگر ملازم هستند؛ لذا هر کجا سخن از حقّ می شود متقابلاً و غیر مستقیم ، به مسئولیّت و تکلیف در قبال آن حقّ نیز اشاره شده است .
بر اساس بینش دینی ، ما می توانیم برهان اقامه کنیم که چون همه هستی از آن خدای متعال است و او مالک همه چیز است، هرکجا حقّـی باشد، اصالتاً از آن خداست و هیچ حقّـی برای کسـی به خودی خود ثـابت نمی شود ؛ مگر اینکه خداوند، آن حقّ را به آن موجود اعطا کرده باشد . لذا خداوند حقّ تصرّف در هر موجودی را خواهد داشت و از آن طرف هیچ موجودی ، حقّی بر خداوند و سایر موجودات ندارد ؛ چون هیچگونه مالکیّت و خالقیّتی نسبت به آن ندارد . پس نتیجه می گیریم که مسئولیّت واقعی ما در مقابل خداوند است.19
در اثبات اینکه مسئولیّت حقیقی در مقابل خداوند است دلایل نقلی بسیلری وجود دارد که ما در اینجا تنها به روایتی از امیرالمؤمنین علی –علیه السّلام - اشاره می کنیم که می فرمایند:
و لَو کانَ لِاَحَدٍ اَن یَجرِیَ لَهُ وَ لا یَجرِیَ عَلَیهِ لَکانَ ذلِکَ خالِصاً لِلّهِ سُبحانَهُ دُونَ خَلقِهِ لِقُدرَتِهِ علی عِبادِهِ وَ لعَدلِهِ فی کُلِّ ما جَرَت عَلَیهِ صُرُوفُ قَضائِهِ وَلکِنَّهُ جَعَلَ حَقَّهُ عَلَی العِبادِ اَن یُطِیعُوهُ وَ جَعَلَ جَزاءَهُم عَلَیهِ مُضاعَفَةِ الثَّوابِ تَفَضُّلاً مِنهُ وَ تَوَسُّعاً بِما هُوَ مِنَ المَزِیدِ اَهلُهُ 20
و اگر کسی را بر دیگری حقّی ثابت است و آن کس را بر وی حقّی نباشد این حقّ فقط برای خدای سبحان است نه غیر او ؛ بخاطر احاطه قدرتش بر بندگان و عدالتش در تمام آنچه که فرمانش در آن جاری است ولی حقّش را بر بندگان چنین مقرّر فرمود که او را بندگی کنند و مزد عبادت را بر عهده خود، برای بندگان ، چند برابر قرار داد به علّت تفضّل و کرمی که دارد و افزون دهی که شایسته و اهل آن است.
حضرت در این روایت تنها خداوند را صاحب حقّ میداند که این حقّ همان اطاعت و بندگی خداست.
محقق : فاطمه آذر مهر
علاقمندان جهت رویت پایان نامه مذکور می توانند به بخش پژوهش مدرسه علمیه نرجس سلام الله علیها مراجعه نمایند

پی نوشتها:
1- علی اکبر،دهخدا, لغتنامه دهخدا، تهران ، انتشارات دانشگاه تهران، بی تا، ج34، ص447
2- علی اکبر ، دهخدا، همان، ج15، ص23211
3- ر.ک ، علی اکبر، دهخدا، همان، ج5،ص6913
4- محمّد،معین، فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات فردوس، چاپ اوّل، سال 1381ه.ق،ص307
5- علی اکبر،دهخدا،همان،ج5، ص6823
6- لویس، معلوف، المنجد، ترجمه محمّد بندر ریگی ، تهران، انتشارات ایران، چاپ چهارّم، ج1,ص308
7- محمّد بن بابویه،شیخ صدوق،خصال،ترجمه سیّد احمد فهری زنجانی ، شیراز ،انتشارات علمیّه اسلامیّه ،بی تا ، ص 674
8- ناصر،مکارم شیرازی ودیگران، تفسیرنمونه ، تهران،انتشارات دارالکتب الاسلامیّه،1366- 1353 ،ج18،ص224
9- اسراء(17)،آیه 36
10- انفال (8 )،آیه2
11- ر.ک ،ناصر ، مکارم شیرازی و دیگران ، همان ،ج7 ،ص86
12- همان، ج 17،ص409
13- احزاب(33) ، آیه 72
14- سیّد رضی ، نهج البلاغه ، ترجمه حسین انصاریان ، تهران ، انتشارات پیام آزادی ، چاپ هفتم ، سال 1379 ، خ 16 ،ص72
15- همان ،خ3 ، ص61
16- همان ، خ166 ،ص382
17- ذاریات(51) ، آیه 56
18- فتح الله ،کاشانی ، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین ، تهران ، انتشارات اسلامی، چاپ دوم ،سال 1344ش ،ج 10 ، ص335
19- ر.ک ،محمد تقی ، مصباح یزدی ، نظریه حقوقی اسلام ، قم ، انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی،چاپ اول ، تابستان 1380 ، ص114
20- سید رضی، نهج البلاغه ، ترجمه حسین انصاریان ، خ207 ،ص472

آنلاین اجـاقـی

 برای تربیت نسلی مسئولیت پذیر چه راهکارهایی لازم است؟

عوامل تربيتي در بين عواملي كه به رشد شخصيت كودك و نوجوان كمك مي‌كند، بسيار اهميت دارند. در سايه برنامه تربيتي منظم، هدفدار، روزآمد و مبتني بر فرهنگ و جغرافيايي خود است كه مي‌توان به پرورش نسلي مسئوليت‌پذير اميدوار بود.
روش‌هاي تربيتي پس از خانواده بيشتر در مدرسه‌ها مطرح مي‌شود. البته نوع برخورد افراد جامعه خود بحثي جداگانه را طلب مي‌كند. مدرسه زمينه را براي رشد تفكر عقلاني كودك فراهم كرده و او را براي پذيرش ارزش‌ها و هنجارهاي جامعه آماده مي‌كند يا وي را در جهت هنجارشكني و ارزش‌گريزي سوق مي‌دهد.
در بازديد از يكي از كانون‌هاي اصلاح و تربيت بنا بر گفته يكي از مسئولان آن، عموم بزهكاران در آن مركز در يكي از مقاطع تحصيلي از مدرسه اخراج شده يا قطع رابطه كرده‌اند. مدرسه مي‌تواند به دلايل زير در سوق كودك و نوجوان به سمت بزهكاري مؤثر باشد كه در زير به آنها اشاره مي‌شود:


الف-‌ نقش معلم
شعر معروف «درس معلم ار بود زمزمه محبتي/ جمعه به مكتب آورد طفل گريزپاي را» اشاره به اهميت نقش معلم در تربيت افراد دارد. شايد بسياري از دانش‌آموزان درس و مدرسه گريز در سايه كوشش معلمان به سعادت رسيده و عكس مطلب نيز دور از انتظار نيست. معلم مي‌تواند مستقيم و غيرمستقيم الگوي مناسبي براي رفتار شاگردانش باشد. عموم افراد بسياري از نقاط قوت فعلي خود را مرهون راهنمايي معلم گذشته خود مي‌دانند.

ب-‌ عدم هماهنگي و انطباق برنامه‌هاي آموزشي
برنامه‌هاي آموزشي بايد متناسب با نيازهاي جامعه تعريف و تدوين شوند. اجراي اين برنامه‌ها مي‌بايست به طور يكنواخت اجرا شده و در خانواده و مدرسه يا در مدارس مختلف و پايه‌ها و سطوح مختلف دچار تضاد نشوند.
مفاد آموزشي در هر مقطع بايد مكمل يافته‌هاي قبلي بوده و مسائل تربيتي در مقاطع بعدي كمرنگ نشوند.
شاهد مثال آنكه اكثر والدين آنقدر كه در مقطع ابتدايي و راهنمايي نسبت به برنامه درسي فرزندان خود حساس هستند در مقطع متوسطه نيستند.
در مدرسه نيز بايد همه اعضاي مجموعه آموزشي هدف واحدي را تعقيب كنند تا شاگردان دچار تضادهاي رفتاري نشوند.

ج‌- عدم راهنمايي صحيح
راهنمايي صحيح دانش‌آموزان در مسائل علمي، تربيتي و ساير موارد، احتمال توفيق آنها را افزايش داده و جامعه‌ها را از آسيب‌ها و هزينه‌هاي بعدي مصون مي‌دارد.
بايد به دانش‌آموزان خود آموزش دهيم تا در صورت نياز به راهنمايي و كمك اولياي امور، مشتاقانه و بدون ترس و واهمه به آنها مراجعه كنند. اين امر در صورت پيدا شدن حس اعتماد ممكن است.
همچنين شخص راهنمايي‌دهنده بايد آگاه و بادانش كافي باشد. مشاوران بايد صادق، امين و رازدار بوده و به كار خود تسلط كامل داشته باشند. راهنمايي در زمينه‌هايي چون رشته تحصيلي در متوسطه يا دانشگاه يا ساير مسائل، تمام آينده كودك و نيز آينده يك عضو مسئوليت‌پذير آينده كشور است.
اين امر مي‌بايست در نهايت ظرافت و دقت و با تكيه بر اطلاعات درست انجام شود.


ج- عدم تماس دائم بين مربيان و خانواده‌

ارتباط مستمر و موثر بين خانواده و مدرسه (تا حدي هم دانشگاه) زمينه را براي خروج دانش‌آموزان مستعد بزهكاري از اين شكاف فراهم مي‌آورد.
بسياري از دانش‌آموزان مستعد بزهكاري در برخورد با خانواده و اولياي مدرسه رفتاري دوگانه در پيش گرفته و هر بار يكي را در حضور ديگري متهم مي‌كند تا براي خود گريزگاهي دست و پا كند.
ارتباط و هماهنگي بين خانواده و مدرسه اين مفر را بسته و باعث اشتراك مساعي طرفين و افزايش برآيند روش تربيتي مي‌شود.
متأسفانه به دلايل متعدد از جمله تنگناهاي اقتصادي و نيز كمبود زمان و عدم‌آگاهي كافي والدين اين مهم كمي مورد بي‌مهري قرار گرفته است.
نكته گفتني ديگر آنكه لازم است تا هم پدر و هم مادر با هماهنگي كامل به اين ارتباط بينديشند.
به والدين عزيز توصيه مي‌شود تحت هر شرايطي در جهت تقويت و تعميق اين ارتباط بكوشند كه اگر كوتاهي شود شايد براي هميشه دير شده باشد.


د-‌ نداشتن امكانات كافي
اجراي روش‌هاي تربيتي موثر و كارآمد، قبل از هر چيز پيش نيازهاي زير را مي‌طلبد كه به اهم آنها اشاره مي‌شود:
1-‌ تربيت نيروهاي متخصص
2- آموزش خانواده‌ها
3- اجرا و پيگيري منظم
4- تحقيقات مستمر و اصلاح روش‌ها
5- تامين منابع مادي و...
همه اين موارد هزينه‌بردار است. بديهي است كمبود امكانات، روش تربيتي را عقيم مي‌سازد.
و سخن آخر اينكه مدرسه پس از خانواده دومين نهاد در سازندگي و تربيت افراد است.


**خانواده‌ها مي‌توانند با ارتباط مستمر خود با مدارس، اجراي موفق روش‌هاي تربيتي را تضمين كنند.

بانک مقالات پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان زنجان

آنلاین اجـاقـی

تقسیم وظایف و تقویت مسئولیت پذیری فرزندان
« پاسخ #3 : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۲۱:۵۷ »
تقسیم وظایف و تقویت مسئولیت پذیری فرزندان

مسئولش کنید تا بزرگ شود

هیچ کاری نمی‌کند. حتی تختش را هم مرتب نمی‌کند؛ تمام اسباب‌بازی‌هایش به هم ریخته‌اند؛ همه کارها را خودم باید انجام دهم...

مسئله تقسیم کارهای منزل از جمله مسائلی است که جایگاه مهمی را در زندگی خانوادگی به خود اختصاص داده و در اغلب موارد، به ویژه در میان زوج‌ها، باعث بروز تنش می‌شود. جالب است بدانید که مادران در بسیاری از موارد، همکاری فرزندان را رد می‌کنند. چون معتقدند هماهنگ شدن با فرزند انرژی زیادی می‌گیرد و بهتر است خودشان به جای فرزندانشان کارهای خانه را انجام دهند.

اما وقتی خستگی عارض می‌شود به ناچار وظایف به فرزند سپرده می‌شود. البته به این موضوع توجه داشته باشید که به‌طور حتم، سپردن وظایف به دیگری در هر خانواده، متفاوت و عوامل فرهنگی در آن بسیار موثر است. این عقیده شاید در بسیاری از خانواده‌ها نیز جا افتاده باشد که کارهای خانه و مراقبت از فرزندان کوچک‌تر وظیفه دختر بزرگ است. اما به طور کل سپردن وظایف به فرزند، به معنی «بردگی کشیدن» از کودکان نیست.
کودکان و نوجوانان نیاز به امنیت دارند. اگر آنها حس کنند که مادر در کنار آنها نیست و خودشان مسول انجام تمامی وظایف‌اند، رابطه مادر و فرزند تخریب خواهد شد.

بین کم و زیاد، مطمئناً باید حد اعتدال را انتخاب و رعایت کرد. کودکان و نوجوانان نیاز به امنیت دارند. اگر آنها حس کنند که مادر در کنار آنها نیست و خودشان مسئول انجام تمامی وظایف‌اند، رابطه مادر و فرزند تخریب خواهد شد ؛ اما این موضوع که مادر تمامی وظایف را نیز بر عهده بگیرد کار صحیحی نیست. کودکان بر حسب سن و سالی که دارند، می‌توانند مسولیت‌پذیر باشند. بدون ترس باید از آنها بخواهیم کارهایی را انجام دهند.

به این ترتیب آنها را نیز در زندگی خانوادگی دخیل می‌کنیم. این موضوع سبب می‌شود آنها خستگی مادر و پدر را درک و در عین حال خود را جزیی از خانه و خانواده محسوب کنند. فراموش نکنید هرگز کار در منزل را نباید به عنوان تنبیه به کودکان تحمیل کرد. از سنین پایین، کارهای لذت‌بخش مثل شیرینی پختن را به فرزندانتان بسپارید و در عین حال در کنارشان باشید. اجازه دهید آنها این موضوع را در ذهنشان بپرورانند که به لطف آنها، خانواده شیرینی می‌خورند.

آموختن وظایف شهروندی یعنی مسئول بودن در قبال خود و دیگران، از خانواده آغاز می‌شود. جایگاه فرزند در خانواده و وظایفی که بر عهده می‌گیرد، در آینده‌اش تاثیر می‌گذارد. جالب است بدانید بسیاری از والدینی که وظایف را بر دوش کودکان و نوجوانان نمی‌گذارند و ترجیح می‌دهند خود به جای آنها کار کنند، به طور ناخود‌آگاه تمایل دارند فرزندان را وابسته به خود نگاه دارند.
دخالت دادن آنها باعث می شود خستگی مادر و پدر را درک و در عین حال خود را جزیی از خانه و خانواده محسوب کنند.

تقسیم وظایف و نقش‌ها، همیشه ساده نیست. ممکن است باعث بروز تنش میان خواهر و برادرها شود و حتی حسادت برانگیزد. به‌طور معمول وظایف بیشتر به دختران و فرزندان اول سپرده می‌شود. مثلا در نوجوانی، فرزندتان انجام کارها را رد می‌کند. حقیقت این است که نوجوان نمی‌داند باید از کجا شروع کند، پس بهتر است وظایف را به او یادآوری کنید.


تقسیم وظایف خانوادگی، نوعی گفت و گو می‌باشد. گفت‌وگویی که به جایگاه و نحوه رفتار هر فرد با دیگری بستگی دارد.

بهترین روش آن است که هر گاه وظیفه‌ای را به فرزندانتان می‌سپارید سوالی را نیز از خود بپرسید. به‌طور مثال: «اگر به او بگویم جوراب‌های کثیفت را بشور، به من چه خواهد گفت؟ اگر من (مادرش) در 25 سالگی او مجبور باشم همچنان جوراب‌هایش را بشویم، او به من چه خواهد گفت؟ »



منبع: ماهنامه آموزشی کودک

سایت تبیان
به نقل از:مشاوره و روانشناسی

آنلاین اجـاقـی

       چگونه میتوانیم کودکان مسئولیت پذیری را تربیت کنیم؟؟؟               

 این سوال اکثر والدین جوان است .

در پاسخ به این سوال راه های متعددی را می توانیم عرضه کنیم که اهم آنها عبارت اند از :

1 - القاء و تذکر : در این جا مسئولیتی مستقیماً به عهده کودک گذاشته می شود و اجرای آن از کودک خواسته می شود ،‌ این راه،بی دردسرترین و آسان ترین راه برای مربی است ولیتاثیر آن در کودک اندک است .

 


2 - ارائه الگو : والدین در خانه و دیگران در جامعه،همچون الگوهایی برای مسئولیت و حتی مسئولیت پذیری کودکان هستند ، رفتاری را که کودک از آنان می بیند یاد می گیرد و بروز می دهد؛‌خواه رفتار مطلوب باشد و یا نامطلوب؛ استاد عمل کودک، رفتار آنهاست . بدین منظور نه تنها والدین بلکه همه افراد لااقل در برابر کودکان باید رفتار خود را تحت کنترل داشته باشند.

دیدن بی عدالتی ها ، ‌بی تفاوتی ها وخطاهای الگوها دامی خطرناک برای کودک است .


3- تلقین : کودکان شدیداً تحت تاثیر آن هستند مخصوصاً در سنین 16-11،با کمترین پند و اندرزی راه خیر و صلاح در پیش می گیرند و نیز با کمترین تذکری از راه اصیل منحرف می شوند .

چه خوب است که تلقین بر اساس ارائه الگو باشد ، زیرا در کودکان تقلید قوی است. جلوه آن کتاب خوانی کودک چهار ساله است که بر اساس تقلید از رفتار پدر انجام می گیرد . در تلقین، جالب به نظر آمدن برای کودک نقش اساسی دارد.

به همین نظرگاهی کودک نقش آب حوضی ،‌ زمانی نقش لباس فروش ، بقال ،‌ پلیس ، راننده و ...را بازی می کند . او مقلد خوبی است و چه بسیار مسئولیت هارا که به صورت غیر مستقیم میآموزد نه مستقیم، فی المثل بهترین راه واداشتن طفل به مطالعه،سرگرمی خود والدین به مطالعه است .

4- تماس مستقیم و تجربه : برای آموزش مسئولیت تنها ارائه الگو و تلقین کافی نیست باید اجازه دهیم که او با مسئولیت خود تماس پیدا کند و زمینه مورد نظر را تجربه کند. ضمن تجربه و تماس با مسئولیت :

اولاً : روح مسئولیت از راه تجارب قوی می شود .

ثانیاً : مسئولیت در آدمی راسخ و ریشه دار می گردد .

ثالثاً : به مسئولیت عادت می کند .

رابعاً : اشتباهات او در حین عمل،رفع و اصلاح می شود .

خامساً : در ضمن تجربه و تمرین،شغل و مسئولیت آینده فرد معلوم می شود و امکاناتی را که برای موفقیت او در زندگی لازم است فراهم می گردد .

مسئولیت دادن به کودک را با چه کارهایی شروع کنیم
برای این سوال دو پاسخ می توان معین کرد :


1- کاری که به تناسب و برحسب جریانات عادی پیش آید .

2- کار و مسئولیتی که متناسب با مقتضای سنی و امکانات مورد نظر باشد .

در زندگی روزمره کارهایی که برای آدمی پیش می آید بسیار است:از پوشیدن و کندن لباس گرفته تا پهن و جمع کردن رختخواب ، رفع نیازهای اولیه چون خوردن و نوشیدن و پوشیدن کفش ، گذاردن بند و تکمه لباس ، ردیف کردن وسائل و ابزار شخصی و از این قبیل .

در واگذاری نوع مسئولیت ، مقتضای سنی باید رعایت شود ، ‌در هر سنی باید نوعی تکلیف و مسئولیت خاص به افراد داد و توقع خاصی باید داشت.فی المثل از کودک چهار ساله نمی توان توقع داشت که درمجلس چون والدین خود آرام بنشیند .

از کودکان شش تا دوازده ساله نمی توان انتظار داشت که شبهای ماه رمضان چون ما احیاء بدارند.

به طور خلاصه در سال های اولیه هر چند مسئولیت سبک تر و ملایم تر بهتر،و هر چه شیرین تر و دلچسب تر، ارزنده تر .

مثلاً از بچه سه تا چهار سال می توان خواست که کارش را روی نظم و ترتیب انجام دهد ، ‌اسباب بازی خود را ردیف کند و آنها را در جای معینی بگذارد .

از کودک پنج ساله می توان توقع داشت که لباس خود را بپوشد ، بند کفش خود را ببندد ، خودش برای خود آب بیاورد ، تکمه کتش را بیندازد ، وقتی به دستشویی می رود،خودش لباسش را در آورد و…

در همین سن و کمی بالاتر می توان از کودک خواست اطاق یا حیاط را با جارویی کوچک تمیز کند .

از کودک پنج - شش ساله می توان خواست سفره بگستراند ، ‌قاشق و چنگال بگذارد،سطل آشغال را خالی کند ، به گلدان های خانه آب دهد.این کار برای سنین بالاتر در سطحی وسیع تر قابل پیاده شدن است .

کودکان نه – ده ساله می توانند مسئولیت های بزرگتری را عهده دار شوند . فی المثل به منزل همسایه پیامی ببرند ، چیزی را تحویل دهندو یا شیئی را بیاورند .

به کودکان با سفارش قبلی به بقال می توان اجازه داد تا به مغازه سرگذر برود و مثلاً قرقره یا بیسکویتی بخرد و بیاورد . یا قفسه کتاب را منظم کند ، میز و صندلی را گردگیری کند ، کاردستی و حتی کار تولیدیانجام دهد، ‌و نیز از همین گروه کودکان می توان خواست رختخواب خود را پهن و جمع کنند ،‌ زیر پای شان را تمیز کنند ظرفها را با رعایت احتیاط بشویند و …

نوجوانان چهارده ساله باید تا حدود زیادی قادر به انجام کار منزل باشند ، حتی در موقع ضرورت از پزشک محل دعوت کنند که به خانه بیاید؛ در منزل تعمیرات جزیی را انجام دهند، حتی غذا بپزند؛‌ برای مخارج منزل صورت حساب تهیه کنند؛‌ گل بکارند؛ به تعمیرات ساختمان کمک کنند؛ به کشت و کار بپردازند؛‌درخت و گلها را درست کنند و…



نکاتی در واگذاری مسئولیت ها
برای پرهیز از عواقب نامطلوبی که در واگذاری مسئولیت ها ممکن است مطرح باشد ، مربیان و روانشناسان تربیتی نکاتی را پیشنهاد می کنند که اهم آنها عبارت است از :

1- میزان مسئولیت متناسب با توانایی و استعداد کودک باشد؛ زیرا در غیر این صورت کودک از مسئولیت، فراری و به آن بدبین می شود .

2- هرگز سعی نشود که مسئولیت بر کودک تحمیل گردد زیرا ممکن است : اولاً مایه صدمه جسمی گردد و ثانیاً امکان دارد عصیان و مقاومت طفل را برانگیزاند .

3- نوع مسئولیت هایی که به کودک واگذار می شود سریع الوصول باشد؛یعنی به صورتی باشد که طفل هر چه زودتر از عهده انجامش برآید.‌اگر هدف بلندی در پیش است آن را به هدف های جزیی تقسیم کنید تا طفل مرحله به مرحله آن را طی کند؛‌ زیرا وصول به هدف های کوچک مشوقی درونی برای کودک خواهد بود .و باعث افزایش اعتماد به نفس در انها می شود.

4- در انجام مسئولیت،کودکان را یاری دهید. اولین گام در این مرحله آن است که او یادبگیردکه چگونه از عهده انجام مسئولیتش بر آید و چگونه باید به هدفش برسد . آنجا که کمکی لازم باشد سعی کنید این کمک به صورت غیرمستقیم باشد ، ‌زیرا درغیر این صورت کودک متکی به دیگران بار می آید .

5- در دادن مسئولیت میزان فرصت او را در نظر گیرید. تمام وقت او را پر نکنید چون او زمانی را برای بازی خود نیاز دارد و نیز فرصتی را هم برای انجام کارهای مدرسه لازم دارد . غیر از این جنبه، باید فرصتهایی آزاد هم در اختیار داشته باشد تا آن گونه که خود می خواهد برنامه ریزی کند .

6- مسئولیت را کم بدهید و خوب تحویل بگیرید تا او منضبط و حسابگر بار آید .

7- برای این که در موقع تحویل گرفتن مسئولیت دچار مشکلاتی نشوید و مجبور نگردید که او را تنبیه و از او بازخواست کنید لازم است در فاصله  دادن مسئولیت تا تحویل گرفتن آن وظیفه اش را به او گوشزد کنید .

8- با مراعات همه این نکات باز هم ممکن است کودک درانجام مسئولیت دچار قصوری گردد ، در این جا زیاد سخت گیری نکنید ، ‌انعطاف پذیر و با گذشت باشید . از او بخواهید که وظایفش را کامل و درست مجدداً انجام دهد .


کودک در پذیرش مسئولیت آزاد باشد یا محدود ؟
مسئولیت را نمی توان و نباید بر کودکان تحمیل کرد ، ‌بلکه باید روح و میل آن را در کودکان ایجاد نمود . تجارب و بررسی ها نشان می دهد که مسئولیت تحمیلی ریشه دار نمی گردد وبه زودی از میان می رود و حتی گاهی اثر معکوس دارد ، توصیه مربیان در دادن مسئولیت به کودکان این است که در واگذاری آن،دو اصل مورد نظر باشد:

1- اصل آزادی : منظور این است که کودک در پذیرش مسئولیت خود آزاد باشد . امامسئله ای که در این جا مطرح می شود این است که در بسیاری از موارد کودک صلاح وفساد امور را درک نمی کند و دادن آزادی به او ممکن است موجب لطمه ای شود .

در چنین صورت شک نیست که حق رأی ندارد.‌رأی ، رأی والدین اوست؛ولی این امر موجب نمی شود که باز هم مسئولیت به گونه ای تحمیلی باشد . می توان خواسته خود را با زبان کودک اعمال کرد .‌ به صورتی غیر مستقیم طفل را وادار کرد حرف ما را بزند و خواسته ما را بگوید و آزادی او رعایت گردد .

این امر گو این که یک فریب تربیتی است ولی گناه به حساب نمی آید چون در طریق خیر و صلاح کودک است .

اما در صورتی که او فساد و صلاح را ولو بسیار جزئی تشخیص می دهد، به همان میزان باید در پذیرش مسئولیت آزاد باشد وگرنه کودک به صورت یک شیء در می آید .

‌گاهی مسئله صورت سومی هم پیدا می کند و آن این که درست است او صلاح و فساد را تشخیص نمی دهد ولی انتخاب او موجب لطمه ای به خیر و مصلحتش نیست.دراینجا هم آزادی او را محترم می شمریم و او را در انتخاب،آزاد می گذاریم .

بدین سان درهمه حال اصل بر رعایت آزادی است ولی گاه وبی گاه کنترل و مداخله ما هم وجود دارد .


2- اصل رغبت : برای این که مسئولیتی نیکو انجام شود باید خودِ فرد به انجام آن راغب باشد ورغبت به هنگامی است که او در انتخاب،آزاد و در مسئولیت،به نحوی ذی نفع باشد .

برای موفقیت در این زمینه بهتر است که دو یا سه امر اندیشیده و مورد صلاح را در برابرش قرار دهیم و او را در انتخاب یکی از آنها آزاد بگذاریم ، فی المثل بگوییم که این دو کار در پیش است تو هم می توانی ظرفها را بشویی و هم می توانی اطاق را جارو کنی ، کدام یک را می پسندی ؟

خوشبختانه رغبت،امری اکتسابی و از راه تلقین قابلِ اِعمال و نفوذ است و می توان زمینه آن را در کودک ایجاد کرد.


ادامه دارد...

آنلاین اجـاقـی

پاسخ : مسئولیت پذیری را باید از کودکی آموزش داد
« پاسخ #5 : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۳:۲۸ »
ادامه مطلب قبل...

غرض نهایی ما در پرورش مسئولیت :
در این زمینه از مسائل متعددی باید سخن بگوییم که اهم آنها عبارت اند از :


1- در پرورش مسئولیت،کوشش آن باشد که کودک متکی به خود و عمل خود باشد ، آنجا که مقاومت و استقامت،لازم باشد بایستد و آنجا که تسلیم می شود کورمال و نیندیشیده نباشد .

2- مسئولیت در فرد عمیق باشد آن چنان که از پذیرش و عمل آن وجدانش راضی باشد و خود را سر بلند احساس کند . در چنین وضعی نیاز به مراقبت و نظارت دیگران نیست و رفتار از درون و از عمق او سرچشمه می گیرد . به پیامبر گفتند:خدا که نیازی به نماز و عبادت تو ندارد چرا خود را به زحمت می افکنی ؟ فرمود : درست است که خدا نیازی به عبادتم ندارد،آیا من خود بنده شاکر و وظیفه شناسی نباشم ؟ .

3- انجام مسئولیت و وظیفه به صورت عادت در آید بدان گونه که ترک آن عمل رنج آور باشد نه عمل به آن.

4- مسئولیت دارای جهت باشد به گونه ای که بعداً قادر به اجرای یک نقشه و پیاده کردن یک طرح باشد.آن روز که جنبه رهبری برای او مطرح است مایه ای داشته باشد و آن روز که برایش رهروی و تابعیت مطرح است تابعی اندیشمند و عاقل باشد . در جنبه مادی هم مسئله به همین گونه است ، مسئولیت مادی و شغلی او به گونه ای باشد که به یک امر تولیدی منجر گردد .

5- مسئولیت،توأم با آگاهی و ایمان باشد و گرنه خطر می آفریند. چه بسیار تبهکاری ها ، کجروی ها و انحراف ها که ناشی از عدم آگاهی و عدم اعتقاد به عواقب وخیم آن است .

آنها از خیانت و تبهکاری رویگردان نیستند از آن باب که گمان دارند در برابر آن مسئولیتی و عقوبتی نیست ویا اگر هم باشد بسیار ناچیز و قابل گذشت است .

6- مسئولیت را باید به عنوان یک وظیفه به کودک یاد داد ، چطور کودک پوشیدن لباس ، شانه کردن موی سر ،آراستن سر و وضع ظاهر را وظیفه می داند و اگر روزی این وظایف را انجام ندهد گمان دارد همه او را با نظر تحقیر می نگرند ، باید درباره مسئولیت هم چنین باشد ، طوری که اگر روزی از انجام وظیفه کوتاهی کند ، چنان تصور و اندیشه ای برایش پیش آید.

وقتی که مسئولیت به عنوان وظیفه شد فعالیت ها صورت ذاتی به خود می گیرند . دیگر آن کسالت و ناراحتی روحی نیست ، عملِ لذت بخش و دردناک هر دو برایش مطبوع است . امام مجتبی (ع) صلح می کند و با اینک زخم زبان برایش بسیار است از کارش پشیمان نیست . امام حسین (ع) تن به شهادت می دهد و در برابر زخم های بی شمار آه نمی گوید؛ امام سجاد (ع) هم در محاصره دشمن به آنچه که باید، می پردازد . با این که می تواند تملقی بگوید و خود را خلاص کند ؛ ولی هیهات! هیهات!

7- و بالاخره پرورش مسئولیت باید بهگونه ای باشد که فرد ضمن اتکای بهخود به حق متکی باشد ، هم خود تلاش کند و هم از خدا مدد بخواهد ، رضای او را بجوید ، و خواست وایده او را در سر بپروراند . به عبارت دیگر تنها خود را نبیند وفقط در چارچوب عقل و احساس نباشد .


عوامل موثر در ایجاد مسئولیت :
برای ایجاد مسئولیت عوامل متعددی دخالت دارند که برخی از آنها به قرار زیر است:

1- در آموزش واگذاری مسئولیت،عامل محبت نقش اساسی دارد و بسیاری از مشکلات ازطریق آن حل می شود . کمتر مشکلی است که بر اثر صمیمیت ، اخلاص و‌ مهرورزی حل نشود . تحقیقات سوروکین نشان داد که تربیت در دامان والدین مهربان و فداکار مهمترین وسیله برای ایجاد مسئولیت است . تحقیقات دیگر نشان داده است که مسئولیت شناس ترین افراد در خانواده های خوشبخت و متحد به وجود آمده اند .
2- در ایجاد و واگذاری مسئولیت،کودک را تنها نگذارید ، بلکه برایش شریک و همکاری معین کنید و بهتر است این همکار،برادر و خواهر او باشند و این یکی از اسرار توصیه مربیان در داشتن بیش از یک فرزند است. وجود شریک و همکار، تحمل بار مسئولیت را برای طفل آسان می کند و او را از کسالت نجات می دهد .

3- برای ایجاد مسئولیت،خود الگوی درستی باشید ، کار خود را نیکو انجام دهید ، هرگز از سنگینی مسئولیت ننالید، اگر چه کارتان سخت و دشوار باشد .

4- از خطای تربیتی که موجب بدآموزی در زمینه مسئولیت می شود بپرهیزید،یکی از این خطاها آن است که برای دادن مسئولیت،تشریفاتِ سخت قائل شویم . مثلاً بگوئیم کار تو سخت است؛غیر قابل تحمل است . فقط تو هستی که با گذشت و تحمل می توانی از عهده انجامش برآیی ... .

قبل از این گونه تبلیغات ، از خود بپرسید که چرا کار سخت است؟ اتفاقاً کار برای شخصی که وظیفه شناس باشد بسیار آسان است. باید جای استعمال لغت آسان و سخت را عوض کرد؛ باید به نوجوان تفهیم کرد که بی مسئولیتی دشوار است؛ بیکار و بی عار زیستن سخت است؛ بی وظیفه و تعهد بودن ناگوار است و گرنه وظیفه مند و مسئولیت شناس بودن بسیار آسان است ،‌عمل به تعهد ساده است .

به هر حال تلقین این امر که انجام مسئولیت دشوار است آدمی را از پذیرش آنفراریمی دهد و او را همیشه خسته و پژمرده نگاه می دارد و برعکس اگر آن را امری مطبوع و نشاط انگیز معرفی کنیم همیشه با شادی به دنبالش روان می شود.


زمینه های لازم برای پرورش مسئولیت

منظور، وجود زمینه و امکاناتی است که بدون وجود آن مسئولیت پذیری مواجه با مشکلات و دشواری های بسیار می شود ، اهم آن عبارت اند از :

1- مسئولیت شناسی پیوند مستقیم با صداقت و درستکاری دارد ، بدین سان ضروری است که زمینه های راستگویی و درستکاری در فرد به وجود آید تا رعایت حق و ثواب درهمه احوال باشد .

2- انسان مسئول نیاز به تسلط بر نفس دارد و این تسلط در سایه قدرت اراده به دست می آید ، بدین سان به صورت دیگر،ضعف اراده در سایه قدرت اراده به دست می آید. ضعف اراده مانع انجام مسئولیت است و بر مربی لازم است که علیه آن مبارزه کند .

وصول به این خواسته از راه ایجاد یک نیروی باطنی ، تقویت وجدان و مبارزه با هوای نفس و تن پروری امکان پذیرست .

3- انعطاف پذیری ، مهرورزی ، احسان و عدالت پروری از زمینه های فوق العاده مهم برای وصول به هدف ها در طریق ایجاد روح مسئولیت است .

4- ایمان و اعتقاد به یک مبدأ کل که حسابها به نام او واریز شود و احساس شادی یا تاثر با ذکر او پیوند یابد اصلی مهم است.در سایه ایمان می توان به افراد یاد داد که مسئولیت های گوناگون فردی و اجتماعی را بپذیرد و نیکو از عهدهیانجام آن بر آید .


در صورت تخلف از انجام مسئولیت :
ممکن است کودک مسئولیت واگذار شده را انجام ندهد و‌ وضع به گونه ای باشد که برای ما تخلف به حساب آید . در چنین صورتی چه باید کرد؟قبل از پاسخ به این سوال باید ببینیم چرا آدمی در انجام مسئولیت تخلف می کند ؟ برای این سوال سه  پاسخ می توان معین کرد ؟


1 - او نمی داند :به عبارت دیگر نحوه انجام مسئولیت به علت ارتکاب خطا باشد ، در این صورت باید با آرامش،خطای او را اصلاح کرد و او را در مسیر ثواب قرارداد.

شک نیست که هر گونه فحش و ناسزا ، تنبیه و مکافات در باره چنین کودکی یک خطای تربیتی فاحش است .

2 او نمی تواند : یعنی انجام مسئولیت از عهده او بیرون است . مثلاً از کودک چهارساله می خواهیم عکس گلی را روی صفحه کاغذی ترسیم کند. ظرفی را ببرد،تمرین مشق کند و ... پیداست که کودک مزبور از عهده انجام این مسئولیت ها نمی تواند بر آید و فشار وتحمیل ما در چنین صورتی کاملاً ظالمانه و حداقل جاهلانه است .

در واگذاری مسئولیت ها مقتضای سنی اصل است و نیز مسائل امور به تدریج و در سایه تجربه و تمرین باید واگذار شود و کودک به توانستن وادار شود .

3 - او نمی خواهد : یعنی مایل نیست که مسئولیت را بپذیرد و انجام دهد ، ‌در اینجا اولاً باید تا حدودی به او حق داد از آن باب که او هنوز کودک است و گرفتار عالم کودکی خود . پذیرش هر گونه قید و بندی مخالف روح آزادی طلب او و برایش رنجش آور است .

ثانیاً‌ باید علل آن را جستجو کرد و یافت. باید دید آیا علل آن ندانستن و یا نتوانستن است یا تنبلی و تن پروری .

فقط در صورت اخیر است که مسئله تنبیه مطرح می شود . اما آن هم طی صورت و مراحلی که ذکر می شود .

قبلاً باید بدانیم تحمیل مسئولیت از راه فشار هرگز برای والدین پیروزی و موفقیت به همراه نخواهد آورد ، چون آنها همه گاه نمی توانند همراه کودک باشند . هر لحظه که فشار از میان برود طفل به حال اول بر می گردد.

ثالثاً ایجاد فشار ممکن است روح مقاومت و عصیان را در کودک ایجاد و یا زنده کند و باعث روگردانی و فرار همیشگی او از کار و مسئولیت شود.

رابعاً ممکن است یک حالت بی قیدی و بی تفاوتی نسبت به امر ونهی ها در او به وجود آید که نتایج را معکوس و وضع را وخیم تر کند و این خود نقض غرض تربیتی است . و بالاخره درهمه حال لازم است والدین از عهده اداره عواطف و احساسات خویش برآیند و راه و رسمی عاقلانه تر در پیش گیرند .


منبع : تبیان

نقل از: persianv.com


                                                                                                  پایان

آنلاین اجـاقـی

روند شكل گيري مسئوليت پذيري در فرزندان
« پاسخ #6 : ۱۹ مهر ۱۳۸۹ - ۱۴:۲۴:۰۸ »
روند شكل گيري مسئوليت پذيري در فرزندان/ اگر چيزي بدهيد چيزي مي گيريد


 *لوبياي دروغ لاي كتاب
    در آشفته بازار نشر كتاب هاي به اصطلاح روانشناسي كه مثل نقل و نبات بر سر و روي قفسه هاي كتابفروشي ها مي ريزد و مدعي است با لوبياي سحرآميز واژه هايش مي تواند خوشبختي را در دو دقيقه به چنگ خواننده اش بياورد و حداكثر در يك هفته مخاطبش را به چنان تمكن مالي برساند كه با ته مانده پول خرد جيبش، جزيره اي مجلل در فلان نقطه عالم بخرد، انتشار كتاب هايي كه با بهره گيري از متخصصان مجرب روانشناسي، روانپزشك ها و مشاوران به اختلال هاي رايج در ذهن ها و زبان ها و رفتار مردم مي پردازد فرصت بسيار مغتنمي است.
    در اين مجال به خلاصه اي از مباحث كتاب «روند شكل گيري مسئوليت پذيري در فرزندان» تأليف دكتر عبدالحسين رفعتيان روانكاو و روانپزشك كه به تازگي انتشار يافته موضوعاتش را با پرهيز از اصطلاحات دشوار و بحث هاي صرفاً تئوريك، براي عامه مردم قابل استفاده كرده است.


    *مسئوليت پذيري در مقدمه
    مؤلف در ابتداي كتاب به تعريف مسئوليت پذيري، چگونگي شكل گيري وابستگي و استقلال، شرايط و چگونگي مسئوليت پذيري در فرزندان، نقش تنبيه و تشويق در مسئوليت پذيري كودكان، سيستم تبادل در خانواده، مبارزه براي كسب قدرت و رابطه مبتني بر برابري يا مبارزه قدرت مي پردازد، اين كه فرزندان چه مسئوليت هايي را بايد به عهده بگيرند، چرا فرزندان مسئوليت هاي خود را انجام نمي دهند و اگر اين گونه شد چه بايد كرد، مسئوليت پذير نبودن فرزندان از چه زماني آغاز مي شود و چه زماني اين موضوع نشانه بيماري است. نويسنده در مقدمه كتاب با طرح اين موضوع كه اگر والدين از مسئوليت پذيري هاي خود شانه خالي كنند، فرزندان آنها به لحاظ رواني و عاطفي به بلوغ نمي رسند، مي نويسد: «جامعه بايد از پي بردن به آرزوها و شناخت خواست ها و افق هاي كساني كه هنوز زير بار مسئوليت هاي سنگين نيستند تكان هاي جديدي بخورد. در اثر جا خالي كردن بزرگسالان است كه نوجوان به طور زودرس و طي روندي كاذب، بالغ، بزرگ يا پير مي شود.»

    *فاصله زماني «حس كمبود چيزي» تا «برآوردن آن»

    مسئوليت پذيري اين گونه تعريف مي شود: «قابليت پذيرش، پاسخگويي و به عهده گرفتن كاري كه از كسي خواسته مي شود و شخص حق دارد آنها را بپذيرد يا رد كند ... اگر نوجوان احساس كند با زور او را مجبور به انجام كاري كرده اند ممكن است خود او هم چنين روشي را در پيش بگيرد، يعني علاوه بر نپذيرفتن آن مسئوليت سعي مي كند از طريق همين زورگويي يا لجبازي به خواسته هاي خود دست پيدا كند. فرزندان كه رشد و بالندگي آنها همراه با استقلال باشد مسئوليت پذيرتر بار مي آيند...»
    دكتر رفعتيان با بيان اين كه فرزندان از همان دوران كودكي بايد درك كنند در برابر چيزي كه مي گيرند چيزي بايد بدهند، معتقد است وابستگي كمكي به مسئوليت پذيري فرزندان نمي كند، از طرفي مسئوليت پذيري ژن خاصي ندارد و ارثي نيست، بلكه معنا و مفهومي قراردادي، اخلاقي و تربيتي است.
    نويسنده در ادامه با تعريف مفهوم وابستگي در انسان از جنيني تا نوزادي و دگرديسي آنها از وابستگي كامل به وابستگي نسبي (با ابراز تمايلاتي چون گريستن، جيغ زدن، بي تابي كردن) با ذكر مثال هايي از جمله توهم خوردن شير مادر با مكيدن شست و در ادامه قرار گرفتن در معرض گرسنگي فيزيولوژيك و پناه بردن به مادر اعتقاد دارد: «نوزاد از شش ماهگي تا يك سالگي به اين وابستگي پي مي برد و تازه مي فهمد كه مادري هم وجود دارد ... [از طرفي] فاصله زماني ميان «حس كمبود چيزي» تا «برآوردن آن» به كودك ياد مي دهد كه همه كارها فوراً انجام داده نمي شود و بايد صبر كرد ... كودك بايد درك كند كه قرار نيست هر چه او مي خواهد فوراً در اختيارش قرار گيرد ... اين الگو بايد از كودكي آغاز شود و تا نوجواني و جواني شكل بگيرد ... لازم است او به مرور بفهمد كه براي برآورده شدن خواسته هايش بايد تلاش كند. كسي كه فضاي خواستن را درك نكرده يا خواسته هايش بدون اين كه قدمي در جهت آنها بردارد برآورده شده به معني واقعي مصرف كننده بوده و احساس مي كند زندگي و اجتماع به او بدهكار است ... البته توجه بيش از حد والدين به خواسته هاي فرزندان معمولاً به دليل محروميت هايي است كه خود تجربه كرده اند.»
    *والدين مسئوليت پذير، فرزندان مسئوليت پذير بار مي آورند

    مؤلف با برشمردن شرايط مسئوليت پذيري فرزندان، پيش نياز مهم اين مؤلفه را مشروط نكردن عشق و محبت والدين به فرزندان به پذيرش مسئوليت از جانب آنها مي داند و مي نويسد: «كودك بايد اين حس را در فاصله سني تقريباً ۲ـ ۱‎/۵ سالگي تجربه كند ... [چرا كه] احساس امنيت درون كودك با حس دوست داشته شدن شكل مي گيرد، [از طرفي] والديني كه مسئوليت پذير نباشند نمي توانند فرزندان مسئوليت پذير داشته باشند يا بچه ها را به سوي بلوغ زودرس و كاذب مي رانند.
    *پيش شرط مسئوليت پذيري؛ واگذاري نقش فعال
    دكتر رفعتيان، مسئوليت پذير شدن فرزندان را در گرو شناخت توانايي آنها و در گام بعدي واگذاري نقش فعال در جهت پيشبرد اهداف خانواده مي داند؛ اتفاقي كه متأسفانه و به ويژه امروزه در بسياري از خانواده ها رخ نمي دهد. بسياري از والدين تصور مي كنند پدر، مادر ايده آل يعني پدر و مادري كه تمام مسئوليت هاي خانواده را به دوش مي كشد بنابراين معلوم است فرزندان اين خانواده وابسته بار مي آيند.
    اما شاخصه ديگر مسئوليت پذيري فرزندان كه در كتاب مطرح مي شود فراتر از دايره خانواده است، به اين معني كه كودك يا نوجوان با الگوبرداري از معلمان و مربي هاي خود ممكن است حس كند آنها انتظاراتي از او دارند كه خودشان رعايت نمي كنند.
    *مسئوليت پذيري در گرو تصوير مسئوليت در ذهن
    نكته بسيار مهمي كه در كتاب مطرح مي شود و طبيعتاً در شكل گيري روند مسئوليت پذيري نقش دارد تصويري است كه والدين از مسئوليت در ذهن كودك ايجاد مي كنند: «براي مثال اگر از فرزندمان مسئوليت بيرون گذاشتن كيسه زباله، چيدن ميز يا جمع كردن سفره را مي خواهيم تصويري كه از اين كارها به او ارائه مي كنيم بسيار مهم است. اگر اين كارها را به عنوان كارهايي بي ارزش، خسته كننده، بي خود و مزاحم به او معرفي كنيم طبيعي است كه او نمي پذيرد.» درواقع با «تغيير زاويه ديد» كودك كاري را كه ممكن است در ظاهر خسته كننده يا مورد پسند او نباشد انجام مي دهد. البته نويسنده بلافاصله به والدين تذكر مي دهد: «والدين توجه داشته باشند كه هميشه بايد با كودك خود صادق باشند و كار بي ارزش را به دروغ براي كودكشان با ارزش و بزرگ نكنند.»
    در ادامه كتاب به تأثير تنبيه و تشويق در مسئوليت پذيري كودكان اشاره مي شود. به اين معنا كه والدين بايستي از تحقير كودكان در مسئوليت هايشان بپرهيزند و در گام اول از تشويق در حد امكانات خود استفاده كنند و تنبيه (عامل پيشگيري) فقط به شكل محروم كردن از يك رشته امكانات رفاهي باشد: «اگر اتاقت را مرتب نكني، پول تو جيبي ات كم مي شود يا اجازه نداري به تولد دوستت بروي يا ...»

    *بايد چيزي بدهي تا چيزي بگيري
    از ديدگاه مؤلف، «پايداري مسئوليت پذيري» براي نوجوان معطوف به اين است كه او باور كند روي حرفش حساب مي كنند و به نظراتش احترام مي گذارند. در اين صورت فرد از وابستگي كامل بيرون مي آيد و در پرتو مسئوليت پذيري، قدرت تصميم گيري مي يابد. از طرفي «تبادل» نيز عنصر مهمي در اين ميان است، به اين معنا كه: «در برابر چيزي كه به دست مي آوري بايد چيزي بدهي يا كاري بكني ... وقتي با فرزندتان حرف مي زنيد بايد نگاه كند و جواب دهد. او هم انتظار دارد وقتي با شما صحبت مي كند به او نگاه كنيد و جواب بدهيد.»
    *هرم قدرت خانواده بايد شفاف و اقناعي باشد
    مبحث ديگر كتاب به «شكل هرم قدرت» در خانواده مي پردازد كه از سنت هر خانواده تبعيت مي كند. دكتر رفعتيان اعتقاد دارد شفاف بودن هرم و رأس آن براي اعضاي خانواده عنصر كليدي است. مؤلف گوشزد مي كند كه هرم قدرت در خانواده مثل سازمان هاي نظامي بي چون و چرا نيست و بايستي به صورت اقناعي اداره شود، از سويي همه افراد خانواده بايستي احساس كنند در اين هرم مكمل هم هستند و در امور خانواده نقش دارند. ادامه اين بحث تأكيد بر برابري (نه يكسان بودن) حق بيان خواست ها و نيازهاي والدين و فرزندان است، با اين تبصره و تذكر كه تفكر و برداشت غيرواقعي از برابري، نظم و ترتيب زندگي را به هم مي ريزد: «ممكن است فرزندي بگويد چون پدر مادر من تا ساعت دوازده شب تلويزيون تماشا مي كنند من هم بايد تماشا كنم. اين برابري براي بچه فايده اي ندارد.»
    نكته ديگر در اين باره به زعم نويسنده اين است كه خشم و عصبانيت بچه ها خيلي وقت ها ممكن است منطقي نباشد ولي والدين بايد به فرزندانشان نشان بدهند كه از خشم آنها نمي ترسند و در برابر آنها عقب نشيني نمي كنند. وقتي كودكي عصباني است بايد به او بگويند: «برو اتاقت و هر وقت عصبانيت ات فروكش كرد بيا منطقي صحبت كنيم.»
   
*تنبلي، اينرسي سلول ها
    اگر در طبيعت و در دنياي فيزيك قانوني به نام «اينرسي» (تمايل اجسام به سكون) وجود دارد اين تمايل به سكون نه در ملكول ها كه در سلول ها و در انسان قالبي به خود مي گيرد كه همه به نوعي با آن آشنا هستيم؛ تنبلي.
    دكتر رفعتيان از «تنبلي» به عنوان قانون «كمترين رنج» نام مي برد و معتقد است وقتي مسئوليتي به عهده فرزندتان مي گذاريد او بايد بفهمد اگر اين مسئوليت را انجام ندهد كس ديگري نيز آن را انجام نخواهد داد، نه اين كه پدر و مادر با يك تأخير زماني آن مسئوليت را انجام دهند: «البته كودك بايد درك كند كه قبول اين مسئوليت به منزله تسليم شدن نيست، بلكه به معني به دست آوردن هويت و احترام است.»

    *تناسب بين مسئوليت و توانايي هاي فكري، جسمي و عاطفي
    نويسنده كتاب «مسئوليت پذيري» اعتقاد دارد كه بين مسئوليت فرزندان و توانايي هاي فكري و جسمي و عاطفي آنها بايد تناسب وجود داشته باشد ... نه وظيفه اي كه ديگران از زير بار آن شانه خالي كرده اند: «والدين نبايد اجازه بدهند مسئوليت هاي سنگيني بر دوش فرزندانشان بيفتد (حتي اگر خود آنها متمايل باشند)»
    *اتاق فرزندان قلمرو آنهاست
    ديدگاه مطرح شده در كتاب بيانگر پذيرش اختلاف سليقه ها و مخالفت هاي فرزندان به مثابه نوعي سوپاپ اطمينان خانواده است، اما اين اختلافات وقتي مفيد هستند كه باعث شوند گفت وگوهاي تازه اي شروع شود.
    از طرفي اگر اختلافات حل نشد بايد تحمل كرد چون بعضي كشمكش ها حل شدني نيستند. نكته هوشمندانه اي كه مؤلف تذكر مي دهد رابطه «به رسميت شناخته شدن استقلال فرزندان» و «مسئوليت پذيري» آنها است: «اتاق فرزندان، سرزمين و قلمرو آنها است. والدين حق ندارند بي اجازه به قلمرو فرزندانشان وارد شوند. اتاق آنها سرزمين آنها است و آن گونه كه بخواهند به آنها نظم مي دهند ...»
    اگر والدين به فرزندشان بگويند چرا در اتاق را بستي، او متوجه مي شود اين اتاق متعلق به او نيست پس لزومي هم به مرتب كردن آن نمي بيند.
    نكته ارزشمند ديگر دكتر رفعتيان براي والدين اين است كه پيش از آن كه فرزندان را به عدم مسئوليت پذيري متهم كنيد بايستي شعاع دايره اين رفتار او را بسنجيم. اين كه: «آيا او نسبت به همه كس و همه چيز بي مسئوليت است اگر بي مسئوليتي او فقط در رابطه با خانواده اش باشد مشخصاً مشكل ارتباطي معيني وجود دارد، مثلاً ممكن است شيوه اي براي ابراز خشمش باشد.»
     
     

   
   
  نویسنده:  شكوفه شيباني
     

آنلاین اجـاقـی

مسئولیت پذیری کودکان ارثی است ؟
« پاسخ #7 : ۱۹ مهر ۱۳۸۹ - ۱۴:۴۰:۲۵ »
مسئولیت پذیری کودکان ارثی است  ؟

مسئولیت پذیری یعنی قابلیت پذیرش ، پاسخگویی و یا به عهده گرفتن کاری که از کسی درخواست می شود و شخص حق دارد که آن را بپذیرد و یا رد کند . مسئولیت پذیری ، در روند صحیح رشد انسان ها پدید می آید . مسئولیت با وظیفه تفاوت دارد ، وظیفه کاری است که یک نفر به دیگری محول می کند و باید حتما انجام بگیرد. وقتی از کسی می خواهید مسئولیتی را بپذیرد ، باید برای او کاملا مشخص شود که موضوع درخواست چیست و در برابر به عهده گرفتن آن، چه چیزی به دست می آورد . البته اجباری برای پذیرش این درخواست وجود ندارد . در واقع مسئولیت انتخابی آگاهانه است ؛ درست مثل قراردادی نانوشته که تمام اجزای آن برای طرفین مشخص است .

در برقراری هر ارتباط وجود سه عنصر ضرورت دارد : پیام ، پیام دهنده و پیام گیرنده  که هر دو باید درک و تفسیر واحدی از پیام داشته باشند . پیشنهاد و مسئولیت نباید با احساس گناه  و یا احساس بدهکاری یا اعمال زور و مبارزه برای کسب قدرت همراه باشد ؛ بلکه باید بدون فشار مالی یا عاطفی مطرح شود . اگر نوجوان احساس کند با زور او را مجبور به انجام کاری کرده اند ، ممکن است خود او هم چنین روشی را در پیش بگیرد ، یعنی علاوه بر نپذیرفتن آن مسئولیت ، سعی می کند از طریق همین زورگویی یا لجبازی به خواسته های خود دست پیدا کند .

فرزندانی که رشد و بالندگی آن ها همراه با استقلال باشد مسئولیت پذیرتر بار می آیند . کودکی که از ابتدا امکان استقلال به او داده شده باشد ، آمادگی بیشتری برای پذیرفتن مسئولیت خواهد داشت . به همین دلیل است که گفته می شود استقلال فرد ، الگویی است که باید از شروع زندگی افراد پذیرفته بشود . وابستگی ، کمکی به مسئولیت پذیری فرزندان نمی کند .

فرزندان در یک مقطع از زندگی خود متوجه می شوند که در تعامل خود با دیگران هستند و نمی توانند تنها زندگی کنند و باید به خواست ها ، نیازها و انتظارات دیگران توجه کنند تا به نیازهای خوشان نیز پاسخ داده شود . فردی که برای دیگران اهمیت قائل نیست و از رفتار نامناسبش با دیگران ، احساس بدهکاری و گناه نمی کند ؛ حتما مراحل شکل گیری شخصیت او به خوبی طی نشده است یا دچار نوعی بیمار است ، واز چنین فردی نمی توان انتظار مسئولیت پذیری داشت .

یک رشته خصوصیات انسانی به صورت ارثی منتقل می شود تا ظرفیت و توانایی ها را در انسان ایجاد کند . مسئولیت پذیزی ( به عنوان ویژگی یا خصوصیات شخصیتی ) ژن خاصی ندارد که در اثر آن خانواده ای مسئولیت پذیر باشد یا نباشد . یعنی مسئولیت پذیری از طریق کدهای DNA منتقل نمی شود اگر فردی توان مغزی ، ژنتیکی و بیولوژیکی کافی نداشته باشد اصلا نمی فهمد که کسی از او انتظار دارد یا ندارد .طبعا معنی مسئولیت پذیری را متوجه نمی شود . مسئولیت پذیری ارثی نیست بلکه معنا ومفهومی قراردادی ، اخلاقی و تربیتی است . از نظر ذهنی انسان فقط توانایی دست یافتن به کلمات و مفاهیم را دارد و می تواند آن ها را بفهمد و به کار گیرد . و این پدیده ای است که در متن خانواده و روابط اجتماعی و تعاملاتی که فرد با آن روبرو می شود امکان رشد پیدا می کند .

منبع : Accepting Resposibility


دکتر شاهرخ امیری

 فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان

دنیای کودک تبریز


 

آنلاین اجـاقـی

مسئولیت پذیری فرزندان
« پاسخ #8 : ۱۷ آذر ۱۳۸۹ - ۱۸:۳۴:۱۷ »
مسئولیت پذیری فرزندان


شناخت توانائی ها و استعدادهای بالقوه و بالفعل افراد و زیبایی از عملکرد، میزان موفقیت و نیز توقع نداشتن در مسئولیت سپاری و ایجاد زمینه و محیطی مساعد برای رشد و پرورش استعدادهای آنها، از جمله موارد دیگری است که در رشد متعادل شخصیّت و تقویت اعتماد به نفس آنان، بسیار حائز اهمیت است.
این امر محقق نمی شود؛ مگر اینکه ما بتوانیم با شیوه های علمی و مستدل، به سؤالات فراوانی که در این خصوص ممکن است در ذهن هر پژوهنده ای نقش ببندد، پاسخ دهیم؛ این که آیا ما می توانیم تأثیر محیط را در تربیت افراد نادیده بگیریم؟ کدام یک از عوامل محیطی یا وراثتی تأثیر و اهمیّت بیشتری دارد؟ از عوامل محیطی، خانواده، چه نقشی می تواند داشته باشد؟
آیا در خانواده، تعداد فرزندان و ترتیب تولد آنها به لحاظ درک شرایط محیطی متفاوت و نحوه و اِعمال شیوه های تربیتی گوناگون در برخورد با آنها می تواند از عوامل تأثیر گذار بر شخصیت شان باشد؟
آگاهی از رابطه ی ترتیب تولد فرزندان و مسئولیت پذیری اجتماعی و سیاسی آن ها بخصوص در جامعه ی ما که هنوز فعالیت های تحقیقی و علمی جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده  و بویژه در این حوزه که هیچکار قابل قبولی انجام نشده است و پاسخ گویی به بسیاری از سؤالات در این مورد امری ضروری به نظر می رسد.


پی بردن به نقش تربیت فرزندان و میزان مسئولیت پذیری اجتماعی، برنامه ریزی درست برای کمک به جریان رشد طبیعی، شناسایی و پرورش صحیح اســــــتعدادهای نهفته و زمینه سازی برای امر تعلیم و تربیت مطلوب آنها و در نهایت ارتقای سطح سلامت روانی افراد یک خانواده در درجه نخســــت و خانواده بزرگ تر یعنی جامعه، در مرحله بعدی، از وظایف و ملزومات اصلی حوزه علوم انسانی بخصــوص تعلیم و تربیت است که بنظر می رسد، انجام چنین تحقیقی بتواند، خلأهای موجود ناشـی از عدم پیشینه ی غنی و قابل استنادی در این زمینه را پرنماید.


مسلماً هرچه میزان مسئولیت پذیری در اجتماع بالاتر باشد، آن جامعه به همان اندازه پویاتر، شاداب تر، فعال تر و پیشرفت و ترقی در آن به مراتب سریع تر و عالی تر خواهد بود. شناخت و پرورش استعدادهای بالقوه ی افراد و تربیت و هدایت آنها و بدست آوردن معیارهای اصلی این هدایت، شناخت دقیق ویژگیهای آن افراد را طلب می کند. این معیار های اصولی و مبتنی بر مبانی علمی است که می تواند راه گشای خوبی برای گزینش، انتخاب و انتصاب افراد باشد. از این منظر کتاب فرزندان و مسئولیت پذیری اجتماعی و سیاسی را به شما کاربران عزیز معرفی می نماییم.


مطالب بخش تجارت الكترونيك تبیـــــان

آنلاین اجـاقـی

آموزش فرزندانی مسئولیت پذیر
« پاسخ #9 : ۱۷ آذر ۱۳۸۹ - ۱۹:۳۳:۴۷ »
آموزش فرزندانی مسئولیت پذیر


تمام افراد دوست دارند فرزندانی مسئولیت‌پذیر داشته باشند اما این آرزو چگونه تحقق می‌یابد؟
بچه‌ها حتی در سنین پائین هم علاقه بسیاری به کمک کردن دارند، اگر شما صبور و خلاق باشید، خواهید دید آنها چقدر بیشتر از آنچه شما فکر می‌کنید از دستشان کار برمی‌آید. این کار موجب می‌شود وقتی بزرگتر شدند در کارهایشان اعتماد به‌نفس و شوق داشته باشند.

اگر می‌خواهید مسئولیت‌پذیری به‌صورت طبیعی و عمقی در وجود فرزندتان شکل بگیرد آنها باید ارزش واقعی کارهایشان را درک کنند. اگر فقط روی چیزی که به‌عنوان پاداش خواهند گرفت متمرکز شوند، این را نخواهند آموخت.

اگر فرزندتان عادت کرد وسایل خود را در مدرسه یا کلاس زبان جا بگذارد اجاره بدهید با نتایج و عواقب کارهایش هم روبه‌رو شود.
درغیر این‌صورت هیچ وقت در زندگی مسئولیت‌پذیر نخواهد شد.هر رفتاری از کودک می‌بینید و خوشتان می‌آید جلوی خودش به زبان بیاورید این کار سبب می‌شود کار با شوق بیشتری تکرار شده و در خاطر کودک ماندگار شود.

مسئولیت‌پذیری را به‌عنوان ارزش معرفی کنید و اهمیت آن را در زندگی مشخص کنید. الگوی مسئولیت‌پذیری کودک باشید. شما در بیشتر موارد الگوی کودک هستید پس مراقب رفتارهایتان باشید چون بچه‌ها تمام کارهایتان را زیر ذره‌بین دارند.

با بچه‌ها صحبت کنید و بگویید که توقع چه رفتاری از او دارید. وقتی کودک نمی‌داند مسئولیت‌پذیری یعنی چه؟ چطور انتظار دارید مسئولیت‌پذیر باشد.در بعضی مواقع با پدر و مادرهای دیگر حرف بزنید، کتاب بخوانید، به مشاوران متخصص مراجعه کنید و خلاصه هر کاری از دستتان برمی‌آید انجام دهید تا احساس کنید برای تربیت فرزندتان تنها نیستید.

-http://rangaranggroup.com/articles/4245.html آموزش-فرزندانی-مسئولیت-پذیر


آنلاین اجـاقـی

مادر یا پدر مسئولیت پذیر و فرزندان بی مسئولیت
« پاسخ #10 : ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۸:۲۹:۰۱ »
مادر یا پدر مسئولیت پذیر و فرزندان بی مسئولیت

بسیار دیده شده است علیرغم اینکه پدر یا مادری بسیار مسئولیت پذیر هستند یا یکی از همسران خیلی دلسوز ، مهربان و مسئولیت پذیر هستند، اما فرزند یا فرزندان آنها بسیار تن پرور یا بی خیال هستند . مادر شکایت دارد که با همه سعی و تلاشش نتوانسته است که فرزند خود را مسئولیت پذیر کند.
در ذیل نکاتی را به صورت مقدمه برای چنین والدینی نقل می کنیم. که با انجام این مقدمات شرایط تربیت کودک فراهم شده و والدین پس از آن می توانند نسبت به تربیت فرزند خود اقدام نمایند.

1 - پدر یا مادری که زیادی مسئول یا حساس هست، اگر بچه اشان زمینه بی مسئولیتی داشته باشد، به مرور مشکل دار می شود. در واقع این گونه پدران و مادران حمایت افراطی دارند هم روی فرزندشان و هم روی همسرشان.
پس :
باید مسئولیت درس یا کارهای فرزندش را، به خودش واگذار نماید. و نظارت باید بسیار غیر مستقیم و دورادور باشد.


2 - پدر یا مادری که مسئولیت پذیری، دلسوزی و مهربانی زیادی دارند بسیار مواظب هستند که احتمالا فرزندشان ناکام نشود. و برای او انواع خوردنی، اسباب بازی، تفریح و سرگرمی و فیلم و کامپیوتر و ... فراهم می کنند.
چنین فرزندانی در حالت اشباع به سر می برند و روشهای تربیتی مبتنی بر پاداش و تنبیه برای این فرزندان تقریبا غیر موثر است.
پس:
باید به مرور طی یک تا دو هفته تقریبا همه اسباب بازی ها، خوراکی ها ، گشت و گذارها و سرگرمی ها مثل کامپیوتر، بازی سونی، یا... کم و به حد صفر برسد و منتظر باشید تا آثار تشنگی فراهم شود. (میهمانی، تفریح، صحبت کردن با فرزند یا هرچیزی که می تواند برای او جذاب باشد به مروز باید حذف یا کم شود.)


3 - پدر یا مادری که نقش دلسوزی و حمایتی افراطی دارند، زیاد از زبانشان استفاده می کنند و توضیحات زیادی برای فرزندانشان می دهند و به مرور اثرات حرفهایشان کاهش می یابد. بچه با «عمل نکردن به حرفهای تکراری والدین» مانوس شده و یک مقاومت پیدا می کند.
پس:
در مورد بچه ها مخصوصا در سن زیر دبستان و دبستان زیاد از روشهای تکراری «صحبت کردن و نتیجه نگرفتن» استفاده نمی کنیم.


4 - پدر یا مادری که مسئولیت پذیری افراطی دارند. قوانین کم و مستحکم ندارند. خطوط قرمز آنها از بس زیاد هست نامشخص هست. این والدین معمولا خلق الساعه قانون تولید می کنند و مجازات و پاداش فوری در نظر می گیرند.(قوانین این والدین نامشخص یا مشخص و فراوان هست. همچنین قوانین مهم و خطوط قرمز کم و شفاف نیست.و مجازات تخطی از آنها یا مشخص نیست یا مستمر نیست.)
پس:
باید قوانین بسیار بسیار کم در مورد مهمترین مسائل زندگی کودک به صورت خط قرمز ترسیم شود. و ابتدا روی آنها تمرکز کرد. این خطوی قرمز مشخص و عملیاتی تعریف شود، تنبیه و پاداش آن (با توجه به بند فوق)، هم مشخص شود و هم زمینه چینی شود.نیاز نیست که یکبار فرزند شما همه رفتارهای نامطلوبش را یک شبه ترک کند.


5 - اگر والدین در مسئولیت پذیری دو گانه باشند. معمولا فرزند از خلاء بین آنها عبور می کند و بسته به شخصیتش یکی از والدین را به عنوان الگو انتخاب کرده و روشهای زیر آبی رفتن را از روی او تمرین می کند.
پس:
هماهنگی بین والدین (حداقل در مورد روش برخورد با یک مشکل خاص کودک) باید کاملا انجام شده و در عمل یک روش را بدون تغییر به کار گیرند.


6 - فرزندان به عکس آنکه ممکن است تظاهر کنند که از روابط والدین و جزئیات آن بی خبرند، بسیار حساس هستند. لذا هر گونه ناآرامی، تنش، و فکر ناآرام آنها را ناخودآگاه تشخیص می دهند. و کودکان البته ناخودآگاه با مشکلاتی که ایجاد می کنند توجه والدین را مشترکا به خود جلب کرده و اینگونه خانواده را به تعدیل می رسانند. البته ممکن است وضع خانواده خوب باشد ولی کودکان مثلا بلند صحبت کردن والدین را نشانه درگیری بدانند.
پس:
به میزانی که والدین از درون قلب احساس آسودگی و آرامش دارند تربیت کودک هم آسان می شود.(نه اینکه صرفا جلوی کودک دعوا نکنند.)



7 - پس از فراهم آمدن مقدماتی که در بالا گفتیم برای تغییر رفتار نامطلوب کودک باید از برنامه تقویت استفاده شود همان سیستم پاداش و تنبیه.
البته برنامه تقویت دارای اجزایی هست و توضیحات تخصصی نیاز دارد که در این خلاصه نمی گنجد و نیاز به مقاله دیگری دارد.

منبع: همدردی



اشتراک گذاری از طریق delicious اشتراک گذاری از طریق facebook اشتراک گذاری از طریق linkedin اشتراک گذاری از طریق twitter

xx
انسان و مسئولیت پذیری

نویسنده اجـاقـی

3 پاسخ ها
6307 مشاهده
آخرين ارسال ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۸:۴۷:۲۱
توسط اجـاقـی
xx
8 خصلت ناپسند که حتماً باید فکری بحال آنها کرد

نویسنده حمید رستمی

0 پاسخ ها
780 مشاهده
آخرين ارسال ۲۳ دی ۱۳۹۰ - ۱۷:۰۷:۵۴
توسط حمید رستمی